آفتاب مهر - بررسی سندی دعای سلامت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) - بخش نخست
آفتاب مهر


مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید


نظرسنجی

  • اگر مقدر الهی بر این باشد که در این جمعه امام زمان (عج) ظهور بنمایند، شما به عنوان یک شیعه چقدر خود را برای این موضوع آماده می‌بینید؟







  • بررسی سندی دعای سلامت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) - بخش نخست

    دعای سلامت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)-كه در منابع مختلف، با اندكی تفاوت ذكر شده است- به چهار طریق وارد شده: 1. كافی از محمد بن عیسی از صالحان (معصومان): ظاهراً بین كلینی و محمد بن عیسی راویانی وجود دارند كه به قرینه حذف شده‌اند؛ آنها عبارتند از: احمد بن محمد، ابوالحسن علی بن حسن بن علی بن فضال و ابوجعفر محمد بن عیسی یقطینی. 2. اقبال: سید بن طاووس، از جماعتی از اصحاب خود، از جمله ابن ابی قرة و او به اسنادش از علی بن حسن بن علی بن فضال و او از محمد بن عیسی بن عبید، او نیز به اسنادش از معصومان(ع). 3. كفعمی در المصباح و البلد الامین بدون سند آورده است. 4. كفعمی در البلد الامین، تحت عنوان دعای كنزالعرش، به طور مرسل از پیامبر(ص).

    با بررسی این طرق، به این نتیجه می‌رسیم كه دو طریق اول، صحیح است، و دربارة دو طریق آخر نیز با این‌كه این دعا ضمن یك دعای طولانی ذكر شده است، باید گفت علی‌رغم عدم ذكر سند، وثاقت و اعتبار مؤلف می‌تواند در اعتبار و پذیرش روایت مؤثر باشد.

    أللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیكَ الْحجّة بن الحسن، صَلَوَاتُكَ عَلَیهِ وَ عَلی آبَائِهِ فِی هذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَة، وَلِیاً وَ حَافِظاً، وَ قَائِداً وَ نَاصِراً، وَ دَلِیلًا وَ عَیناً، حَتّی تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً، وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً.

    همان گونه كه می‌دانید، یكی از مهمترین وظایفی كه شیعه منتظر در عصر غیبت و انتظار، بر عهده دارد، دعا برای تعجیل فرج و ظهور حضرت صاحب الأمر - روحی و أرواح العالمین له الفداء - و سلامتی آن حضرت است. البتّه دعا در اینباره، همچون سایر موارد، به هر زبان و بیانی كه باشد مقبول درگاه الهی بوده و چندان تفاوتی نمی كند. آنچه مهمّ است، روح دعا و شرایط كیفی آن است كه در منابع روایی و دینی ما فراوان به آن توصیه شده است. در این میان، اهمّیت و ارزش دوچندان ادعیه مأثوره (دعاهایی كه از زبان مبارك اهل بیت عصمت و طهارت( صادر شده‌اند) به یمن و بركت نَفَسهای قدسی آن انوار مطهّر، بر احدی از شیعیان پوشیده نیست.

    در این نوشته مختصر، قصد داریم به بررسی اهمیت و اعتبار سندی طرق مختلف نقل یكی از مشهورترین و معمولترین ادعیه زمان در غیبت یعنی دعای سلامت امام زمان(ع) پرداخته، و در نهایت، به صورت خلاصه در شرح و توضیح محتوای این دعا نیز مطالبی را به عرض خوانندگان محترم برسانیم. امیدواریم كه آن سفینه نجات بشریت و خورشید درخشان حقیقت، هر چه زودتر، چهره سیاه شب یلدای غیبت را در هم شكند و دل و جان هر منتظر عاشق، با طلوع آن آفتاب حیات بهاری شود؛ آمین!

    این دعای شریف به یكی از چهار طریق ذیل در منابع حدیثی و دعایی شیعه وارد شده است:

    1. ثقة الإسلام، محمّد بن یعقوب كلینی در كتاب بسیار معتبر كافی1، به نقل از محمّد بن عیسی، و او با اسناد خود از معصومان( (بدون آنكه اسمی از معصوم خاصّی نام برده باشد) این دعا را به طور خاص برای دعای شب بیست و سوّم ماه مبارك رمضان نقل کرده و گفته است در تمام ماه مبارك رمضان و همچنین در تمام لحظات عمر، خواندن این دعا خوب است.

    2. مرحوم سید بن طاووس به نقل از جماعتی از اصحاب خود (از جمله از كتاب ابن أبی قرّة و او با اسنادش از علی بن حسن بن علی الفضّال و او از محمّد بن عیسی بن عبید و او با اسنادش از معصومان(ع)) باز به طور خاص برای شب بیست و سوّم ماه مبارك رمضان، و سپس تعمیم آن به تمام ماه مبارك رمضان و سپس به همة لحظات.

    مرحوم سید بن طاووس این طریق را در اقبال الأعمال، (ص 85، فصل فیما نذكره ممّا یختم به كلّ لیلة من شهر الصیام)، آورده و مرحوم مجلسی هم آن را از همان كتاب در كتاب خود بحار الأنوار، (ج 97، ص 349) نقل کرده است. هم چنین در كتاب مستدرك سفینة البحار (ج 6، ص428) نیز این طریق از الاقبال نقل شده است.

    3. مرحوم كفعمی در دو كتاب خود (المصباح، ص 146؛ و البلد الأمین، ج1، 145)، دعایی را به عنوان دعای ساعت دوازدهم روز-كه به حضرت صاحب العصر (ع) اختصاص یافته است- بدون اسناد ذكر كرده است كه ضمن آن، این عبارات شریف هم، با اندكی اختلاف آمده است. مرحوم مجلسی هم این طریق را در كتابش بحار الأنوار (ج83، ص355 باب أدعیة الساعات) عیناً از این دو كتاب نقل کرده است.

    4. همچنین مرحوم كفعمی در كتاب خود البلد الأمین (ص360)، دعایی را تحت عنوان دعای كنز العرش به صورت مرسل از حضرت نبی اكرم (ع) نقل کرده است كه ضمن آن نیز، این عبارات با كمترین اختلاف ذكر شده است.

    بررسی طریق اوّل (الكافی، ج4، ص162، باب الدعاء فی العشر الأواخر من شهر رمضان، ح4)

    متن آمده در این كتاب، چنین است:

    مُحَمَّدُ بْنُ عِیسی، بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّالِحِینَ2(، قَالَ:3 تُكَرِّرُ4 فِی لَیلَةِ ثَلَاث وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ هذَا الدُّعَاءَ سَاجِداً وَ قَائِماً وَ قَاعِداً، وَ عَلَی كُلِّ حَال وَ فِی الشَّهْرِ كُلِّهِ، وَ كَیفَ أَمْكَنَكَ وَ مَتَی حَضَرَكَ مِنْ دَهْرِكَ، تَقُولُ بَعْدَ تَحْمِیدِ اللّهِ5 ـ تَبَارَكَ وَ تَعَالی ـ وَ الصَّلَاةِ عَلَی النَّبِی (ع):

    أللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیكَ ـ فُلَانِ بْنِ فُلَان6 ـ فِی هذِهِ السَّاعَةِ7 وَ فِی كُلِّ سَاعَة، وَلِیاً وَ حَافِظاً، (وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا، وَ قَائِداً وَ عَوْناً وَ عَیناً) 8، حَتّی تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً، وَ تُمَتِّعَهُ9 فِیهَا طَوِیلًا.

    میان این عبارت با آنچه در میان عموم متداول است (همان گونه كه در پانوشت نیز ملاحظه می‌فرمایید)، چند اختلاف عمده وجود دارد كه عبارتند از:

    1. در متن مشهور به جای عبارت فلان بن فلان در این طریق، عبارت الحجّة بن الحسن، صلواتك علیه و علی آبائه آمده است. و در واقع، در این متن، نام شریف امام زمان(عج) به صراحت ذكر نشده است.

    امّا با توجّه به متن و سند این خبر، مسلّم است كه مراد از عبارت فلان بن فلان، نام شریف آن حضرت است. این اضمار خللی به اعتبار این طریق نمی‌رساند. شبیه این مسأله، در سایر اخبار و روایات شیعه نیز مکرّر دیده شده كه نام مبارك معصوم(ع) و یا برخی دشمنان معروف آنها، به خاطر مصالحی همچون تقیه و امثال آن، از ناحیه خود معصوم(ع) یا راویان خبر، ذكر نشده و در عوض، عباراتی، همچون فلان و امثال آن آورده شده است.

    علاوه بر این، مرحوم كفعمی و مرحوم سید بن طاووس- كه در این طریق، اسم حضرت را با كنایه ذكر كرده اند- در نقل طریق دوّم -كه بعد از این ذكر خواهد شد- به صراحتً نام و القاب آن حضرت را ذكر کرده اند.

    2. اختلاف دوّم، عبارت و عون در این طریق، است که در متن مشهور ذكر نشده است. این اختلاف نیز با توجّه به اینكه این عبارت در بیشتر نسخه‌های خطّی كتاب كافی و مصادر دیگر این طریق، نیامده است، در معرض تردید بوده، و می‌توان از آن چشم پوشی کرد.

    3. تفاوت دیگر، در عبارت و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عین است كه در این طریق، به جای آن، عبارت و ناصراً و دلیلاً و قائداً و عوناً و عین آمده است. این باره نیز، علاوه بر این كه در غالب پس بعد از كافی، هم چون: تهذیب، مصباح المتهجّد، مختصر بصائر، مزار، مصباح، البلد الأمین و فلاح السائل این اختلاف وجود ندارد، همان گونه كه گفته شد، عبارت و عون نیز در اكثر نسخه‌های كافی نیست؛ بنابراین، اختلاف موجود در این كتاب با متن مشهور، تنها در ترتیب این چهار كلمه خواهد بود.

     

    احوال سندی طریق اوّل

    سندی كه در كتاب كافی برای این خبر وجود دارد ـ علی الظاهر ـ عبارت است از: مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی، بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّالِحِینَ (. نكتهای كه در نگاه ابتدایی به این سند، نزد اهل فنّ مسلّم است این است كه مرحوم كلینی صاحب كتاب كافی، نمی تواند بدون واسطه از شخص محمّد بن عیسی روایت نقل كند؛ به این سبب، در این گونه موارد، غالب صاحبنظران و محقّقان، امثال این اسانید را بر سند حدیث و یا احادیث قبلی معلّق فرض کردهاند. در خصوص این حدیث، سند، بر احمد بن محمّد، عن علی بن الحسن و در حدیث دوم از همان باب، معلّق شده و در نهایت، سند حدیث چنین خواهد بود: احمد بن محمّد، عن علی بن الحسن، عن محمّد بن عیسی، بإسناده، عن المعصومین الصالحین ]الصادقین ( [

    از مؤیدهای دیگر این تعلیق، آن است كه در طریق پس از آن نیز، خبر به وسیله علی بن حسن بن علی الفضّال از شخص محمّد بن عیسی نقل شده است. در ادامه، به بررسی اجمالی این سند می‌پردازیم:

    راوی نخست: احمد بن محمّد

    این شخص، در صدر اسناد احادیث فراوانی از كتاب كافی، به دوگونه مختلف آمده است; در برخی موارد، با اضافه نام جدّش آمده- كه در این صورت ماهیت او كاملاً معلوم است، - و در برخی از موارد- كه كم هم نیست-، به صورت مطلق، یعنی احمد بن محمّد آمده است. در صورت دوم، بحث است كه این شخص كدام احمد بن محمّد است؟ در این زمینه، هفت احتمال ابتدایی وجود دارد. هر هفت نفر، از مشایخ مرحوم كلینی بودهاند یا یا كلینی از آنهاروایت نقل کرده است:10

    1. ابو عبد اللّه، احمد بن محمّد بن طلحة العاصمی؛

    2. ابو العبّاس، احمد بن محمّد بن سعید بن عبد الرحمان الهمدانی (ابن عقدة)؛

    3. ابو جعفر، احمد بن محمّد بن عیسی بن عبد اللّه الأشعری القمّی؛

    4. احمد بن محمّد بن خالد البرقی؛

    5. احمد بن محمّد بن عبد اللّه؛

    6. احمد بن محمّد بن علی؛

    7. احمد بن محمّد الكوفی.

    با توجّه به اینكه شیخ كلینی معمولاً از از چهارنفر اخیر یا یک یا چند واسطه روایت نقل کرده است و از طرفی روایت برخی از این چهار نفر، از شخص علی بن الحسن و یا محمّد بن عیسی سابقه ندارد احتمال وجود آنان كاملاً منتفی است. در میان سه نفر اول، مرحوم كلینی در اسانید كتاب كافی، از شخص اوّل، یعنی احمد بن محمّد عاصمی، تقریباً 145 روایت، از احمد بن محمّد بن سعید تقریباً چهار روایت و از احمد بن محمّد بن عیسی تقریباً 34 روایت، بدون واسطة ظاهری نقل کرده است. از طرفی دیگر، میان این سه نفر، آنكه در كتاب كافی، بدون واسطه از شخص محمّد بن عیسی روایت نقل کرده است، تنها احمد بن محمّد بن عیسی است كه از وی تقریباً 182 روایت كه بدین گونه نقل كرده است؛ بنابراین، قویترین احتمال موجود میان این سه نفر، همان احمد بن محمّد بن عیسی است. اگر چه اغلب محقّقان، در این زمینه، انصراف احمد بن محمّد را به عاصمی دانستهاند و اگر چه در نهایت، هر كدام از این سه نفر پذیرفته شوند، در نتیجه تفاوتی نخواهد بود، چرا كه هر سه نفر، از راویان معتبرند كه از ناحیه عالمان رجال هیچ جرحی بر آنها، وارد نشده است. اینجا به صورت مختصر به برخی گفته‌های رجالیان معروف در شرح حال آنها اكتفا می‌كنیم:

    نفر اوّل (ابو عبد اللّه، احمد بن محمّد بن طلحة العاصمی الكوفی) كسی است كه مرحوم نجاشی (رجالی مشهور) در توصیفش گفته است: ثقة فی الحدیث، سالماً خیراً، له كتب11. و مرحوم علّامه مرحوم ابن داود دربارهاش گفتهاند: ثقة فی الحدیث، سالم الجنبة12.

    ابو العبّاس، احمد بن محمّد بن سعید بن عبد الرحمان الهمدانی (ابن عقدة) كسی است كه مرحوم شیخ طوسی در رجال خود او را چنین ستوده است: جلیل القدر، عظیم المنزلة، له تصانیف كثیرة، ذكرناها فی كتاب الفهرست، و كان حفظة13. مرحوم نجاشی گفته است: هذا رجل جلیل فی أصحاب الحدیث، مشهور بالحفظ و الثقة، له كتب، منها...14. و یا مرحوم علّامه در وصفش گفته است: جلیل القدر، عظیم المنزلة، و كان حفظة، له كتب ذكرناها فی كتابنا الكبیر، منها...15.

    ابن داود گفته است: أمره فی الجلالة أشهر من أن یذكر16. مرحوم شیخ حرّ نیز در خاتمه كتاب وسائل گفته است: وثّقه النعمانی فی الغیبة، و وثّقه ابن شهر آشوب.

    نفر سوم، ابو جعفر، احمد بن محمّد بن عیسی بن عبد اللّه الأشعری القمّی نیز كسی است كه مرحوم شیخ طوسی دربارهاش آورده است: ثقة، له كتاب، كان شیخ القم و فقیه ها غیر مدافع، من أصحاب الرضا(ع).17 نجاشی درباره او گفته است: شیخ القمّیین، و وجههم، و فقیههم، غیر مدافع، لقی أبا الحسن الرضا (ع) و أبا الحسن العسكری (ع)، له كتب، منها....18 مرحوم علّامه در وصفش گفته است: لقی أبا الحسن الرضا (ع) و أبا الحسن العسكری(ع)، و كان ثقة، و له كتب ذكرناها فی كتابنا الكبیر.19 و ابن داود نیز چنین گفته است: له كتب، لقی أبا جعفر الثانی(ع) و أبا الحسن الثالث(ع).20

    راوی دوّم: أبو الحسن علی بن الحسن بن علی بن فضّال (الفیاض الكوفی)

    این شخص از محمّد بن عیسی، حدوداً 16 خبر، تنها در كتب اربعه نقل کرده است و در طبقه معصومان از رسول(ع) تا امام هادی( واقع می‌شود. مرحوم شیخ طوسی در رجال خود در توصیف او چنین آورده است: فطحی المذهب، ثقة، كوفی، كثیر العلم، واسع الأخبار، جید التصانیف، غیر معاند، و كان قریب الأمر إلی أصحابنا الإمامیة القائلین بالإثنی عشر، له كتب، منها...21 و نجاشی گفته است: كان فقیه أصحابنا بالكوفة، و وجههم، و ثقتهم، و عارفهم بالحدیث، و المسموع قوله فیه، سمع منه شیئاً كثیراً، لم یعثر علی زلّة فیه، و لا یشینه، و قلّ ما روی عن ضعیف، و كان فطحی.22 علّامه نیز اضافه كرده است: و أنا أعتمد علی روایته و إن كان مذهبه فاسد.23 و مرحوم ابن داود نیز گفته است: له كتب، لقی أبا جعفر الثانی(ع) و أبا الحسن الثالث(ع)24؛ بنابراین، در وثاقت این شخص تردیدی وجود ندارد.

    راوی سوّم: أبو جعفر محمّد بن عیسی بن عبید بن یقطین العبیدی الیقطینی

    مرحوم شیخ طوسی، در رجال خود این شخص را تضعیف کرده است. وجه آن را هم این دانسته كه مرحوم ابن بابویه، اسم او را در نوادر الحكمة ذكر نكرده و به او نسبت غلوّ داده است. مرحوم شیخ حرّ در خاتمه كتاب وسائل، در جواب مرحوم شیخ گفته است:

    و لایلزم منه الضعف، فلا توقّف فی توثیقه، و لا معارض له، و نقل الكشّی عن الفضل أنّه كان یحبّ العبیدی و یثنی علیه و یمیل إلیه، و یقول لیس فی أقرانه مثله؛

    یعنی نیامدن نام او در كتاب مذكور، هرگز نمی تواند نشان دهنده تضعیف او به وسیله ابن بابویه یا دلیل مرحوم شیخ باشد؛ پس چون دلیل دیگری بر تضعیف او نقل نشده و از طرفی دیگر مرحوم كشّی در فضیلت این شخص گفته است كه عبیدی (از راویان مشهور و ثقه كه در عصر خود نظیری نداشته) او را دوست داشته و از او تعریف و تمجید کرده است؛ بنابراین در توثیق این شخص، نباید توقّف کرد و گفتة مرحوم كشّی در حقیقت، با ابن بابویه معارضت نیست.

    به نظر ما، جمله گفته، مرحوم كشّی با ابن بابویه معارضت ندارد، تنها در صورتی صحیح است كه فقط اسم او را در كتاب نوادر الحكمة نیاورده باشد، ولی اگر به غلوّ او تصریح کرده باشد، در معارضت آنها تردیدی وجود ندارد.

    پس از مرحوم شیخ، تقریباً همه عالمان رجال او را توثیق کرده اند؛ برای مثال مرحوم نجاشی در وصف او گفته است: جلیل فی أصحابنا، ثقة، عین، كثیر الروایة، حسن التصانیف.25 مرحوم علّامه در حقّ او گفته است: و الأقوی عندی قبول روایته.26 و مرحوم شیخ حرّ گفته است كه: هذا فوق التوثیق، و هو یبطل نسبة الغلوّ فیه.27 یعنی آنچه از ارتباط و برخورد عبیدی با او نقل شد، بالاتر از توثیق نیز به حساب می‌آید.

    در نهایت ـ همچنان كه ملاحظه فرمودید ـ همه راویان موجود در سند این طریق موثّقند كه در كنار این قضیه، اعتبار كتاب كافی و مؤلّف آن نزد عموم دانشمندان- به‌‌ویژه آنها كه نزدشان قاعده اعتبار كتب پذیرفته شده است- اعتبار این خبر را مضاعف می كند.

    بررسی طریق دوّم (الإقبال، ص85، فصل فیما نذكره ممّا یختم به كلّ لیلة من شهر الصیام)

    متن آمده در این كتاب به این نحو است:

    فمن الروایة فی الدعاء لمن أشرنا إلیه( ما ذكره جماعة من أصحابنا، و قد اخترنا ما ذكره ابن أبی قرّة فی كتابه، فقال بإسناده إلی علی بن الحسن بن علی بن فضال، عن محمّد بن عیسی بن عبید، بإسناده عن الصالحین(، قال:

    و كرّر فی لیلة ثلاث و عشرین من شهر رمضان، قائمًا و قاعداً و علی كلّ حال، و الشهر كلّه و كیف أمكنك و متی حضرك فی دهرك تقول بعد تمجید اللّه تعالی و الصلاة علی النبی و آله(:

    أللّهمّ كن لولیك القائم بأمرك الحجّة، 28 محمّد بن الحسن المهدی - علیه و علی آبائه أفضل الصلاة و السلام - فی هذه الساعة، و فی كلّ ساعة، ولیاً و حافظاً، و قاعداً29 و ناصراً، و دلیلاً و مؤیداً، حتّی تُسكنه أرضك طوعاً، و تمتّعه فیها طولاً و عرضاً، و تجعله و ذرّیته من الأئمة الوارثین. اللّهمّ انصره و انتصر به و... (ادامه دعا كه طولانی است).

    ادامه دارد...

     

    پی‌نوشت‌ها:

    1. مرحوم شیخ كلینی این طریق را در الكافی (ج 4، ص 162، باب الدعاء فی العشر الأواخر من شهر رمضان، حدیث 4) آورده است. مصادر ذیل هم، با اختلافاتی مختصر، این طریق را از همان كتاب نقل کرده‌اند: التهذیب، شیخ طوسی، ج 3، ص 102، ح 37; مصباح المتهجّد، شیخ طوسی، ص 128; فلاح السائل، سید بن طاووس، ص 46; المزار، مرحوم مشهدی، ص 611; مختصر بصائر الدرجات، حسن بن سلیمان حلّی، ص 193; المصباح، شیخ كفعمی، ص 586; البلد الأمین، شیخ كفعمی، ص 203; مستدرك الوسائل، محدث نوری، ج 7، ص483، ح 8707; مرآة العقول، علّامه مجلسی، ج16، ص394; منازل‌الآخرة، شیخ عبّاس قمّی، ص 287; مفاتیح‌الجنان، شیخ عبّاس قمّی، ص 229 و 235; عصر الظهور، شیخ علی كورانی، ص 344.

    2. تهذیب:الصادقین بدل الصالحین.

    3. تهذیب: + قال.

    4. در دو نسخه خطّی از كتاب كافی و همچنین در دو كتاب التهذیب و المزار به جای تكرّر عبارت و كرّر، و در نسخه ای دیگر از كافی كرّر بدون واو آمده است.

    5. در تهذیب و مصباح المتهجّد و مزار، تمجید اللّه و در البلد الأمین، تمجیده آمده است.

    6. مصباح كفعمی: محمّد بن الحسن المهدی به جای فلان بن فلان.

    7. المزار: اللیلةبه جایالساعة.

    8. در تهذیب، مصباح المتهجّد، مختصر البصائر، مزار، فلاح السائل، مصباح و بلد الأمین، به جای عبارت داخل پرانتز، چنین آمده است: و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عین و در اكثر نسخه های خطّی كتاب كافی و همچنین در كتاب مستدرك عبارت و عون نیامده است.

    9.. تهذیب: و تمكّنه به جای و تمتّعه.

    10. ر.ك: مقدّمه كتاب كافی، استاد محفوظ; دفاع عن الكافی، ثامر عمیدی، ج1، ص40.

    11. رجال نجاشی، ص93.

    12. رجال علّامه، ص16; رجال ابن داود، ص38.

    13. رجال طوسی، ص409.

    14. رجال نجاشی، ص94.

    15. رجال علّامه، ص203.

    16. رجال ابن داود، ص385 و 422.

    17. رجال طوسی، ص351.

    18. رجال نجاشی، ص82.

    19. رجال علّامه، ص14.

    20. رجال ابن داود، ص43.

    21. رجال طوسی، ص272.

    22. رجال نجاشی، ص258.

    23. رجال علّامه، ص93.

    24. رجال ابن داود، ص43.

    25. رجال نجاشی، ص333 و 348.

    26. رجال علّامه، ص93.

    27. رجال طوسی، ص391 و 402.

    28. بحارالانوار: بأمرك محمد بن ....

    29. بحارالانوار و المستدرك: و قائد.

    نویسنده:حمید احمدی جلفایی -  منبع: فصلنامه انتظار