سلام بر تو ای مظلوم دوران! و سلام بر تو ای تنها ماندهی روزگاران!
با سلام خدمت دوستان عزیز و تبریک اعیاد شعبانیه و در پیش بودن ماه مبارک و عزیز رمضان، و با عرض پوزش از تاخیرهای طولانی در به روز رسانی وبلاگ.
مدتی بود در نظر داشتم دستی به سر و روی وبلاگ بکشم و با قالب و مطالب جدید، مفید و به روز در خدمت منتظران و دوستداران حضرتش باشم چون احساس میکردم که نوع و شکل مطالب (که بیشتر در مناسبتنامههای ادبی خلاصه شده بود) خیلی تکراری شده و کیفیت وبلاگ رو به شدت کاهش داده؛ در همین رابطه و برای غنی کردن محتوای وبلاگ با چند نفر از دوستان صحبت کردم و قول همکاری گرفتم ولی متاسفانه تاکنون خبری از آنها نشده است!. از طرفی دغدغهها و فشار کاری و محدود شدن زمان آزاد و همچنین عدم دسترسی آسان به اینترنت و شرایط بد روحی که برایم پیش آمده و از همه مهمتر کوتاهی خودم مزید بر علت شد که از این توفیق دور بمانم.
با این وجود هفته گذشته اتفاقی افتاد که یه جورایی قلقلکم داد که سر از لاک خودم بیرون بیارم و بیشتر در مورد پیش اومده فکر کنم. قضیه از جایی شروع شد که یکی از دوستان دی وی دی سریال جواهری در قصر را از کسی امانت گرفته بود تا برای خودش کپی کنه و چون من دی وی دی رایتر داشتم دست به دامن من شد. داخل پرانتز این که من به خاطر همان مشغلههایی که گفتم و بیمحتوایی برنامههای تلویزیونی خیلی کم برای تماشای تلویزیون وقت میگذارم و فقط جسته گریخته بخشهایی از سریال یاد شده رو دیدم. به هر حال کنجکاو شدم که بیشتر درباره کم و کیف و موضوع این سریال که این روزها نقل هر مجلسی هست بدانم بنابراین تصمیم گرفتم که آن را روی کامپیوترم ذخیره کنم تا سر فرصت نیم نگاهی به آن بیندازم. در هنگام گشت و گذار برای یافتن فضای خالی بودم که بنابر اتفاق به مجموعه عصر جمعه با امام عصر(عج) برخوردم. با گوش دادن مجدد این مجموعه و اندکی تامل مواردی به ذهنم خطور کرد که حیفم اومد که آنها را بیان نکنم:
- متاسفانه برخی از ما تمام هفته را در انتظار روز جمعه و روز جمعه را در انتظار ساعت پخش چنین سریالهایی به سر می بریم به جای اینکه انتظار ظهور مهدی(عج) را از روز جمعه داشته باشیم و به اعمال ویژه روز جمعه بپردازیم.
- چرا یک سریال تلویزیونی که موضوع جدید و خاصی را دنبال نمیکند و فقط بخاطر جاذبههای بصری زیبا مانند رنگبندی لباسها،کاخها، مناظر زیبا، آشپزی و غذاهای رنگارنگ و...، چنان طرفدارانی در جامعه ما پیدا میکند که همه جا صحبت از آن باشد. تحقیق کوچکی که طی چند روز گذشته در اینترنت انجام دادم نشان داد که بحث این سریال از حد نمایش تلویزیونی و پخش تجاری آن بصورت لوحهای فشرده، بحث در اتوبوس خیابان و مترو و مجامع خانوادگی، تقلید از حرکات و گفتار شخصیتهای فیلم (مانند آنچه در مورد سریالهای طنز ایرانی پیش میآید) و... گذشته و فقط طی دو ماه گذشته حدود 500 وبسایت و وبلاگ فارسی (رسمی و غیر رسمی) درباره آن ایجاد شده و یا در آنها درباره این سریال مطلب نوشته شده است و از خلاصه فیلم، نقد و بررسی، بیوگرافی کامل هنرپیشگان گرفته تا معرفی دیگر فیلمهای بازیگران سریال هم در آن ها آماده است و با علاقه و دقت خاصی به روز میگردند و آمار بازدید بالایی را هم به خود اختصاص میدهند؟ و چرا نباید آمار بازدید بسیاری از وبلاگها و سایتهای مذهبی که انصافاً بر روی بسیاری از آنها کار بسیار خوبی شده حتی به 1000 بازدید در روز هم نرسد؟
- چرا باید آمارها نشاندهنده این باشند که بیش از 9 میلیون بار در 3ماه گذشته جستجوی کلمههایی مانند یانگوم، جواهری در قصر و... و از همه رقت انگیزتر جستجو برای یافتن مسایل غیر اخلاقی درباره این سریال توسط کاربران ایرانی ثبت شده (با توجه به سانسورهایی که در ایران صورت میگیرد و حتی از یک فیلم غیر اخلاقی فیلمی خانوادگی میسازد! به دنبال مسایل غیر اخلاقی گشتن در مورد فیلمها و سریالهای خارجی پخش شده از سیما بسیار پر رونق است). ولی در همین مدت (با توجه به پشت سر گذاشتن ماه رجب و شعبان و در پیش بودن ماه مبارک رمضان) کلمات مرتبط با دین، امام زمان(عج) و دیگر ائمه اطهار(ع) فقط 1.2 میلیون بار سرچ شده است.
- شاید یکی از دلایل موفقیت تجاری این سریال و پر بیننده بودن آن در کشور سازنده، اشاره به مبادی آداب بودن و پایبندی به اخلاق باشد و حتی با وجود بزرگنماییها و غلوهای فراوان، برای جامعه امروزی جنوب شرقی آسیا که تبدیل به مهد فساد اخلاقی گشته است این گونه مراعاتهای گذشتگان جذاب و جدید است. (البته با توجه به داستان مجموعه حتی این موضوع فقط در ظاهر طبقه ساکن قصر وجود دارد و در طبقات پایین اجتماع بسیار کمرنگ میگردد و در بخشهایی از داستان نیز به روابط غیر اخلاقی در داخل قصر هم اشاره میشود) و این در حالی است که رعایت شئونات در جامعه اسلامی ما نیزکم کم رنگ و رو میبازد و توجه به آموزههای دینی جای خود را به تقلید کورکورانه از دیگر جوامع میدهد و صد افسوس که امروزه الگوهای رفتاری جامعه ما به جای ائمه و بزرگان دین، شخصیتهای پوچ و مذموم غربی و شرقی و بدتر از آن شخصیتهای فیلمها و سریالهایی که هرزگاهی برای پرکردن برنامهها از تلویزیون داخلی پخش میشود و باطبع تاثیر مخرب آنها بیشتر از گروه اول است گشته است. (برای نمونه اشاره به گزارش جنجالی پخش شده از شبکه دو سیما در دهه هفتاد که در آن یک زن مسلمان ایرانی به جایی میرسد که الگوی خود را شخصیت زنی هرزه در یکی از سریالهای تلویزیونی آن دوران(اوشین) بداند)؟ براستی چرا همراه با شخصیتهای یک فیلم که در حال نقش بازی کردن هستند ناخواسته گریه میکنیم؟ ولی خیلی کم همراه مولایمان و برای آلام و دردهای او که همانا بزرگترین آن غم دوران غیبت است از ته دل نمیگرییم؟! حتی اگر با دید مثبتی به موضوع این سریال- تلاش و پشتکار دختر یتیمی که با وجود تمام سختیها و موانع به هدف خود دست مییابد- نگاه کنیم، چرا این موضوع برای ما یتیمان زمان الگو نمیگردد تا با سعی و تلاش خود، زمینه ساز برآورده شدن بزرگترین خواسته عالم که همانا ظهور پدر مهربانمان است، باشیم؟
- چرا روند پخش و تولید فیلمها و سریالهای تلویزیونی از دو سوی بام افتادن گشته، بطوری که عرصه تولیدات داخلی به چند موضوع کلیشهای که در آنها به وضوح تبلیغی برای دنیاپرستی و ترویج فساد انجام میشود و یا آن قدر موضوع غمگینی و کش داری دارند که بیننده را از خیر دیدن آن میگذرانند پرداخته میشود و در عرصه خارجی نیز از طرفی فیلمها و سریالهای عجیب و غریب افسانهای جنوب شرقی آسیا و یا فیلمهای اندوه بار هندی را پخش میکنند و از طرفی فیلمهای آن چنانی هالیودی را به خاطر پر فروش بودن و نامهای دهن پرکنشان بدون توجه به محتوا و غرض سازنندگان در اعیاد مذهبی پخش میکنند!؟ (در پس ظاهر بسیار زیبا و جلوههای بصری این گونه فیلمها، اگر کمی در موضوع داستان فیلم تعمق کنیم، در مییابیم که در نگارش فیلمنامه ها و ساختارشان موضوعات ضد اسلامی را بطور ماهرانهای القا میکنند بارز ترین آنها مجموعه ارباب حلقههاست که درباره نبرد آخرزمان ساخته شده و نیروی خیر در آن کاملاً چهره غیر اسلامی دارند و نیروهای شر نمادی از مسلمانان هستند). حتی سریالهای مذهبی ایرانی با فقر شدید معنایی فقط وسیلهای برای پر کردن اوقات فراغت ما شدهاند و بخشهای خاصی از آنها بدون توجه به مضمون اصلی، مورد افاقه تماشاگر قرار میگیرد؟ (مثلاً بخشهای مربوط به شخصیت قطام در سریال امام علی(ع)، بخشهای مربوط به قصر شاه عباس در سریال ملاصدرا، بخشهای مربوط به خاندان عباسی در سریال امام رضا(ع) و قص علی هذا).
-
براستی با این همه غم چه میتوان کرد جز این که از ته دل بخواهیم و بخوانیم:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وَ قَرِّب بُعدَهُ وَ اَنجِر وَعدَهُ وَ اَوفِ عَهدَهُ.
بار الها بر او درود فرست و دوری او را نزدیک کن و وعدهاش را برسان و به عهدش وفا فرما.
و با یقین کامل در آرزوی روزی باشیم که با ظهور آفتاب مهر تمام غمها از دل برود.