تبلیغات
آفتاب مهر - آقای ادب و قدردانی
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

آقای ادب و قدردانی

رسم قدرشناسی و قدردانی رسم حسینی است. این فضیلت اوست كه خوبان را بنـوازد، خـوبی‌هـا را بسـتاید و عمل عاشقانه وصادقانه را ارج بگذارد.

در میدانی كه عطش، جرعه جرعه رمـق‌هـا را نوشـیده، این حسین علیه السلام است كه با همه زخم‌ها و داغ‌هـا، در قهقهـه دشمن و اشك و آه حرم، پاسداشت فـداكاری دوستان و پاكبازان را فراموش نمی‌كند.

از ابتدای میـدان تـا قلـب خـونین میدان رزم، بـه شـتاب مـی‌آیـد و خـود را بـه بـالین صـحابه می‌رساند تا به تبسم و نـوازش، تـا دیـدار محبـوب بدرقـه‌شـان كنـد. مگر چه حلاوتی بالاتر از این است که آدمی در آخرین لحظه‌های عمرش سر در دامن مولای خویش گذارد و لبخند رضایت امامش را ببیند؟

آفتاب مهر، فرارسیدن عاشورای سرور شهیدان

مظلوم دشت کربلا

حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایشان

را به همه مسلمانان جهان، تسلیت عرض می‌نماید.



شهادت علی اکـبر علیه السلام، زخم دردناک عاشورا بـر جـان تشـنه امـام است. شبه پیامبر، اسوه ادب و نیـك‌گـویی و زیباخویی، در نبرد دوم خویش، همچون جدش بـا فـرق شكافته بر خاك کربلا خفته بود. امام كنارش رسید و به قدرشناسی، با صدایی كه در اشك و آه پیچیده بود گفت:«بعد از تو خاك بر سر دنیا!»(1)

دیگر شـهیدی كـه امـام پـیاده و افتـان و خیـزان در سـاحل علقمـه بـه بالینش رسید، ساقی رشـید كـربلا، ابوالفضل العباس علیه السلام است؛ ساقی بی‌دست عاشورا، با مشكی پاره پاره كه خونابه از آن روان بود، در كنار نهر افتاده بود. امام زانو زد و آهكشان و گریان بر بالین برادر سرود: «اینك كمرم شكست و چاره‌ام اندک شد!»(2)

در نظر امام علیه السلام فرقی میان خویشان و یاران و غلام نیست؛ همگی درخور ستایش و تقدیرند. حتی با آنان به شکلی همچون فرزند دلبند خود رفتار می‌کند و گونه بر گونه‌شان می‌نهد.

حُـر، قهرمان بزرگ توبه است. او ابتدای محرم، راه را بر کاروان سیدالشهدا علیه السلام بست و در روز عاشورا از سپاه دشمن به صف امام پیوست. او نیز آخرین لحظات عمرش را سپری می‌نمود كه امام به بالینش رسـید؛ سر شـكافته‌اش را در آغوش فشرد و در باران مهر و تبسم، پیشانی‌اش را نوازش کرد تا مبادا شرمسار امام خویش باشد؛ آن‌گاه به او فرمود: «تو آزادی همان‌گونه كه مادرت تو را نامید.»(3) حر با بالی كه از محبت امام یافته بود، كربلا را به مقصد عرش الهی ترک كرد.

جُون، غلام سیاه و سپیده روان عاشورا، یار دیگری است كه امام در غبار میدان به بالینش رسید، خون از چهره‌اش گرفت و خواسته‌اش را كـه از امام طلب كرده بود دعا كند تا بوی و روی خوش و درخشان بیابد لبیك گفت كه: «خدایا صورتش را سپید و درخشان و بوی او را خوش گردان...»(4)

امام قدردان و ستایشگـر یاران دیگر نیز بود. آن‌سان كه فرمود:«من وفادارتر از شما نمی‌شناسـم.»(5)(6)

در جای دیگر آنان را صخره‌های محکم کوهساران خواند و در شب عاشورا در مكاشـفه‌ای شـگفت، بهشت را به آنان نشان داد.(7)

آری! آیین و رسم حسینی، قدرشناسی است.

و وااسفاه از لحظه‌های آخر امام که چگونه سپری گشت؟ آن زمان که گرگان به یکباره بر بدن بی‌رمق سبط پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم حمله آوردند و سنگ‌ها و نیزه‌های خود را بر آن بدن شریف فرود آوردند. غریبی و بی‌یاوری امام غوعا می‌کند. شمر در حالی از گودال قتلگاه خارج می‌شود که بدنش به لرزه افتاده است. لحظاتی بعد سر مبارک بر بالای نیزه است...

سلام بر آن‌که شاهرَگش بریده شد؛ سلام بر آن مدافعِ بى یاور؛ سلام برمحاسن به خون خضاب شده ... (8) (9)

 برگرفته از کتاب «حسین علیه السلام امام فضیلت و زیبایی»، اثر محمدرضا سنگری (با کمی تغییرات و اضافات)) -  سایت رشد 


پاورقی‌ها:

1- علـی الـدنیا بعدک العفا (مناقب ابن­ شهرآشوب، جلد 4، صفحه 109)

2- الاَن انکسر ظهـری و قلتَ حیلتی (تسلیة المجالس و زینة المجالس، جلد 2، صفحه 310)

3- انت حُـرّ کما سمّتک اُمّک (لهوف، صفحه 44)

4- اللهم بَیّضْ وَجههُ و طَیبْ ریحَهُ و احشره مع محمّد صلّى اللّه علیه و آله و عرّف بینه و بین آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله‏ (تسلیة المجالس جلد 2، صفحه 293)

5- فانی لا اعلم اصحابا اوفی و لا خیرا من اصحابی (ارشاد شیخ مفید، جلد 2، صفحه 91)

6- این فرمایش حضرت سید الشهدا علیه السلام که امام معصوم و دارای علم الهی است به معنی آن است که اصحابی وفادارتر از اصحاب ایشان وجود نداشته است.

7- الجرائج، جلد 2، صفحه 847

8- ...السّلام على المقطوع الوتین، ألسّلام على المحامی بلا معین،ألسّلام  على الشّیب الخضیب... (بخشی از زیارت ناحیه مقدسه، مزار کبیر، صفحه 499)

9- حسین علیه السلام کسی بود که هر آن‌چه داشت از یاران و برادران و طفل شیرخواره و ... را با رضایتمندی و اخلاص در راه خدا فدا نمود. پروردگار نیز به پاس بزرگداشت و قدردانی عمل چنین بنده‌ای، عنایات خاصی را در حق ایشان نمود که برای احدی در عالم چنین قرار نداده است: «همانا خداوند در پاداش شهادت حسین علیه السلام چهار ویژگی را برای ایشان قرار داد: شفا را در تربت و اجابت دعا را در زیر قبه و امامان را از نسل ایشان قرار داد و ایام زائرین آن حضرت از عمرشان حساب نمی‌شود (أَنّ اللَّه عوّض الحسین من قتله أربع خصال جعل الشّفاء فی‏ تربته‏ و إجابة الدّعاء تحت قبّته و الأئمّة من ذرّیّته و أن لا تعدّ أیّام زائریه من أعمارهم: امالی شیخ طوسی، صفحه 318)