سیلی کبود

صدای کوچه گاه سنگ می شود به وقت درد!

سکوت لحظه های بی عبور، همهمه، زهر بی نشان خواب

من از هنوز یادهای سرخ، من از هجوم اشک های زخم

من از عبور، کوچه، کاروان

من از هنوز همهمه، صدای سیلی کبود، یاد یاس بی نشان

من از نجابت نگاه ملتهب، من از شکوه قامت قلم، تجلی نگاه دلنواز یار

به حرمت قسم رسیده ام!