زمزمههای دلتنگی در فراق آفتاب مهر
عاشق سرگشتهایم آرام جان گم كردهایم ...
غم زمانه خورم یا فراق یار كشم ...
خورشید رخ مپوشان در ابر زلف یارا ...
چه روزها كه یك به یك غروب شد نیامدی ...
ای ماه بیا كه راه را گم كردیم ...
فضای این دل دیوانه گرفته بوی گل نرگس ...
بارالها مهربان بابای من كی خواهد آمد ...
جمله جمله نه واژه واژه تو را ...
سر راهت در انتظارم برده حجرت صبر و قرارم ...
هزار آیینه میروید به هر جا مینهی پا را ...
گفتم كه روی ماهت از من چرا نهان است ...
مهدی جان قربان روی دلگشایت ...
گل همیشه بهارم خدا كند كه بیایی ...
یک عمر دویدیم و به کویش نرسیدیم ...
دارم گلی خوش رنگ و بو از گلستان فاطمه ...