تبلیغات
آفتاب مهر - معرفی کتاب: یاری آفتاب
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

معرفی کتاب: یاری آفتاب

عنوان کتاب: یاری آفتاب

نویسنده: دکتر سید محمد بنی هاشمی

ناشر: مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر

نوع: مذهبی

موضوع: محرم و صفر

سطح: عمومی

سال انتشار: 1389


 


خلاصه:

امام علیه السلام در فرهنگ تشیع، جایگاه ویژه و منحصر به فردی دارد که با احدی غیر از خود قابل قیاس نیست. به خاطر همین ویژگی ممتاز احکام خاصی پیدا می کند؛ از جمله اینکه یاری امام علیه السلام ، یاری خدای متعال است. اما معنای یاری خدا و سازگاری آن با بی نیازی مطلق او، اولین مطلبی است که کتاب حاضر به تبیین آن می پردازد. در ادامه روشن می شود که امام علیه السلام نیز از یاری دیگران به معنای واقعی کلمه بی نیاز است.

بدین ترتیب، یاری رساندن ما به خدا و امام علیه السلام به انجام وظیفه در قبال ایشان بر می گردد و فایده آن نیز، به خود یاری کننده باز می گردد، نه به خدا و امام.

به طور کلی کتاب  "یاری آفتاب" از پنج فصل تشکیل شده است.

فصل نخست در بیان اهمیت یاری امام عصر علیه السلام و اقسام آن است.

 فصل دوم چگونگی یاری امام عصر علیه السلام با قلب مطرح شده است. تهذیب قلب از گناهان، تفقه در دین و مهرورزی با امام غایب، از مصادیق مهم یاری قلبی ایشان به شمار می آید که در این فصل به بیان و شرح آن پرداخته شده است.

فصل سوم مربوط به یاری امام عصر علیه السلام با زبان است که به همین ترتیب اهمیت  تبلیغ دین با رعایت شرایط آن و نیز دفاع فرهنگی از دین توضیح داده شده است.

فصل چهارم کتاب، به بیان چگونگی یاری امام عصر علیه السلام با عمل، اختصاص یافته و در آن ضرورت تبلیغ دین با رعایت تقوا و ورع روشن شده است. در همین فصل، نگاهی اجمالی به رعایت ورع و عفت بانوان، از دیدگاه شرع منور اسلام پرداخته است.

فصل پنجم کتاب به بیان بالاترین مرتبه یاری امام غریب از طریق یاری امام حسین علیه السلام اختصاص دارد. همچنین توضیحی درباره یاری سید الشهداء از طریق زیارت ایشان، به ویژه زیارت عاشورا که در هر زمان و مکانی می تواند خوانده شود.

برگی از کتاب:

...   "قمر" مادر وهب، به دست امام حسین علیه السلام مسلمان شده بود. در روز عاشورا هفده روز از عروسی "وهب" می گذشت. وقتی جمعی از اصحاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند، مادرش به نزد او آمد و او را تشویق به جهاد نمود. وهب مانند شیر به میدان تاخت و تعداد زیادی از افراد دشمن را به هلاکت رسانید. آنگاه به سوی مادرش شتافت و گفت: ای مادر ! آیا از من راضی شدی؟ مادرش جواب داد: از تو راضی نمی شوم، مگر اینکه در پیش روی حسین علیه السلام به شهادت برسی ... وهب دوباره به میدان جنگ رفت و به فیض شهادت رسید. کوفیان سرش را از بدن جدا ساختند و به طرف سپاهیان امام حسین علیه السلام پرتاب کردند. مادر وهب، سر فرزند را برگرفت و بوسید و گفت "

" الحمدالله الذی بیض وجهی بشهادتک بین یدی ابی عبدالله علیه السلام "

شکر خدا را که روی مرا با شهادت تو در پیش روی ابی عبدالله سفید کرد!

... امام حسین علیه السلام  غلام ترکی داشت فردی صالح و والامرتبه و قاری قرآن بود. از حضرتش اجازه جنگ گرفت. حضرت اجازه فرمودند. او به لشکر حمله کرد و جنگید و عده زیادی را به قتل رساند، تا اینکه بر زمین افتاد و از امام حسین علیه السلام کمک خواست. حضرت بر بالینش حاضر شدند و او را در بغل گرفتند و بر او گریستند. غلام دیدگان خود را گشود، امام حسین علیه السلام را دید و تبسمی نمود. هنوز رمقی در تن داشت، که با افتخار می گفت:

" من مثلی، وابن رسول الله واضع خده علی خدی ؟! "

چه کسی مانند من است که فرزند پیامبر خدا صلی الله علیه و اله صورتش را بر صورت من گذاشته است؟!

سپس در محضر حضرت سید الشهداء  و در میان دو دست مبارک ایشان جان سپرد.

این غلام معرفت بالایی داشت و این افتخار نصیبش شد که جانش را فدای امام زمانش کند. امام حسین هم براستی خوب مولایی برای او بودند، نه تنها مانند سایر اصحاب بر بالین او رفتند، بلکه با او کاری کردند که در روز عاشورا، فقط برای یک نفر – آن هم فرزند دلبند و بزرگوار و بی نظیر خود، حضرت علی اکبر علیه السلام نهادند. چنین افتخاری به برکت یاری امام زمان علیه السلام نصیب غلام شد.

ما هم اگر چنین آرزویی داریم، باید وضعیت خود را بررسی کنیم و ببینیم تاکنون از چه چیز خود در راه امام زمان علیه السلام گذاشته ایم. آیا حاضر هستیم از پول و مقام و موقعیت دنیایی خود به خاطر اهل بیت علیه السلام بگذریم؟

آیا آبروی خود را خرج امام زمان علیه السلام و رفع گرفتاری از دوستان ایشان می کنیم؟ کدام رنج و سختی را تا به حال در راه یاری آن امام همام علیه السلام تحمل کرده ایم؟

آیا در مواردی که راحتی و رفاه ما به خطر می افتد، برای دفاع از حریم امامت و ولایت و مبارزه با دشمنان ائمه علیهم السلام همت می کنیم؟

اصحاب امام حسین علیه السلام، نه تنها خود بلکه فرزندان و جگر گوشه های خود را هم فدا کردند. آیا اگر به ما بگویند همین امروز امام زمان شما ظهور می کند، آیا تعلقات ما به این و آن، اجازه می دهد که بدون تاخیر و درنگ به یاری آن عزیز بشتابیم؟ آیا در زندگی ما چیزی مهم تر از این هست که به یادش باشیم و به آرزوی خدمت در رکابش روزها و شب ها را سپری کنیم؟