آفتاب مهر
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

سلسله مسابقات کتابخوانی پاییز 98

سلسله مسابقات کتابخوانی پاییز 98

سلسله مسابقات کتابخوانی اینترنتی به مناسبت آغاز فصل پاییز سال 98 بر روی پایگاه اینترنتی کتابخوانی برگزار می‌شود و شرکت برای عموم هموطنان آزاد می‌باشد.

منابع برگزیده این دوره از مسابقات عبارتند از:

*عاشورا مکتب انتظار

*نقش ائمه در احیای دین - جلد 15

*صادقانه‌ترین فریاد: پژوهشی پیرامون حدیث شریف منزلت

*پیراهن کبود

*رسم شیدایی

*مردان و رجزهایشان

*برگزیدگان، سیری کوتاه در زندگانی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

*گزارش لحظه به لحظه از شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

 

شروع مسابقه: 98/7/1

پایان مهلت ارسال پاسخها: 98/9/30

اعلام برندگان: 98/10/1

 

جوایز :

 4  کمک هزینه سفر به مشهد مقدس

 

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در این مسابقات به سایت کتابخوانی

 به آدرس ketabkhani.com  مراجعه نمایید

 

محرم ماه ایثار و حماسه

هنوز صداى حماسه مى ‏آید! هنوز ققنوس‏‌هاى آتش زاد، از میان شعله ‏هاى یاد و داد به پا مى‏ خیزند. هنوز بوى خیمه ‏ها و پروانه‏ هاى سوخته و گل‌برگ‏ هاى بر خاك نشسته، به مشام جان‌ها مى ‏رسد. هنوز فریاد عطش در میان گرما و آتش، توأم باناله ‏هاى زنان و كودكان، در گوش زمین و زمان مى ‏پیچد. هنوز صداى سنج و سینه و زنجیر و نوحه مى‏ آید!

   اكنون پاره زخم‏ هاى دلم، سر، باز كرده ‏اند و قناتى از غم، در قنوت نگاه من جریان دارد. هم‌چنان كه نجوایی جارى است! انگار كسى با خویشتن زمزمه مى‏كند! گوش مى ‏سپارم:

السلام على‏ الحسین و على على ‏بن‏ الحسین و على اولادالحسین و على اصحاب الحسین.

پس آن‏ گاه مى ‏اندیشم:

«اى خون خدا! كدام شاعر مى ‏تواند تو را بسراید و كدام واژه مى ‏تواند تو را آن چنان كه بایسته است، بستاید؟!»

 

برگرفته از کتاب مرجان سرخ، نوشته‌ی جواد نعیمی

باور

گفتند که می آیی!

این باورمان گشت، باوری از سر یقین!

دیر یا زودش ما را متزلزل نمی کند که وعده خدا را حتمی می دانیم. 

باشیم یا نباشیم او می آید!

با کوله بار انبیا بر دوش، رسالت الهی همراه، عصای قدرت در دست و قلبی مهربان در سینه...

تو می آیی از دورها، از آن سوی مرز زمان، چو خورشید بر اسب نور، چو مهمانی از کهکشان...

می آیی که قلب مرا پر از بوی نرگس کنی و در صحن آلاله ها مرا دشتی از حس کنی...

اگر تو نیایی کسی به باران نخواهد رسید

و افسانه انتظار به پایان نخواهد رسید

اگر تو نیایی کویر هم خاک داغ است و بس

درختان روی زمین، همه میله های قفس...

در شب قدر دلم با غزلی همدم شد

در شب قدر دلم با غزلی همدم شد/بین ما فاصله‌ها واژه به واژه کم شد

بیت‌هایم همه قرآن روی سر آوردند/چارده مرتبه، آنگاه دلم محرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم/بوسه می‌خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت/گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجرۀ رویایی/چشم من محو ضریحی که نمی‌دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق/گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم،عطش آمد به سراغم، گفتم:/به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

آنقدر دور حرم سینه زدم تا دیدم/کعبه شش گوشه شد، آنگاه دلم محرم شد

روی سجادۀ خود یاد لبت افتادم/تشنه‌ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد/از محمد(ص) به محمد(ع) که میسر هم شد

من مسلمان شدۀ مذهب چشمی هستم/که درآن عاطفه با عشق و جنون توام شد

سال‌ها پیر شدم در قفس آغوشت/شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروان دل من بس که خراسان رفته است/تار و پود غزلم جادۀ ابریشم شد

سال‌ها شعر غریبانه در ابیات خودش/خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می‌خواندم/برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت/یک قدم مانده به او کار جهان درهم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت/آی برخیز ز جا، قافیه یا قائم(عج) شد

 

شاعر: سید حمیدرضا برقعی

فضای این دل دیوانه...


فضای این دل دیوانه، گرفته بوی گل نرگس

دلم نشسته چو پروانه، در آرزوی گل نرگس

سزد ز غصه بمیرم من، ز درد و غربت و تنهایی

همیشه ذکر فرج دارم، ولی چرا تو نمی آیی؟

منم که زشت و سیه چهره، تو در نهایت زیبایی

منم فقیر ِ فقیرانم ، تو در نهایت دارایی

چه می شود بشود روزی، سراغ خیمه ی سبزِ تو

که روزیم بشود روزی، طعام ِ خیمه ی سبز تو

دوباره پای گنهکارم، به بزم عشق تو واگشته

سرم به زیر و شکسته دل، دو دیده پر ز حیا گشته

ز قطره قطره ی اشک ِ من، ببین که بوی تو می آید

دو دست خسته و لرزانم، به سمت و سوی تو می آید

 
  • تعداد صفحات :87
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات