
او، گلی بر بوتهی هستی، مایهی شادمانی فرشتگان و فرهیختگان، بخشندهی مهربان، دوست گرانقدر اهل ایمان، فرزند افتخار ایران، عطر رویش بهاران، جوانهی سرسبزی زمان، وزنهی زمین، حامی دین مبین، پیشوای اهل یقین، رهبر امین، مولای ما، نهمین خورشید والا، شمیم یاس و نرگس و پونه، حضرت جواد الائمه- از زبان همهی پاکان بر او درود!- خورشید زادهای است که سرزمین ما را آبی و آفتابی کرده است.
«جود» قطرهای بود در پیشانی بلندش و «علم» غنچهای بود از گلستان وجودش و «حلم» گوهری بود از گنجینهی فضایلش.
پیشوایی که «جواد» بود، «تقی» بود، «منتجب» بود و «مرتضی» بود، فرزند «رضا» بود، راضی به قضا بود.
او گر چه سالها در تبعید زیست و مشکلات انبوهی را از سر گذرانید، چونان شمعی فروزان، به کاشانهی دلهای مومنان فروغ بخشید و همه سوی زمان و زمین را در پرتو دین مبین روشن ساخت و سرانجام، جان شریفش را بر سر دفاع از ایمان و آرمان هدیه کرد و شهید راه فضیلت و استمرار بخشیدن به حقیقت شد. او به موسی شبیه بود که دریا را میشکافت و به عیسی ماننده بود که خداوند مطهرش گردانیده بود. سرانجام، آن مولا با شهادتش اهل ولا را به هجران و سوگ نشاند.
یادش و راهش تا همیشه پاینده و بالنده باد.
برگرفته از کتابهای "جرعهای از جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی و "قطعات" نوشتهی جواد محدثی
عنوان کتاب: انیس دلها
نویسنده: دکتر نادر فضلی
انتشارات: منیر

خلاصه کتاب:
نویسنده کتاب –آقای دکتر نادر فضلی- در سرآغاز کتاب خود را اینگونه معرفی می نماید: "ما از خودمان چه می توانیم بگوئیم. بهترین وصف حضرت صاحب الزمان، در دعاها آمده است. و در این نوشتار، که در چمد بخش کوتاه تدوین شده است، با بیان کوتاهی از یک نکته اعتقادی درباره حضرت مهدی علیه السلام، به مدد دعاها، پیرامون همان نکته، از آن حضرت سخن می گوئیم. آرزو می کنیم که بدین سان، و با اظهار محبت به آن آستان، پیوند روحی و معنوی خود را با آن عزیز، استوار سازیم."، در زیر گزینشی از کتاب را می خوانیم: "در گفتاری نغز و پر مایه، امام رضا علیه السلام در بیان صفات و ویژگی های امام سخنان شیرین و شنیدنی و شادی بخش و شعف انگیز دارد که قسمت هایی از آن را می آوریم: "امام؛ ... ستاره ای است که در شبهای تار و دیجور، در بیابانهای سرد و خاموش و در گرداب های هولناک و بلاخیز، درخششی چنان چشمگیر و امیدبخش دارد که راه را بر گم گشتگان می نمایاند. امام؛ آب گوارایی است که تشنگان وادی دین و دیانت را سیراب می سازد. ... امام؛ همچون ابری است، پر بارش؛ خورشیدی است جهان افروز؛ آسمانی است، سایه گستر؛ زمینی است، فراخ و پهناور؛ چشمه ای است جوشان و پر آب؛ ... امام؛ دوستی همدم و مهربان است (الانیس الرفیق). پدری دلسوز و دوستدار است. برادری همراه و همتاست و مادری است که سخت به کودک خردسالش مهر می ورزد. پناه بندگان بی پناهی است که در سختیها و رنجها و مصیبتهای مرگبار، راه به جائی ندارند. ..." حال که گوشه ای از صفات امام زمان خود را یافتیم به قلم نویسنده با امام خود می گوییم: "... زمین با همه بزرگیش، بر ما تنگ شده است. آسمان، با همه وسعت و کرامتش، بر ما بخیل گشته است. گلهای گلستان بشریت همه پژمرده اند. ای زمین پهناور، ما را در بر گیر، ای آسمان افراشته، بر ما لطفی فرما. ای روضه رضوان، شکوفه های امید برویان. دیدگانمان، از رنج انتظار بی فروغ گشته اند. پشتمان، از درد غربت و بی کسی، خمیده است. قلبمان، از دوری و هجران، شکسته است. بی پناهیم، بی یاوریم، بیچاره ایم، افسرده و دل غمینیم، ای دوست همدم، ای پدر دلسوز، ای برادر همراه، ای مهربانتر از مادر، ما را دریاب!"
فرازهای دیگری از این کتاب:
در صحرای سوزان و بی نشان، در دوران بیخودی و بیخبری، راه گمکردگان و تشنه کامانی هستیم که هر سرابی را آب میپندارند.
ای نشانهی آشکار!
ای چشمهی خوشگوار!
ای برکهی پر برکت!
هم سیرابمان فرما، هم راهمان بنما.
ای دوست همدم!
ای پدر دلسوز؛!
ای برادر همراه!
ای مهربانتر از مادر!
ما را دریاب.
یا بقیه الله!
در دشت سرد و زمستانی آخرالزمان، در تاریکخانهی دنیای پست و پرآسیب، بیپناه و وامانده و سرما زده، نابودی روح وجانمان را گاهشماری میکنیم.
ای آتش شعله ور!
ای آفتاب گرمابخش!
ای جان جهان!
جان و روح مردهی ما را با گرمای جاودانهی وجودت حیاتی دوباره بخش.
دریافت این کتاب از سایت کتابخوانی(www.ketabkhani.com)
(حق نشر الکترونیک این کتاب با مجوز ناشر بوده و برای سایت کتابخوانی محفوظ است)

قلبها به شبکهای از عشق پیوسته بودند. چشمهی لحظههای ناب نیایش میجوشید. بغض نگاهها میترکید. دامن دامن عطشناکی دیدار، در این سو و آن سو میچرخید. آهوان رمیدهی دلها به پناه جویی به دامان ضامن آویخته بودند.
صدای دلهای شکسته، از فضا میبارید. حضور دایمی آفتاب ایمان، چهرهی عشق را روشن کرده بود. غرش عقدههای گلو، تبرک سجدهگاهها شده بودند. عطر سیال سپیده غوغا میکرد.
بادبانهای زیارتنامهها، در دریای نَفَسهای عطرآگین به سوی بندر قبله میشتافتند و ساحل آرامش از دور پیدا بود. کبوترهای طراوت و حضور، دانهی نور میچیدند و عقربههای ساعت، زمان عشق را اعلام میکرد. بوی آرزو از هر سوی به مشام میرسید و دستهای غربت به شبکههای ضریح پیوند میخورد.
ایمان، همیشهترین حضور غالب خود را در دستهای دعا پهن کرده بود و رودابهی اشک از دریای نیاز بر پهنهی خواهش میدوید.
ضجههای بیصدا، امواج تمنا را با بوی گلاب میآمیختند و نوحههای درونی را در همهجا میآویختند. درها و دیوارها، چشمها و دستها، لبها و سینهها، زمینه و زمانه، همه نجوا بر میآوردند که:
السلام علیک یا غریب الغربا
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا علیهالسلام
برگرفته از کتاب "جرعهای از جام ولا" نوشته جواد نعیمی

کلیپ ولادت امام رضا علیه السلام (سایت رشد)
عصمت قم و چشمهی کویر، حرم حضرت معصومه علیها السلام است.
او فاطمهی ثانی است، که فقیهان و بزرگان، آستان بوس حرم اویند. مزارش بهشتی از معنویت و صفا و چشمهای از فیض و کرامت است. برکت از حریم و حرمش میجوشد و عصمت و عفاف، رهتوشهی زائران اوست.
بانوی نجابت و پاکی، این خطّهی کویری را به «گلشن ایمان» و «حرم عفاف» تبدیل کرده است.
حضرت فاطمهی معصومه علیها السلام ، عصمت اهل ولاست و حرمش، آشیانهی آل محمد و این بانو «معصومهی» اهل بیت.
قرنهاست که حرم حضرت معصومه علیها السلام، مغناطیس دلهای پاک و کهربای جانهای شیفته است.
کوثر همیشه جوشان حرم فاطمه، سیراب کنندهی تشنگان علم و ایمان و حکمت و معنویت است.
فاطمهی معصومه علیها السلام، جلوهی دوبارهی زهرای اطهر علیها السلام است و شکوه بارگاه رفیعش، تسلّی بخش سوخته دلان بر مزار پنهانِ فاطمهی زهراست.
برگرفته از کتاب"قطعات" نوشتهی جواد محدثی