آقا بد کردهام !
در این عمر خویش، در دارایی خویش بد کردهام
عفوم کنید
بخاطر تمام گناههایی که مرتکب شدهام و به سبب آنها به پیشگاه الهی از سر محبت بزرگ
خویش برایم استغفار کردید
بخاطر تمام لحظههایی که ناظرم بودید و از من توقع تقوا و ورع و پاکی داشتید
و من به دام نفس اسیر لغزیدم و به پرتگاه رنجش و خشم و اندوه شما فرو افتادم
شرمندهام آقا !
شرمندگی قلم ادیبانهای نمیخواهد
تا حرارت شرم را که در جانم هست را به سینه کاغذ بکشد
در کتابها خواندهام که شما ناظر عمل منید
خواندم که اگر افعال زشت ما نبود که به پیشگاه شما عرضه می شود
هر آیینه ما به فوز ملاقات شما نائل میشدیم
خواندهام که شما برای گناهان ما استغفار میکنید
و برای کارهای خوب ما خدا را شکر میکنید
و در عجب شدهام آقا از این همه عطوفت و مهر
از این پیوندی که به کرم، شما زدهاید به جمعیت رعیت
آقا جان!
از خودم در خجالتم
شرمندهام و سر افکنده
تیرهای رنج که به قلب شریفتان افکندهام را به کرم چنان بگیرید که گویی نبوده است
گناهانی که کردهام را به بزرگواری چنان بگیرید گه گویی نکردهام
آقا!
میدانم که: "کذالک یبدل الله سیات حسنات"
کیمیاگری کنید مرا هم که در غلبه گناه به سیهای تبدیل می شوم
به کیمیاگری خویش به حسنهای از شیعیان آل محمد(ص) بدل کنید
دریافت فایل صوتی این متن (لینک غیر مستقیم)