تبلیغات
آفتاب مهر - امام دانایى و فضیلت و مهر!
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

امام دانایى و فضیلت و مهر!

دشمنان خدا كه هرگز تاب تحمل حق را ندارند و از گسترش دانایى و معرفت و فضیلت بیم دارند، همواره در پى از میان بردن نشانه‏هاى حق و درستى و راستی ‏اند. سرانجام در زمان حاكم ستمگر اموى یعنى هشام بن عبدالملك، به دستور او، امام باقر علیه السلام را مسموم كرده و به شهادت می ‏رسانند!

امام صادق‏ علیه السلام می ‏فرماید: پدرم در آستانه‏ى شهادت، غلام‏هاى بدِ خودش را آزاد كرد و خوب‏ها را نگاه داشت. پرسیدم: «پدر جان! چرا بدها را رها می ‏كنى و خوب‏ها را نگاه می ‏دارى؟» فرمود: «اینان [بدها] ممكن است كمى از من دل‏گیر شده باشند. [دل‏گیرى آن‏ها را این گونه جبران مى‏كنم.»

امام ششم ‏علیه السلام هم چنین می فرماید:

در شام‏گاهِ شهادت پدر، نزد ایشان می ‏شتابم، می ‏بینم با كسى در حال سخن گفتن است، حال آن كه من آن شخص را نمی ‏بینم! پدرم اشاره می كند كمى دورتر بروم، امّا اندكى بعد كه بار دیگر نزد پدر برمی گردم، مرا می ‏پذیرد و می ‏فرماید:

 - من امشب از دنیا خواهم رفت! هم ‏اكنون پدرم را دیدم كه شربت گوارایى را برایم آورد و من آن را نوشیدم. آن گاه، آن حضرت مرا به دیدار حق و رفتن به جهان جاوید، بشارت داد!

امام دانایى و فضیلت و مهر، حضرت باقر علیه السلام وصیت‏هایش را می ‏كند و چشم از جهان می ‏پوشد.

مردى كه چند فرسنگ از مدینه دور است به مدینه می ‏آید و می ‏گوید در خواب به من گفته شده كه برو و بر بدن «ابوجعفر» - امام محمد باقرعلیه السلام - نماز بگزار كه فرشتگان او را غسل داده ‏اند. هم اینك می ‏بینم كه خوابم راست بوده و امام‏ علیه السلام از دنیا رفته است.

پیكر پاك امام محمد باقرعلیه السلام به خاك بقیع سپرده می ‏شود و آن عزیز گرامى در كنار آرام‏گاهِ امام مجتبی ‏علیه السلام و امام سجاد علیه السلام، كه درود خداوند بر آنان باد؛ آرام می گیرد.

مدینه یك پارچه غرق شیون و ماتم می شود! زمین و آسمان سیاه می ‏پوشد. سیلاب اشك دیده ‏ها و دل‏ها را فرامی ‏گیرد و كبوترهایى چند بر بام خانه‏ ى امام باقرعلیه السلام غمگنانه بق‏ بقو می كنند!...

برگرفته از وبلاگ برگزیده آثار جواد نعیمی

 

سال‌روز شهادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام

بر همه‌ی ارادتمندان و پیروان خاندان نبوت و امامت، تسلیت باد.