تبلیغات
آفتاب مهر - زمزمه‌های دلتنگی (غروبهای جمعه)
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

زمزمه‌های دلتنگی (غروبهای جمعه)

مهدی جان!

 

دردهای زیادی است که به آن‌ها وعده داده‌ام با آمدنت علاج می‌شوند.

 

جمعه‌ها دم غروب، وقتی آسمان از اندوه نیامدنت دوباره مثل صدها سال دیگری که خون گریسته است، اشک سرخ می‌بارد، به خود می‌گویم: آقایم باز هم نیامد.

 

درست جمعه‌ها وقتی قلبم و قلب همه از تنگی فراغت مثل لاله‌ای که زیر پا لگد شود، چروکیده و رنجیده می‌شود، با خود می‌گویم: این درد عاقبت مرا خواهد کشت.

 

و بعد به خود نهیب می‌زنم که: او خواهد آمد.

 

و آن‌گاه از دیدگانم قطره‌ای اشک می‌چکد و از سوزان‌ترین پرده اندوهم می‌گویم: مهدی جان! درست که من بدم و لایق تو نیستم؛ اما...

اما دوستت دارم...

 

دریافت فایل صوتی این متن

برگرفته از مجموعه گل نرگس(موسسه رسایل)