آفتاب مهر - طلوع خورشید از مغرب - بخش دوم
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

طلوع خورشید از مغرب - بخش دوم

گرچه تفاوت‌های جدی در مضمون روایات شیعه و سنی[i] اعتماد به آن‌ها را کم می کند، این نکته در همه روایات وجود دارد که طلوع خورشید از مغرب نشانه‌ای برای قیامت است.

تا این جا نتیجه چنین شد که مفاد احادیثی که در آن‌ها به طلوع خورشید مغربی اشاره شده، بیان نشانه‌های قیامت (اشراط الساعه) است و تصریحی به ظهور مهدی ندارد. اما به علت این که این موضوع، نشانه ظهور مهدی علیه السلام قلمداد شده، آمیختگی علائم ظهور با نشانه‌های قیامت است و آن چه درباره‌ی نشانه‌های برپایی قیامت گفته شده، فراوان بر نشانه ظهور قائم علیه السلام حمل می‌شود. اختلاف مضمون برخی روایات شیعه با اهل سنت در شمارش این نشانه‌ها نیز دلیل دیگر این آمیختگی است. مطلب دیگری که گویا باعث شده طلوع خورشید از مغرب را نشانه ظهور بدانند، آن است که شیخ مفید در ردیف ده‌ها علامتی که برای ظهور قائم علیه السلام بیان کرده طلوع خورشید از سمت مغرب را نیز آورده است، اما باید توجه داشت که وی این مطلب را به عنوان روایت نیاورده بلکه در ردیف نشانه‌ها ذکر کرده و سرانجام هم می‌گوید خداوند آگاه تر است.[ii] روایتی هم که او و شاگردش شیخ طوسی در این زمینه آورده‌اند، گذشته از آن که ابهام‌هایی دارد،[iii] تنها از حتمی بودن برخی حوادث سخن می‌گوید و حتمی بودن بدان معناست که قضای الهی بر وقوع آنها تعلق گرفته و الزاماً مربوط به ظهور قائم نیست؛ به خصوص که در این روایت، طلوع خورشید از مغرب و قیام مهدی در کنار هم ذکر شده‌اند و معنا ندارد که آن دو نشانه‌ی ظهور باشند.


 

علت اصلی مطلب را باید از سوی اسماعیلیان دانست که از روایات طلوع خورشید از مغرب سوء استفاده کردند و آن را بر مهدی فاطمی تطبیق نمودند.

 

بهره‌برداری فاطمیان[i]

عبیدالله مهدی که درباره انتساب او به اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام اختلاف نظر وجود دارد، پس از یک دوره استتار و دعوت برای فرقه‌ی اسماعیلیه، از سلمیه به مغرب رفت و پس از جنگ و گریز، در سال 297 دولت فاطمیان را بنا نهاد. از آن جا که فرقه اسماعیلیه با دوران استتار و ظهور همراه بود و از زمان وفات امام صادق علیه السلام یا فرزندش اسماعیل تا ظهور دولت فاطمی در مغرب پنهان بوده‌اند، این احتمال هست که مقدماتی برای ظهور خود فراهم کرده و روایاتی جعل کرده باشند. در کتاب‌های ملاحم و فتن آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمود: در سال سیصد، خورشید از سمت مغرب طلوع خواهد کرد.[ii]

قاضی نعمان مغربی مورخ اسماعیلی مذهب (متوفای 363ق) نیز این حدیث را گزارش و آن را پیش‌گویی رسول خدا درباره مهدی فاطمی دانسته و در توجیه آن تلاش کرده است. وی می‌گوید: «این، حدیث مشهوری است و تاکنون خورشید از مغرب طلوع نکرده و پس از این هم نخواهد کرد، پس مقصود رسول خدا، قیام مهدی از مغرب است و مهدی همان خورشیدی است که فرموده سیصد سال پس از هجرت من طلوع خواهد کرد و چنین هم شد و مهدی علیه السلام در سال 297 ق آشکار گشت».[iii] وی سپس مشکل سه سال اختلاف باقی مانده نسبت به حدیث منسوب به پیامبر (در سال 300 ق) را توجیه کرده و اشعاری را که پیش از تشکیل دولت فاطمی سروده شده است، ذکر می‌کند. در این اشعار می‌خوانیم: در سال 96 (مقصود 296ق است که به جهت نظم شعری خلاصه شده) پرچمی از غرب بلند می‌شود و خورشید الهی از سمت مغرب طلوع می‌کند. در آن هنگام توبه‌ی توبه کننده فایده ندارد. او هم نام پیامبر و فرزند وصی پیامبر است که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. عیسی بن مریم علیه السلام دجال را می‌کشد... .[iv] در شعر دیگری که از احمد بن رمضان بلزمی پیش از ظهور مهدی سروده، چنین پیش گویی شده است: گویا می‌بینم که خورشید از مغرب بر ما طلوع کرده و زمین را از عدالت پر می‌کند.[v] با توجه به قدمت کتاب‌های قاضی نعمان و شیعه بودن او، تطبیق روایات طلوع خورشید از مغرب بر مهدی از وی گرفته شده اما به این نکته توجه نشده است که مقصود قاضی نعمان، مهدی فاطمی است نه مهدی موعود امامیه.

مطلب دیگری که سوء استفاده اسماعیلیه از این روایات را نشان می‌دهد سخنی است که در رد دلایل واقفیه، روایت زیر را مورد استدلال آنان دانسته است:

سعید مکی گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: امامان داوزده نفرند؛ وقتی شش نفرشان بگذرند، خداوند به دست هفتمی پیروزی می‌آورد. پنج نفر از ما اهل بیت حکومت می‌کند و به دست ششمی خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد.[vi]

شیخ طوسی می‌گوید: ابتدای این خبر به این که ائمه دوازده نفرند تصریح دارد، اما بقیه مطالب آن سخن راوی است که براساس مذهب اسماعیلیه بیان شده است.[vii] گویا مقصود شیخ این است که موضوع طلوع خورشید از مغرب به دست ششمین نفر از اهل بیت امام صادق علیه السلام، ساخته اسماعیلیه است.

بنابراین، شکی نیست که احادیث طلوع خورشید از مغرب مورد تحریف و سوء استفاده اسماعیلیه قرار گرفته است؛ اما این که همه آن احادیث را ساخته آنان بدانیم صحیح نیست، چون اولاً: کثرت و شهرت آن روایات به اندازه‌ای است که جعل کردن همه آن‌ها غیر ممکن می‌نماید و گرچه مضمون بسیاری از آن‌ها واحد یا شبیه هم دیگر است؛ اما به طرق مختلفی در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده است.[viii]

ثانیاً: انگیزه‌ای در جعل آن همه حدیث برای اسماعیلیه دیده نمی‌شود، چون در آن‌ها سخنی از مهدی نیست و هیچ کدام تصریح نمی‌کند که طلوع خورشید از مغرب به معنای ظهور مهدی است. اگر بنا بود آنان روایاتی در این موضوع جعل کنند، به این مقدار اکتفا نمی‌کردند و بی تردید منافع خود را در آن، پیش‌گویی و جایگزین می‌نمودند. آن چه هست روایات انگشت شماری است که طلوع خورشید مغربی را در سال سیصد هجری می‌داند و تردیدی در ردپای اسماعیلیه (فاطمیان) در آن‌ها نیست. البته ابهام‌هایی در این باره وجود دارد؛ مثلاً ممکن است مقصود از روایت کافی[ix] را مهدی بدانیم، چون می‌فرماید شمشیر محمدی زمانی غلاف خواهد شد که جنگ تمام شود و جنگ زمانی پایان می‌یابد که خورشید از مغرب طلوع کند و آن‌گاه همه ایمان می‌آوردند، ولی ایمان فایده‌ای ندارد! ممکن است این ایمان را ایمان به مهدی تفسیر کنیم و از روایت استفاده کنیم که تا ظهور مهدی جنگ پیوسته در عالم برپاست. اما این یک احتمال بیش نیست و این روایت و دیگر احادیث، آن را تأیید نمی‌کند.

عدم فایده داشتن ایمان و عدم پذیرش توبه هم قابل بررسی است که آیا با عمومات قرآن سازگاری دارد یا خیر؟ ابهام مهم‌تر این که در اشعار مربوط به پیش‌گویی دولت فاطمیان شباهت‌هایی به روایات طلوع خورشید از مغرب وجود دارد، مانند بحث از پذیرفته نشدن توبه و نزول حضرت عیسی علیه السلام. از این رو، ممکن است این ذهنیت ایجاد شود که روایات مشابه آن هم ساختگی است؛ لیکن به نظر می‌رسد این اشعار پس از تشکیل دولت فاطمی در مدح آنان سروده شده یا اگر به عنوان پیش‌گویی سروده‌اند، از همان روایات استفاده کرده و آن را تحریف نموده‌اند.

 

نتیجه گفتار

روایاتی که درباره طلوع خورشید از مغرب در منابع شیعه و بیش از آن در منابع اهل سنت وجود دارد، مربوط به نشانه‌های قیامت است و ارتباطی به ظهور مهدی ندارد و در هیچ کدام تصریحی به نشانه ظهور نیست. اما فرقه اسماعیلیه با نسبت دادن این سخن به پیامبر که فرمود: «در سال 300 هجری من خورشید از سمت مغرب طلوع می‌کند» خواسته‌اند این روایات را بر ظهور فاطمیان تطبیق دهند؛ ولی این به معنای خدشه‌دار بودن دیگر روایات نیست، بلکه آن‌چه به رسول خدا نسبت داده‌اند مردود است.

 

منبع: کتاب تحلیل تاریخی نشانه‌های ظهور


پی نوشت ها:

[1]. در روایتی که از منابع اهل سنت نقل شد، سفیانی و خروج قائم وجود ندارد و به جای آن دابه و یأجوج و مأجوج آمده است. سند هر دو روایت هم به ابوطفیل کنانی می‌رسد.

[2]. الارشاد، ج 2، ص 368 و 370.

[2]. این روایت در کمال الدین (ص 680) از همان راوی و در روضه کافی (ص 310) از راوی دیگری نقل شده و در آنها اختلاف هایی وجود دارد: از جمله این که طلوع خورشید از مغرب در کمال الدین و روضه نیست. هم چنین در آن به اختلاف عباسیان اشاره شده که در گفتارهای پیشین درباره ی تاریخی بودن آن بحث شد. البته اگر حتمی را به این معنا بگیریم که قضای الهی بر آن تعلق گرفته، این اشکال بر طرف خواهد شد. ابهام دیگر در این است که در ادامه روایت از ندای آسمانی به نام علی علیه السلام و ندای شیطانی به نام عثمان سخن به میان آمده که محل تأمل است، چون ندای آسمانی وقت ظهور، به نام مهدی است و آن زمان حقانیت امیرمؤمنان علیه السلام و در مقابل آن عثمان، مورد نزاع نیست.

[4]. فاطمیان نام دولتی شیعی است که از سال 297 - 567 ق بر مغرب (مراکش) و مصر حکومت کردند. از آن جا که پایه گذاران این دولت خود را از نسل اسماعیل فرزند امام جعفرصادق علیه السلام می‌دانستند و معتقدند به امامت او (اسماعیلی مذهب) بودند و بدین طریق نسب خود را به حضرت فاطمه علیهما السلام می‌رساندند، به فاطمی مشهور شدند.

[5] . «ارطاه بن منذر عن شریح و... قالوا بلغنا ان رسول الله قال... فی الثلاثمأه طلوع الشمس من مغربها و یطبع کل قلب بما فیه... » (الفتن، ص 475، ح 1484و ابن منادی، الملاحم، ص 343).

[6]. شرح الاخبار، ج 3، ص 418 و 419.

[7] . همان، ص 421؛

و فی الست و التسعین تهبط رایه              من الغرب فی جمع کثیف المواکب             

و تطلع شمس الله من غرب ارضه               فلا توبه ترجی هناک لتائب

سمی نبی الله و ابن وصیه        و اکرم مولود و اشرف طالب

فیملأ ارض الله عدلا و رحمه       بایام صدق طیبات المکاسب

و بالاعور الدجال...     و یقتله من بعد عیسی...

.[8] همان، ص 426:

کانی بشمس الارض قد طلعت لنا                               من المغرب مقرونا الیها هلالها

فیملا ارض الله قسطا بعدله                       بما ضم منها سهلها و جبالها

[9] . «عن خلاد الؤلؤی قال حدثنی سعید المکی عن ابی عبدالله علیه السلام و کانت له منزله منه: یا سعید! الائمه اثناعشر اذا مضی سته فتح الله یا علی السابع و یملک منا اهل البیت خمسه و تطلع الشمس من مغربها علی ید السادس» (شیخ طوسی، الغیبه، ص 53).

[10] . همان.

11] . برای دست یابی به مجموعه این احادیث ر. ک: معجم احادیث المهدی، ج 1، ص 87، 262، 519 و ج 2، ص 113، 131 و 204- 214 و خالد بن ناصر غامدی، اشراط الساعه فی مسند احمد و زوائد الصحیحین، ج 2، ص 624 به بعد.

[12] . ر. ک: همین کتاب، روایت شماره 76.