تبلیغات
آفتاب مهر
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء 18

کربلا     زمان : یکشنبه پنجم محرم الحرام 61 هجری

نیروهای پراکنده در سطح شهر کوفه کم کم جمع شده وبه لشکر عمربن سعد می پیوندند. عبیدالله عده ای را مأموریت داد تا در مسیر به سوی کربلا بایستند واز حرکت کسانی که به قصد یاری امام حسین علیه السلام  از کوفه خارج می شوند ، جلوگیری کنند . چون گروهی از مردم می دانستند جنگ با امام حسین علیه السلام  در حکم جنگ با خدا و پیامبر است در اثنای راه از لشکر دشمن جدا شده وفرار می کردند . از سخنان امام حسین علیه السلام  با لشکر دشمن : هیهات ما به ذلت تن نخواهیم داد . خدا ورسول او ومؤمنان هرگز برای ما ذلت را نپسندیدند ، دامنهای پاکی که ما را پروریده ، وسرهای پر شور و مردان غیرتمند هرگز طاعت فرومایگان را برکشته شدن مردانه ترجیح ندهند .

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء 17

کربلا     زمان : شنبه چهارم محرم الحرام 61 هجری

عبیدالله بن زیاد در مسجد مردم را چنین خطاب کرد:« ای مردم ! خاندان ابوسفیان را آزمودید وآنها را چنان که می خواستید یافتید !! ویزید را می شناسید که دارای رفتار وروشی نیکوست که به زیر دستان احسان می کند وبخششهای او بجاست ! اکنون یزید دستور داده تا بین شما پولی را تقسیم نمایم وشما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم .» شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار جنگجو یزید بن رکاب با دو هزار جنگجو حصین بن نمیر با چهار هزار جنگجو مضایر بن رهیه با سه هزار جنگجو نصر بن حرشه با دو هزار جنگجو برای جنگ با حسین علیه السلام  اعلام آمادگی کرده وحرکت بسوی کربلا را آغاز کردند . امام علیه السلام  در پاسخ « قیس بن اشعث » که سفارش به بیعت با یزید می کرد ، فرمود : نه ، به خدا سوگند ، دست ذلت در دست آنان نمی گذارم ، مانند بردگان از صحنه جنگ با آنان فرار نمی کنم .

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء 16

کربلا     زمان : جمعه سوم محرم الحرام 61 هجری

عمر بن سعد با لشکری چهار هزار نفره از اهل کوفه وارد کربلا شد . سخن امام حسین علیه السلام  هنگام ورود به کربلا : اَلنّاسُ عُبیدُ الدُّنیاوَالدّینُ لَعِقٌ عَلی اَلسِنَتِهِم یَحوُطُونَهُ ما.... مردم ،بندگان دنیا هستند ودین آنها جز سخن زبانشان نیست . تا آنگاه که زندگیشان بچرخد ، دنبال دین می روند . و هرگاه بنای امتحان و آزمایش پیش آید ، دینداری بسیار اندک می شود.

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء 15

نینوا ( و کربلا)     زمان : پنج شنبه دوم محرم الحرام 61 هجری

نینوا جایی است که حر دستور یافت حضرت را در بیابانی بی آب وعلف وبی دژ وقلعه فرود آورد . امام علیه السلام برای اقامت در محل مناسبتری ، به حرکت خود ادامه داد تا به سرزمینی رسید . اسم آنجا را سوال فرمود ؛ تا نام کربلا را شنید ، پس گریست وفرمود : پیاده شوید، اینجا محل ریختن خون ما ومحل قبور ماست ، وهمین جا قبور ما زیارت خواهد شد ، وجدم رسول خدا چنین وعده داد . عبیدالله بن زیادنامه ای بدین مضمون برای حضرت نوشت : خبر ورود تو به کربلا رسید . من از جانب یزید بن معاویه مأمورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم ویا بحکم من وحکم یزید بن معاویه باز آیی ! والسلام . امام علیه السلام  فرمود : این نامه را جوابی نیست ! زیرا بر عبیدالله عذاب الهی لازم وثابت است. امام حسین علیه السلام  چون نامه ابن زیاد را خواند ، فرمود : لا اَفلَحَ قَومٌ اشتَرَوا مَرضاتِ المَخلوُقِ بِسَخَطِ الخالِق رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند . (خشنودی مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند )

جان جهان

تو جان جهانی فدایت شوم

تو بهتر ز جانی فدایت شوم

نه ماهی نه مهری به رویت قسم

به از این و آنی فدایت شوم

دلم را که چون سایه دنبال توست

کجا می‌کشانی فدایت شوم

چه کردم گناهم چه بوده چرا

ز چشمم نهانی فدایت شوم

قلم را شکستم دهان دوختم

تو فوق بیانی فدایت شوم

قد سرو و سرو قد تو کجا

تو سرو روانی فدایت شوم

چه کم گردد از تو مرا هم اگر

کنارت نشانی فدایت شوم

الا ای تمام جهان از تو پر

کجای جهانی فدایت شوم

خیال تو دل را صفا می‌دهد

ز بس مهربانی فدایت شوم

عجب نیست از شهد وصلت اگر

مرا هم چشانی فدایت شوم

از آن رو نهانی که می‌بینمت

به هر جا عیانی فدایت شوم

چه پیدا چه پنهان به هر جا روی

امام زمانی فدایت شوم

نه تنها به «میثم» به خلق جهانی

تو کهف امانی فدایت شوم

 

غلامرضا سازگار متخلص به «میثم»

 
  • تعداد صفحات :83
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...