بازآ که بی تو بر ندمد آفتاب صبح
خورشید را مگر تو گذاری به قاب صبح
ای فارق سپیده ایمان ز شام کفر
باشد غیاب روی تو ما را غیاب صبح
ای یادگار فاطمه، ای وارث حسین
ای از تبار روشنی، ای هم رکاب صبح
ای ساقی زلال صفا بی حضور تو
شد ساغر سپیده تهی از شراب صبح
ای آفتاب صادق حق جلوهای که سوخت
در حسرت نگاه تو چشم پر آب صبح
ای مقتدای رویش گلهای روشنی
بازآ که بی تو بر ندمد آفتاب صبح