تبلیغات
آفتاب مهر - سجاده ی عشق
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

سجاده ی عشق

ظهر خون مولا به تسبیح و نماز

در میان خیمه ها راز و نیاز

محشری شد چون وضو سازد به خون

قبله اش عشق است و تسبیحش جنون

 کربلا سجاده ی مولای عشق

روی دوشش آتشین شولای عشق

 قدسیان آسمانی سوختند

چشم بر مولای محشر دوختند

 پس به تکبیر در رکوع آمد به ناز

گفت یارب من حسینم در نماز

 گویدش یارب ذبیح الله منم

پاره پاره قطعه قطعه این تنم

 هر نفس ذکرم فقط نام تو باد

مست مست از دُردی جام تو باد

 تن که ارزان است گو جان میدهم

هرچه خواهی تو بگو آن میدهم


خوانمت امروز در میدان جنگ

آن زمان بارد به رویم تیر و سنگ

امتحانم کن که چون عاشق شدم

بی کفن بی سر ترا لایق شدم

مهر تو گردد به جان من فزون

چون ببینم کودکانم غرق خون

 کو قیامت تا تماشایم کند

کو توانی تا که حاشایم کند

 پس به تکبیر در رکوع آمد به ناز

گفت یارب من حسینم در نماز

 گویدش یارب ذبیح الله منم

پاره پاره قطعه قطعه این تنم

 هر نفس ذکرم فقط نام تو باد

مست مست از دردی جام تو باد

 تن که ارزان است گو جان میدهم

هرچه خواهی تو بگو آن میدهم

برگرفته از آلبوم مولای عشق