بارالها! آشنای ما چه شد؟
دلستان با وفای ما چه شد؟
بارالها فاتح تقدیر کو؟
کاروان بر جای مانده، میر کو؟
دشمنان در پیش و پشت ما به یار
اهل حق ناچیز و خالی کوله بار
فتهها گیرند به سوی ما شتاب
شهر در آشوب و ما را برده خواب
بانگ زن آن قافله سالار را
آن شه مطرود و شب بیدار را
بوم آزاد و ماه شد در قفس
یکه بین مردگان صاحب نفس
ماند در تبعید آیین بهار
ننگ و نیرنگ است کار روزگار
ای خدا مضطر شده سلطان ما
جان به لب شد حضرت جانان ما
بارالها! باش بر حالش گواه
آشکارا ساز ماه افتتاح
برگرفته از مجموعه صوتی ماه افتتاح