آفتاب مهر
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

کجایی؟

کجایی ای طلوع نرگسِ عطرهای ناشکیبا؟

کجایی ای طلوع هرچه دستهای بلند؟

کجایی ای تولد ابرهای باران زا؟

کجایی ؟

سیلی کبود

صدای کوچه گاه سنگ می شود به وقت درد!

سکوت لحظه های بی عبور، همهمه، زهر بی نشان خواب

من از هنوز یادهای سرخ، من از هجوم اشک های زخم

من از عبور، کوچه، کاروان

من از هنوز همهمه، صدای سیلی کبود، یاد یاس بی نشان

من از نجابت نگاه ملتهب، من از شکوه قامت قلم، تجلی نگاه دلنواز یار

به حرمت قسم رسیده ام!

زیباترین ترانه شرقی

زیباترین ترانه شرقی

یاد تو بر دلم شولای سبز رنگ تَسَلاست

وقتی به درد و داغ سر را نهاده بر سر زانو

رنج مذاب می چکد از دیده تَرَم

نامت بلند باد که با یادت

هم می توان هزار شب بی ستاره را

تا رجعت سپیده صادق به سر برم

زیباترین ترانه شرقی

موعود نسلهای پریشان

ای آخرین ذخیره دادار

ای یار! من خسته ام!

در ژرفنای این شب قطبی شکسته ام

ما من بخوان حدیث گل سرو و لاله را

آیا نهایتی است شب بی ستاره را؟

 

زمان جوان شود و رنگ بوستان گیرد

زمان جوان شود و رنگ بوستان گیرد

دمی که ساعد سلطان ما جهان گیرد

ز فر شوکت او هر چه بر زمین بینی

نشان ز رفعت جاوید آسمان گیرد

ز دست سوخته صدها هزار لاله سرخ

سراغ خانه سر سبز باغبان گیرد

به سوخت دلکش قمری مست در دل باغ

نسیم، دست گل و یاس و ارمغان گیرد

امیر دولت گُل می کُشد زمستان را

تقاص پیکر مجروح ناروان گیرد

چه دودها که بر انگیزد او ز دوده کفر

گر آن شرار پری رنگ جان ستان گیرد

قضا به قبضه شمشیر او زند بوسه

که عدل مرده ز برقش دوباره جان گیرد

به رغم ارهمنان، خاتم قبیله نور

ز طوف کعبه کران تا به بیکران گیرد

تصور کن !

تصور کن شب است و باز غم داری / خیال راه رفتن در حرم داری

برای اینکه با دل هم قدم باشی / میایی تا اذان صبح آن شب در حرم باشی

تصور کن ببینی رفت و آمد نیست / دگر باب الجواد و صحن و گنبد نیست

دگر تعداد زائر بیش از حد نیست / ضریح نقره ای هم دور مرقد نیست

حرم را فرض کن بی صحن گوهرشاد یک لحظه / بدون آب سقاخانه و بی پنجره فولاد یک لحظه

تصور کن شبستانی نمی بینی / رواق و صحن و ایوانی نمی بینی / کنار در شبیه قبل دربانی نمی بینی

حرم لبریز زائر نیست / مسافر یا مجاور نیست / دگر دور و برش سینه زن و مداح و شاعر نیست

عَلَم ممنوع! ورود دسته هم ممنوع/

صدای نوحه و سینه زنی و ذکر و دم ممنوع/محرم پرچم مشکی زدن دور حرم ممنوع!

نباید فاطمیه پیراهن مشکی تنت باشد! نباید شال ماتم گردنت باشد

نباید از در و دیوار صحبت کرد/ نباید لحظه ای درمورد مسمار صحبت کرد

نباید از طناب دور گردن گفت/ نباید از چهل تن گفت/ نباید از زمین افتادن زن گفت

نباید از دوتا شش ماهه اینجا گفت / نباید از رباب و از دل زخمی زهرا(س) گفت

نباید گفت میخ در همان تیر سه پر شد بعد/ نباید گفت مادر دربدر شد بعد/ نباید گفت آبی خورد و شیرش بیشتر بعد

نباید جمله ای از کاروان و از ربابش گفت / نباید از نشستن زیر نور آفتابش گفت / نباید از مسیر شام و از بزم شرابش گفت

تصور کن!

مدینه در تمام سال اینطوری است / به روی قبرهایش سایه‌بان هم نیست

فقط یک گریه کن دارد/ که آن مهدی (عج) است...

علی زمانیان

 

 

 
  • تعداد صفحات :87
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات