به نام خداوند بهار آفرین
با سلام و آرزوی سلامتی برای تمامی دوستداران و منتظران مهدی موعود عج و امید آنکه امسال سالی باشد که به زمستان ختم نشود! و با طلوع خورشید بهار آفرین آن یگانه خورشید عالم تاب و موعود تمامی روزگاران، بهار تا ابد میهمان دلهای ما باشد. و با عرض پوزش از تاخیرهای مکرر در به روز رسانی وبلاگ و عدم پاسخ به پیامهای محبت آمیز دوستان، انشاءالله با پیوستن دوست عزیزم آقای آزاد به تیم نویسندگی وبلاگ و پس از پایان تعطیلات نوروزی دوباره این وبلاگ جان دوبارهای بگیرد و بتواند قدمی هر چند کوچک در راه بلند رسالت خویش بردارد.
در ادامه متن شعری از استاد علامه شیخ محمد حسین غروی اصفحانی (مفتقر) به پیشگاه حضرتش و دوستداران آن عزیز تقدیم میگردد.
آمد بهار و بی گل رویت بهار نیست
باد صبا مباد چو پیغام یار نیست
بی روی گلعذارم مخوانم به لاله زار
بی گل نوای بلبل و شور هزار نیست
بی سرو قد یار چه حاجت به جویبار؟
ما را سرشک دیده کم از جویبار نیست
بی چین زلف دوست نه هر حلقهای نکوست
تاری ز طرهاش به ختا و تتار نیست
بزمی که نیست شاهد من شمع انجمن
گر گلشن بهشت بود سازگار نیست
گمنام دهر گردد و ویران شود به قهر
شهری که شاه عشق در او شهریار نیست
ای سرو معتدل که به میزان عدل و داد
سروی به اعتدال تو در روزگار نیست
ای نخل طور نور که در عرصهی ظهور
جز شعلهی رخ تو نمایان ز ناز نیست
مصباح بزم انس به مشکات قرب قدس
حقا که جز تجلی حسن نگار نیست
ای قبلهی عقول که اهل قبول را
جز کعبهی تو ملتزم و مستجار نیست
امروز در قلمرو توحید٬ سکه زن
غیر از تو ای شهنشه والاتبار نیست
در نشأهء تجرد و اقلیم کن فکان
جز عنصر لطیف تو فرمان گذار نیست
جز نام دلربای تو از شرق تا به غرب
زینت فزای دفتر لیل و نهار نیست
در صفحهی صحیفهی هستی به راستی
جز خط و خال حسن تو را اعتبار نیست
وندر محیط دایرهی علم و معرفت
جز نقطهی بسیط دهانت مدار نیست
با یکه تاز عزم تو زانو دوتا کند
این توسن سپهر٬ که هیچش قرار نیست
ای صبح روشن از فلق معدلت در آی
ما را زیاده طاقت این شام تار نیست
ما را ز قلزم فتن آخر الزمان
جز ساحل عنایت و لطفت کنار نیست
در کام دوستان تو٬ ای خضر رهنما
آب حیات جز زلبت خوشگوار نیست
ای طاق ابروی تو مرا قبلهی نیاز
از یک اشاره که مشیر و مشار نیست
غیر از طواف کوی تو ای کعبهی مراد
هیچ آرزو در این دل امیدوار نیست
علامه شیخ محمد حسین غروی اصفحانی (مفتقر)