6 - شمایل و خصوصیات
محدثان و مورخان ، براساس روایات بسیارى كه از پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله و امامان علیهماالسلام رسیده است ، شمایل و اوصاف حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) را در كتاب هاى خویش آورده اند كه برخى از آنها اشاره مى شود:
حضرت مهدى چهره اش جوان و گندمگون ، ابروانش هلالى و كشیده ، چشمانش سیاه و درشت ، شانه اش پهن ، دندان هایش براق و گشاده ، بینى اش كشیده و زیبا، پیشانى اش بلند و تابنده ، استخوان بندیش استوار، دستان و انگشتانش درشت ، گونه هایش كم گوشت و اندكى متمایل به زردى - كه از شب زنده دارى عارض شده - بر گونه راستش خالى مشكین ، عضلاتش پیچیده و محكم ، موى سرش بر لاله گوشش ریخته (62) ، اندامش متناسب و زیبا، هیئتش خوش منظر و رباینده ، و در میان شانه اش اثرى است چون اثر نبوت (63) و....
از خصوصیات آن حضرت این است كه ، او فرزند پیامبر صلى اللّه علیه و آله و از اولاد بانوى گرامى اسلام ، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و نهمین پیشوا از نسل امام حسین علیه السلام و خاتم اوصیا و منجى نهایى و قائد جهانى است ؛ وى داراى دو غیبت است كه یكى كوتاه مدت و دیگرى بلند مدت است ، او جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد، پس از آن كه از ظلم و جور پر شده باشد و...(64)
این است «مهدى» ، با این مشخصات و با این ویژگى ها و ده ها نشانه و علامت دیگر كه پیش از ظهور «مهدى» ، و مقارن ظهور «مهدى»و پس از ظهور «مهدى»محقق مى شود. اینها است واقعیت این امر. و «مهدى»این امام معین و مخصوص است ، دیگر هر چه بگویند و هركس را پیش اندازند، یاوه است و قبول آن حماقت .
مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) اكنون غایب است . او خلیفه حق ، ولى مطلق است . او خاتم اولیاء و وصى اوصیا، منجى نهایى ، قائد جهانى ، انقلابى اكبر، و مصلح اعظم است . چون درآید، به كعبه تكیه كند و پرچم پیامبر صلى اللّه علیه و آله را در دست گیرد، و دین خدا را زنده سازد، و احكام خدا را، در سراسر گیتى ، جارى كند. او با شمشیر در آید، و زمین پر شده از جور و بیداد را، پر از مهربانى و داد گرداند.(65)
او اهل قیام و جهاد(66) ، عبادت و تهجد(67) ، خشوع و خضوع (68) ، زهد و ساده زیستى (69) ، صبر و بردبارى (70) ، عدالت و احسان (71) ، و... است . او سرآمد همگان در علم و دانش (72) ، سراپا عدل و بركت و پاكى است .(73)
از سیرت و شیوه تربیتى ، اجتماعى ، سیاسى ، اقتصادى ، و... او فصل پایانى ، بیشتر گفت وگو خواهیم داشت .
7 - دوره هاى زندگى حضرت
دوره هاى زندگى حضرت را مى توان به سه دوره «اختفا» ، «غیبت صغرى »و «غیبت كبرى »تقسیم كرد. عصر ظهور و بعد از ظهور نیز مى تواند از دوره هاى زندگى امام علیه السلام محسوب شود كه در بحث هاى كلامى به آن پرداخته مى شود.
دوره اختفا
این دوره از هنگام تولد حضرت (255 ه( تا رحلت امام عسكرى علیه السلام (260 ه( است . در مدت این 5 سال ، حضرت در دوران پدر بزرگوار خود زندگى مى كرد.
امام عسكرى علیه السلام در آن دوره ، دو وظیفه اساسى و حساس را عهده دار بود؛ یكى حفظ فرزندش از گزند خلفاى عباسى ، و دیگر اثبات وجود او و اعلام امامتش به عنوان امام دوازدهم ، و آن حضرت از عهده هر دو به بهترین شكل برآمد؛ هم فرزندش را حفظ كرد و هم در فرصت هاى مناسب به یاران و دوستان خود او را معرفى مى نمود، اما به خاطر وجود اختناق شدید توسط «عباسیان » ، تنها تعداد اندكى از یاران صدیق امام عسكرى علیه السلام ؛ مانند «ابو هاشم جعفرى » ، «احمد بن اسحاق » ، و «حكیمه »و «خدیجه » ، عمه هاى امام یازدهم علیه السلام از ولایت آن حضرت آگاه بودند.(74)
«معاویة بن حكیم »و «محمد بن ایوب بن نوح »و «محمد بن عثمان عمرى »نقل مى كنند: 40 تن از شیعیان نزد امام عسكرى علیه السلام گرد آمدیم ، آن حضرت فرزندش را به ما نشان داد و فرمود: «این امام شما پس از من و جانشین من است ، از او پیروى كنید و از گرد او پراكنده نگردید كه هلاك مى شوید و دینتان تباه مى گردد، این را هم بدانید كه پس از امروز او را نخواهید دید.(75) »
امام عسكرى علیه السلام تصمیم گرفت تا براى حفظ جان فرزندش او را به جاى مطمئن ترى بفرستد. مدارك تاریخى حكایت از آن دارد كه امام علیه السلام نخست فرزند خود را در «سامرا»و سپس در «مدینه » پنهان نمود. امام دوازدهم (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) در «مدینه » تحت سرپرستى مادر بزرگ پدرى خود زندگى مى كرد.(76) بنا به نقل «صدوق » ، امام عسكرى علیه السلام 40 روز پس از تولد فرزندش ، او را به مكان نامعلومى فرستاد و آنگاه وى به مادرش باز گردانده شد.(77)
بنا به روایت «مسعودى » ، امام عسكرى علیه السلام در سال (259 ه( از «حدیث »، مادر خود درخواست كرد تا به حج مشرف شود، از آن پس «حدیث »، و نواده اش تحت حفاظت «احمد بن مطهر» ، یار صمیمى و نزدیك امام عسكرى علیه السلام به «مكه »رفتند. (78) به نظر مى رسد آنان پس از برگزارى مناسك حج به «مدینه »عزیمت كرده باشند و آن جا را محل اختفاى امام دوازدهم (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) قرار داده باشند.(79) برخى از روایات نیز مى تواند مؤ ید همین نكته باشد؛ چنان كه زمانى «ابو هاشم جعفرى »از امام عسكرى علیه السلام پرسید: پس از وفات شما، سراغ جانشینان را در كجا باید یافت ؟
امام پاسخ داد: در «مدینه » .(80)
به گفته برخى محققان ، بیشترین احتمال این است كه امام دوازدهم (عجل الله تعالى فرجه الشریف)، بخش عمده دوران كودكى خود را در «مدینه »گذرانده باشد؛ زیرا امام عسكرى علیه السلام خطرى كه در صورت اقامت فرزندش در «عراق »با آن مواجه مى شد را تشخیص داده بود(81)
غیبت صغرى
با شهادت امام عسكرى علیه السلام در سال (260 ه(مرحله غیبت كوتاه مدت امام دوازدهم (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) آغاز شد و تا سال (329 ه(؛ یعنى 70 سال (82) به طول انجامید. این غیبت به لحاظ این كه از جهت زمانى محدود است ، به آن «غیبت صغرى »مى گویند. این دوره نقش بسیار مهمى در ایجاد آمادگى شیعه براى پذیرش «غیبت كبرى » داشت .
در طول «غیبت صغرى »گرچه امام از نظرها پنهان بود، اما كسانى بودند كه با آن حضرت در تماس بودند و سمت «نواب خاص »امام را داشتند؛ هر یك از شیعیان مى توانستند به وسیله «نواب »مشكلات و مسائل خود را به عرض آن حضرت برسانند و توسط آنان خود را دریافت كنند. گاهى گروهى از مردم به وسیله آن نایبان خاص به دیدار امام مى رسیدند. (83) این نایبان 4 نفرند و به «نواب اربعة »مشهورند.
اسامى اینها كه همگى از علما و بزرگان شیعه هستند به ترتیب عبارتند از:
1 - ابو عمر، عثمان بن سعید عمرى از (260 ه( تا هنگام وفات كه ظاهرا قبل از سال (267 ه( بوده است . (84) برخى وفات او را در سال (265 ه( ذكر كرده اند). (85)
2 - ابو جعفر، محمد بن عثمان عمرى (از هنگام وفات سفیر اول تا 305 ه(.
3 - ابو القاسم ، حسین بن روح نوبختى (305 ه- 326 ه(.
4 - ابو الحسن ، على بن محمد سمرى (326 ه - 329 ه(.
درباره زندگى ، تلاش ها و فعالیت هاى هر یك از این چهار بزرگوار و نقش آنان در سازمان مخفى وكالت و ایجاد آمادگى در شیعیان براى پذیرش «غیبت كبرى » ، در «فصل ششم » ، مفصل گفت وگو خواهیم كرد.
غیبت كبرى
سومین مرحله را زندگى امام مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) را، دوران «غیبت كبرى »و دراز مدت ، تشكیل مى دهد. این دوره پس از سپرى شدن «غیبت صغرى » ، آغاز شد و تاكنون ادامه یافته و به امر خداوند تا هنگام حصول «اقتضاى تام » ؛ یعنى آن زمان كه زمینه پذیرش و رهبرى و حكومت جهانى آن حضرت از نظر عده عده فراهم شود، ادامه خواهد یافت .
این مرحله میدان بزرگ ترین آزمایش انسان ها و غربال مؤ منان و سنجش ایمان و عمل قرار گرفته است ؛ در این مدت طولانى «حجت »خدا در پشت پرده غیبت ، خورشید گونه از پس ابرها، نور افشانى مى كند. (86)
همان گونه كه «غیبت » ، به دو مرحله تقسیم مى شد و به دو گونه بود، «نیابت »نیز همین گونه است ؛ یعنى داراى دو مرحله است و دو گونه : «نیابت خاصه »در «غیبت صغرى »و «نیابت عامه »در «غیبت كبرى » .
در «نیابت خاصه »امام ، اشخاص معینى را نایب خود قرار داده بود كه به اسم و رسم ، آنها را معرفى نموده ، و هر كدام را به وسیله نایب پیش از خود به مردم شناسانده بود.
در «نیابت عامه » ، بر اساس یك ضابطه كلى و معین كه امام خود به دست داده بود، هر فردى كه آن ضابطه را از همه جهت و در همه ابعاد دارا باشد، نایب امام شناخته مى شود، و به نیابت از امام ، ولى جامعه در امر دین و دنیا خواهد بود.
این مقام و این نیابت به وسیله خود حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) به عالمان واجد شرایط تفویض شده است .
«شیخ طوسى » ، «شیخ صدوق »و «شیخ طبرسى »از «اسحاق بن عمار»نقل كرده اند كه گفت : مولاى ما حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) (در مورد وظیفه شیعیان در زمان غیبت ) فرموده است : و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الى رواة حدیثنا فانهم حجتى علیكم و انا حجة الله علیهم » (87) .
در حوادث و رخدادهایى كه واقع مى شود به روایت كنندگان حدیث ما رجوع كنید كه آنان حجت من بر شمایند، و من حجت خدا بر آنانم .
«طبرسى »نیز در كتاب «الاحتجاج »از امام صادق علیه السلام نقل كرده است كه آن حضرت در ضمن حدیثى فرمود: و اما من كان من الفقهاء صائنا لنفسه ، حافظا اهواه مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه.» (88)
هر یك از فقها كه مراتب نفسش دینش و مخالف هوى و هوسش و مطیع فرمان مولایش (ائمه علیهماالسلام ) باشد بر عوام ، لازم است كه از او تقلید كنند.
بدین ترتیب امور مسلمین در زمان «غیبت كبرى »به دست «ولى فقیه »قرار گرفت كه با نظر او باید انجام و جریان یابد. گرچه منصب «فتوا» ، «قضاوت »و «حكم »براى فقیهان از پیش ، توسط ائمه معصومین علیهماالسلام جعل شده بود، ولى رسمیت مرجعیت و زعامت فقهاى اسلام از این تاریخ پدید آمد و تا ظهور آن حضرت ادامه خواهد داشت .
و پس از ظهور مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف) دولت ایام (89) ، پیوسته از آن اولیاى خدا خواهد بود.(90)
خلاصه
به گفته همه مورخان و محدثان شیعه و سنى ، امام محمد المهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) دوازدهمین امام شیعه و آخرین وصى پیامبر، در پگاه جمعه ، نیمه شعبان سال (255 ه) یا (260 ه) در «سامرا»چشم به جهان گشود، پدرش «امام حسن عسكرى علیه السلام »و مادرش «نرجس »یكى از پارساترین و بزرگ ترین زنان روزگار خود بود.
مشهورترین لقب او «مهدى »است و بر نگین انگشترى اش این عبارت نقش بسته است : انا حجة الله و خاصته.
او داراى شمایل و ویژگى هایى است كه وى را از مدعیان دروغین متمایز مى كند، زندگانى آن حضرت داراى چندین دوره است :
1 - «اختفا» ، به مدت 5 سال از آغاز تولد تا هنگام شهادت امام حسن عسكرى علیه السلام . در این مدت ، تولد آن حضرت از دشمنان مخفى نگاه داشته مى شد و تنها تعدادى از خواص و نزدیكان و شیعیان آن حضرت به خدمتش بار یافتند.
2 - «غیبت صغرى » ، به مدت 70 سال از زمان شهادت امام حسن عسكرى علیه السلام تا سال (329 ه(، هنگام فوت آخرین نایب از «نواب اربعة » .
در این دوره ، شیعیان مشكلات و مسائل خود را از طریق 4 تن از « نواب » به آن حضرت مى رساندند. اینها كه از علما، پرهیزكاران و بزرگان شیعه هستند عبارتند از:
عثمان بن سعید (از 260 ه، تا هنگام وفات ).
محمد بن عثمان (از وفات نایب اول تا 305 ه(.
حسین بن روح نوبختى (305 ه، 326 ه(.
على بن محمد سمرى (326 ه، 329 ه(.
«غیبت كبرى » ، از ابتداى سال (329 ه( تاكنون ، و تا هر وقت كه مقدمات رهبرى آن حضرت فراهم گردد، ادامه خواهد یافت . در این دوره امام (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) براى نایب خود ضابطه عامى قرار داده و هر فردى كه آن ضوابط، از هر جهت و در همه ابعاد بر او صدق كند، نایب او شناخته مى شود و به نیابت از وى ، ولى جامعه در امر دین و دنیا خواهد بود. این مقام به وسیله خود حضرت مهدى (عجل الله تعالى فرجه الشریف ) و دیگر ائمه علیهماالسلام به چنین كسى كه عالم و واجد شرایط است تفویض شده است .
... ادامه دارد.
پی نوشت:
62- در برخى روایات چنین آمده «یسیل شعره على منكبیه » ، موى سرش بر دوش هایش ریخته (منتخب الاثر، ص 185؛ اعیان الشیعة ، ج 2، ص 44؛ كشف الغمة ، ج 2، ص 426.
63- براى آگاهى بیشتر از شمایل و خصوصیات حضرت مهدى علیه السلام ، ر.ك : منتخب الاثر، باب 4 تا 25؛ اعیان الشیعة ، ج 2، ص 44؛ الغیبة ، نعمانى ، باب 13، ص 212؛ كشف الغمة ، ج 2، ص 464 - 470.
64- براى آگاهى بیشتر از شمایل و خصوصیات حضرت مهدى علیه السلام ، ر.ك : منتخب الاثر، باب 4 تا 25؛ اعیان الشیعة ، ج 2، ص 44؛ الغیبة ، نعمانى ، باب 13، ص 212؛ كشف الغمة ، ج 2، ص 464 - 470.
65- خورشید مغرب ، محمد رضا حكیمى ، ص 29.
66- الجحجاح المجاهد (مفاتیح ، دعا براى امام عصر علیه السلام )، القائم المومل (مفاتیح دعاى افتتاح).
67- بابى من لیلة یرعى النجوم ساجدا و راكعا (مكیان المكارم ، ج 1، ص 122).
68- خاشع لله كخشوع النسر لجناحه (عقد الدرر، ص 158)؛ یكون من الله على حذو لایغتر بقرابة (الملاحم و الفتن ، ص 108).
69- ما لباسه الا الغلیظ و ما طعامه الا الجشب (بحار الانوار، ج 52، ص 354).
70- علیه صبر ایوب (كمال الدین ، ص 310).
71- العدل المنتظر (مفاتیح الجنان ، دعاى افتتاح ).
72- اوسعكم كهفا و اكثركم علما (بحار الانوار، ج 51، ص 115)؛ ان العلم بكتاب الله و سنة نبیه لینبت فى قلب مهدینا كما ینبت الزرع على احسن بناته . (كمال الدین ، ج 2، ص 653).
73- اذ بعث الله رجلا من اطایب عترتى و ابرار ذریتى ، عدلا مباركا زكیا (الملاحم و الفتن ، ص 108).
74- تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم علیه السلام ، دكتر جاسم حسین ، ص 124.
75- كمال الدین ، ص 435؛ كشف الغمة ، ج 2 ص 527، بحارالانوار، ج 52، ص 25؛ براى اطلاع بیشتر از همه كسانى كه در این دوره به خدمت حضرت بار یافتند. ر.ك : منتخب الاثر، ص 355 - 358.
76- تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم علیه السلام ، دكتر جاسم حسین ، ص 124
77- كمال الدین ، ص 429.
78- اثبات الوصیة ، ص 247 و 253
79- تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم علیه السلام دكتر جاسم حسین ، ص 124
80- الكافى ، ج 1، ص 328. شایان ذكر است : مقصود از مدینه ، همان مدینه طیبه است . بسیارى از محققان بر همین اعتقادند. (ر.ك : مراة العقول ، علامه مجلسى ، ج 4، ص 2)، علاوه بر آن روایاتى نیز از امام جواد علیه السلام موید این مطلب است . (ر.ك : الغیبة ، نعمانى ، ص 1856. فقال الى المدینة ، فقلت اى المدن ؟ فقال مدینتنا هذه و هل مدینة غیرها.
81- تاریخ سیاسى غیبت امام دوازهم علیه السلام ، دكتر جاسم حسین ، ص 124-125
82- شیخ مفید در «الارشاد»(ج 2 ص 340) آغاز غیبت صغرى را از هنگام ولادت حضرت مهدى (عج ) مى داند، او مى گوید: «غیبت صغرى ، از زمان ولادت حضرت مهدى (عج ) تا پایان دوره سفارت (نیابت خاصه ) و هنگام درگذشت آخرین سفیر از سفیرانى كه واسطه ارتباط شیعه با امام بوده اند، مى باشد» . با این حساب دوره غیبت صغرى ، 75 سال مى شود. آنچه كه شیخ مفید را بر این عقیده واداشته ، ظاهرا این نكته است كه حضرت مهدى علیه السلام در آن پنج سال ابتداى تولد، حضور و معاشرت چندانى نداشته است ، و از نظر كلى غایب محسوب مى شده است .
83- شیخ صدوق در كمال الدین (ص 434-479) تعدادى از این افراد را نام مى برد.
84- ر.ك : تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم علیه السلام ، دكتر جاسم حسین ، ص 156.
85- هاشم معروف حسینى (به نقل از همان :، ص 155).
86- بحار الانوار، ج 52، ص 93.
87- الاحتجاج ، طبرسى ، 28.
88- الاحتجاج طبرسى ، ج 2،ص 459
89- اشاره است به آیه «تلك الایام نداولها بین الناس ...»(آل عمران / 140) «ما دولت روزگار را، هر چند گاه ، به دست كسانى مى دهیم تا مقام اهل ایمان به امتحان معلوم گردد.»
90- لاداولن الایام اولیائى الى یوم القیامة بحار الانوار، ج 52، ص 312؛ كمال الدین ، ج 1، ص 256.
منبع:کتاب تاریخ عصر غیبت