آفتاب مهر
آفتاب مهر


مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید


نظرسنجی

  • اگر مقدر الهی بر این باشد که در این جمعه امام زمان (عج) ظهور بنمایند، شما به عنوان یک شیعه چقدر خود را برای این موضوع آماده می‌بینید؟







  • بیدار دلِ بیدارگر!

    می‌شنوی؟ صدای گسترش حریر بال ملایک می‌آید و زمین، آذین‌بندی آسمان را غبطه می‌خورد.

    نسیم را نظاره کن! چگونه دست مهربان خودش را بر سرشاخه‌های درختان مدینه می‌کشد و در گوش سپیده دم، نجوا سر می‌دهد... شگفتا مگر چه افتاده است که این چنین دلشادی‌ها اوج می‌پذیرد و کبوتر قلب‌ها تا فضای روشن فجر و فلق پر می‌کشد؟

    آنک آن شب زیبا فرارسیده است: نیمه‌ی ماه خدا. و ماه خدا اکنون به جلوه‌گری می‌آید!

    با میلاد امام حسن از خانه‌ی فاطمه و علی پنجره‌ای رو به سوی حُسن ازلی گشوده شد!

    نوگل باغ مصطفوی، حضرت حسن بن علی چونان غنچه‌ای در باغستان توحید به بار نشست و در دامان پاک پدر و مراقبت‌های باغبانه مادر بالنده شد...

    سلام ما بر مولود نیمه‌ی رمضان که در آستانه شب‌های قدر برکتی مضاعف بر سفره‌ی افطار و سحر روزه‌داران می‌بخشد. و سلام ما بر تو ای امام بیدار دل بیدارگر، ای پیشوای مؤمنان، عزیز دل مجاهدان، ای نستوه و بی‌باک، ای گل سرخ پاک، ای مرد کریم، ای بزرگ پرچمدار آزادی و آزادگی و ای مددیار قیام و انقلاب بزرگی که تا پایان تاریخ، در تداوم است و محرومان و مستضعفان را به تلاش و حرکت و قیام علیه مستکبران جهان وا می‌دارد.

    سلام بر تو... سلامی بی‌شماره... انبوه... تا بیکرانه‌ها!

     

    برگرفته از کتاب‌های "جرعه‌ای از جام ولا" نوشته‌ی جواد نعیمی و "قطعات" نوشته‌ی جواد محدثی

     

     

    آفتاب مهر، پانزدهم رمضان، خجسته سالروز میلاد با سعادت ریحانه‌ی رحمت،

    کریم اهل بیت، امام حسن بن علی المجتبی علیه السلام

    را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

    و منتظران راستین حضرتش تبریک و تهنیت عرض می‌نماید.

    امام مهدی(عج) در ادعیه ماه رمضان

    ماه رمضان، بهار قرآن و هنگامه‌ی معطر شدن جان‌های مؤمنان با عطر دل نواز آیه‌های الهی است.

    رسول گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ عترت خود را همراه و قرین قرآن نامید، پس رمضان همان گونه كه بهار قرآن است. باید بهار ولایت نیز باشد. به همین خاطر در این ماه آن چنان كه از سوی پیشوایان دینی به قرآن دعوت شده است، جویندگان حقیقت به ولایت و امامت نیز فرا خوانده شده‌اند. این حقیقت را در ادعیه‌ای از ماه مبارك رمضان كه در ارتباط با امام مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ است به عیان می‌توان مشاهده كرد.

    برای مشاهده ادامه مقاله لطفاً اینجا را کلیک نمایید

    بانویی روشن بین

    خویشتن را در آستانه سعادت و نیک بختی یافت و آرزوی بزرگ زندگی‌اش را برآورده نگریست. موج شادی و شادمانی کران تا کران دل نا آرام او را گرفت و خانه و زندگی و دفتر بزرگ تجارت و مدیریت او را نیز در بر گرفت و در اندک زمانی این موج به امواجی تبدیل گردید که خانه‌های مکه و محفل‌های مردم آن شهر و دیار را درنوردید.

     واکنش‌ها در برابر خبر شگفت انگیز پیوند محمد صلی الله علیه و آله و سلم و خدیجه  علیها السلام متفاوت بود. در این میان عده‌ای در این شادی شریک شدند و عده‌ای به این دلیل که هم شان بودن و همسان بودن در زندگی مشترک را تنها به ارزش‌های ظاهری و قدرت و ثروت می‌دانستند، در گوشه و کنار به عیب جویی از این بانوی کمال جو و روشن اندیش حجاز پرداختند که چگونه با چنین جمال و کمال، ثروت، امکانات و استقلال و مدیریت یک سازمان بزرگ اقتصادی، آماده ازدواج با جوان و جوانمردی می‌گردد که با همه آراستگی به ارزش‌های والای انسانی، به هر حال جوانی یتیم است و از ثروت و امکانات مالی و مادی بهره چندانی ندارد.

     به همین دلیل است که با رسیدن این زمزمه‌های نا آگاهانه و غرض ورزانه به گوش آن بانوی خردمند و با تدبیر، برای توجیه آنان و روشنگری درباره ی تصمیم خردمندانه و شایسته و تاریخ ساز خویش و دفاع از تکیه گاه دنیا و آخرتش، محمد صلی الله علیه و آله و سلم ضیافت بزرگی تشکیل می‌دهد و انبوهی از زنان و دختران را دعوت می‌کند و بر سر سفره شام، رو به آنان، ضمن سخنانی کوتاه و کوبنده و روشنگر می‌گوید:

     "هان‌ای گروه زنان و دختران! به من خبر رسیده است که عده‌ای از شما در مورد پیوندم با محمد به چون و چرا و خرده گیری پرداخته و یا عیب جویی کرده اید. من می‌خواهم از شما بپرسم که: آیا درسراسر مکّه و حجاز و در گستره ی جهان، انسانی والاتر و بالاتر از این جوان اندیشمند و پاک روش، از نظر آراستگی به ارزش‌های انسانی و فضایل اخلاقی و رادی و جوانمردی و خرد و آزادمنشی سراغ دارید؟ هر کس در ازدواج خویش آرزو‌ها و آرمان‌ها و ملاک هایی دارد و من شیفته کمال و منش مترقی و اندیشه والا و کردار انسانی محمد هستم و در این راه، نه خرده گیری نا آگاهان می‌تواند مانع راه و انتخاب سنجیده و حساب شده ام گردد و نه حسادت حسودان و نه بد اندیشی و غرض ورزی مغرضان و به خواست خدا خویشتن را در زندگی پیروز و سر افراز و به آرزو بزرگ خویش رسیده می‌نگرم."(1)

    در این هنگام بود که زنان و دختران سرشناس حجاز با شنیدن سخنان روشنگر حضرت خدیجه  علیها السلام لب فرو بستند.

     بر پایه این بینش آگاهانه بود که حضرت خدیجه علیها السلام تا پایان عمر از هیچ جانفشانی در راه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دریغ ننمود و ثمره این انتخاب نیز بانویی همچون حضرت فاطمه زهرا علیها السلام گردید. چنین انتخابی که بر پایه ی عقلانیت و تدبیر بوده می‌تواند ثمراتی چنین بزرگ در پی داشته باشد. اما به راستی معیارهای اصلی ما در ازدواجمان چه بوده و چه هست؟

     پاورقی‌ها:

    1- متن سخنان حضرت خدیجه علیها السلام برگرفته از کتاب الانوار نوشته ابوالحسن بکرى عالم اهل تسنن می‌باشد.

    برگرفته از کتاب «فروغ آسمان حجاز خدیجه علیها السلام » تالیف:علی کرمی فریدنی

     

    جهت آشنایی بیشتر با زندگانی این بزرگ بانو به سایت حضرت خدیجه مراجعه نمایید

     

    آفتاب مهر، دهم رمضان، سالروز وفات

    مهربان یار و یاور رسول خدا صلی الله علیه و آله و حامی پاکباخته حریم نبوت

    ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری علیها السلام

    را به مومنین جهان تسلیت عرض می‌نماید

     

    ماه افتتاح

    بارالها! آشنای ما چه شد؟

    دلستان با وفای ما چه شد؟

    بارالها فاتح تقدیر کو؟

    کاروان بر جای مانده، میر کو؟

    دشمنان در پیش و پشت ما به یار

    اهل حق ناچیز و خالی کوله بار

    فته‌ها گیرند به سوی ما شتاب

    شهر در آشوب و ما را برده خواب

    بانگ زن آن قافله سالار را

    آن شه مطرود و شب بیدار را

    بوم آزاد و ماه شد در قفس

    یکه بین مردگان صاحب نفس

    ماند در تبعید آیین بهار

    ننگ و نیرنگ است کار روزگار

    ای خدا مضطر شده سلطان ما

    جان به لب شد حضرت جانان ما

    بارالها! باش بر حالش گواه

    آشکارا ساز ماه افتتاح

    دریافت فایل صوتی این متن

     

    برگرفته از مجموعه صوتی ماه افتتاح

    یك عمر دویدیم...

    یك عمر دویدیم و به كویت نرسیدیم

    دل از تو شكستیم ولی دل نبریدیم

    روی تو گل انداخت ز شرم گنه ما

    ما از گل روی تو خجالت نكشیدیم

    خال لب تو دانه‌ی ما بود و صد افسوس

    اندر طلب دانه به هر دام پریدیم

    رفتیم و دویدیم همه عمر و نگفتیم

    دنبال كه رفتیم به سوی که دویدیم

    تو سینه‌ی صد چاک ز ما خواستی و ما

    حتی ز فراق تو گریبان ندریدیم

    بودیم سرافراز به مهر تو هماره

    هر چند ز بار گنه خویش خمیدیم

     
    • تعداد صفحات :43
    • ...  
    • 8  
    • 9  
    • 10  
    • 11  
    • 12  
    • 13  
    • 14  
    • ...