تبلیغات
آفتاب مهر - غریبانه
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

غریبانه

تمنای دستت کند گونه کوچک من

زند حلقه دورت ببین شاخه پیچک من

منم زینب تو

چه کس می زند شانه گیسوی ژولیده من

بریز اشک خود را به زخم نمک دیده من

که دارم تب تو

در خانه راه نفس را برین سینه بسته

غریبانه یک باره گرد یتیمی نشسته

چرا بر سر من

چه را در سکوتی حزین از کنار گذشتی

تو تقدیر این مویه بر لوح بغضم نوشتی

غمین مادر من

تو رفتی ومن مانده ام زار و تنها و خسته

ز دیدار چشمان پر شبنم تو گذشته 

دم آخر من

برای حسینت به پیراهن را سپردی

مرا تا سر بوسه ی واپسیت تشنه بردی

چه خشک است لب تو

برگرفته از مجموعه صوتی «بهشت بی نشان2»