تبلیغات
آفتاب مهر - معرفی کتاب: غربت، نصرت، مراجعه
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

معرفی کتاب: غربت، نصرت، مراجعه

عنوان کتاب: غربت، نصرت، مراجعه

نویسنده : مسعود بسیطی

ناشر : بهارافشان

قیمت : 60000 ریال

نوع : مذهبی

موضوع : نیمه شعبان

سطح : عمومی

تعداد صفحات : 184

سال انتشار : 1392

 

 خلاصه:

کتاب «غربت، نصرت، مراجعه» در چهار دفتر و با هدف "نصرت و مراجعه به امام زمان و خروج ایشان از غربت و غیبت" تدوین شده است.

در دفتر «استنصار»، به وجوبِ یاری خدا پرداخته شده و با استناد به کلام الهی، یاریِ خدا، یاری جانشین خدا معنا شده است.

در دفتر «غربت»، به چگونگی غریب واقع شدن حجت خدا و نصرت نشدن ایشان پرداخته شده؛ و راه خلاصی امام از «غربت»، «نصرت» ایشان و «مراجعه» به امام بیان گردیده.

در دفتر «نصرت»، راه‌های عملیِ نصرت امام بیان شده است.

در دفتر «مراجعه»، تنها راه هدایت انسان‌ها، چه در عصر حضور و چه در دوره‌ی غیبت، مراجعه به امام آن عصر بیان شده و نحوه‌ی مراجعه به امام غایب توضیح داده شده است.

از نقاط قوت این اثر، آن است که با وجود قلم دلنشین و ادبیِ کتاب، مباحث ارائه شده، به صورت کاملا علمی و مستند و بر اساس کلام اهل بیت علیهم السلام بیان شده‌اند. به گونه‌ای که خوانندگان می‌توانند با مراجعه به پاورقی های کتاب، سند موضوع مربوطه را مشاهده کنند.

نکته ی دیگر اینکه سیر مباحث و همچنین بیانات مستند کتاب، این قابلیت را در این اثر ایجاد کرده که به عنوان کتاب درسی در حوزه‌ی معارف، امام شناسی و خودسازی مورد استفاده قرار گیرد.

برگی از کتاب:

شبی که نوای نماز زینب و آوای قرآن حسین با صدای تیز کردن شمشیر دژخیم درآمیزد، چگونه شبی خواهد بود؟ شب هراس، شب مصیبت، شب رفتن، شب ماتم.

شبی که صبحش حرمت خون خدا و حرم آل الله با هم ریخته شود، چگونه شبی خواهد بود؟ شب غربت، شب اندوه، شب شیون، شب مردن.

اما این دم و بازدم حسین است که حیات در کالبد کاروانیان می‌دمد. تا حسین هست چه جای ناله و شیون؟ چه باک از نکبت غربت؟ غنیمت است لحظه‌های نفس کشیدن حجت. می‌ارزد اگر جان جهانی فدیه‌ی دمی از جان جانان شود. و یاران حسین این را خوب می‌دانند.

همه در خیمه‌ی حبیب جمع شده‌اند و برای نصرت امام نقشه می‌کشند. آگاهند که فردا دهشتناک‌ترین حادثه‌ی هستی رقم خواهد خورد و شقی‌ترین اشقیاء پسر رسول خدا را به قربانگاه خواهد کشید. اما زمان، زمان گریه و زاری و بی‌تابی نیست. زمان، زمان نصرت خداست. تا امام زنده است، نصرتش باید کرد.

یاران امام می‌کوشند راهی برای بیشتر زنده نگاه داشتن مولای خویش بیابند. طرح می‌چینند، نقشه می‌کشند، برنامه می‌ریزند تا آن چنان که شایسته است حجت خدا را یاری نمایند. یکی مراقب جناح راست، دیگری محافظ خیام، آن یکی سایه به سایه‌ی امام ...

هم پیمان می‌شوند که زودتر از بنی‌هاشم و فرزندان خاندان رسول به میدان نبرد بشتابند. سوگند یاد می‌کنند شمشیرهاشان را در راه دفاع از امام خویش غلاف نکنند و پاسدار ناموس رسول خدا باشند.

در خیمه‌ی دیگر هم بنی هاشم گرد قمر منیرشان برای یاری امام‌ نقشه می‌کشند:

"ما برای جان دادن در راه یاری حجت زمان سزاوارتریم تا سایرین. مبادا یاران دیگر، زودتر از بنی‌هاشم به دفاع از امام برخیزند که مایه‌ی شرمساری مولای‌مان خواهیم شد. مبادا آب در دل زینب تکان بخورد. مبادا امنیت خیام ذهن امام را آشفته سازد. مبادا حسین، دشمن شاد شود ..."   

آن شب، شب هراس، شب فراق، شب حزن انگیز غربت، یاران امام برای نصرت خدا و حجتش تا به صبح نقشه کشیدند و خویشتن را از همه‌ی خلق متمایز ساختند .

...

و امشب، شب غیبت فرزند حسین، شب غربت حجت خدا می‌شود دوباره خیمه‌ی حبیب را عَلَم ساخت. می‌توان یاران امام زمان را گرد هم جمع نمود و برای نصرت حضرتش نقشه کشید:

- چگونه یتیمان آل محمد را دریابیم که خاطر امام آسوده گردد؟

- چگونه فرزندان‌مان را یاری‌گر امام تربیت کنیم تا از غم بی‌یاوریش کاسته شود؟

-چگونه پاسدار ناموس خدا باشیم و تیرهای پی در پی شبهات را از جان فرزندان امام دور سازیم؟

-چگونه برای ظهورش دعاگو تربیت نماییم؟

-چگونه از غربتش بکاهیم؟

- چگونه امر فرج را نزدیک کنیم؟