حضرت بقیة الله علیه السلام امام حاضر، ولی زمان، روح زندگی، کیمیای سعادت، چشمه ی حیات و کشتی نجات در روزگار ماست. شبها و روزها می گذرند، سالها از پی یکدیگر می آیند، عمرها به پایان می رسند نسل ها و قرن ها یکی پس از دیگری می آیند و می روند و جماعت انسانها در غفلتی سخت کشنده از این چشمه ی حیات که شناخت او و حرکت در مسر محبت و معرفتش، تنها راه وصول به سعادت مطلق است روزگار می گذرانند و همین غفلت بی توجهی نسبت به این «بزرگترین نعمت الهی» سر منشأ تمام ظلم ها، گرفتاری ها، نابسامانی ها و مشکلات فرا روی جامعه ی بشری است. به راستی غفلت تا کی؟! سوختن و ساختن تا چه وقت؟! آیا خداوند رئوف و مهربان راه گشایش و آسایش را به ما نشان نداده است؟ آیا راه آشتی وارتباط با خداوند تعالی و حجت او بسته است؟!
مسلما چنین نیست.
معمولاً آغاز ارتباط با سلام است.....
می شود با یک سلام آغاز کرد ......
سلام بر آل یاسین
سلام بر او که مایه ی امان زمین است
سلام بر مهدی منتظَر
و سلام برپیروانش

گلی دیگر در بوستان حُسن و بر شاخهی ولایت و عترت.
گلی که عطر وجودش از مدینه تا سامرا و از آن زمان تا عصر ما را خوشبو ساخته است. آن خورشید در مدینه طلوع کرد و در سامرا ما را غریب گذاشت!
نامش، رمز زیبایی و نیکویی و یادش الهام بخش صبوری و نستوهی است.
او اختر یازدهم یود و معصوم سیزدهم. گل گلزار احمدی، امام حسن عسکری علیه السلام، گوهری درخشان در عمق تاریخ است که در کوچههای غربت آلودِ ولایت، میدرخشد و همچون نیاکان پاکش، فخر زیستن و معنا بخش زندگی است.
کلامش نور بود٬ پیامش نور بود و در ذهن و سینهاش جز تموج یاد خداوند و اندیشه کمک رسانی به بندگان او چیزی وجود نداشت و عهدهدار مرزبانی از آیین خداوند و پاسداری از قرآن و عترت به ویژه نگاهبانی از گنج آخرین٬ برکت زمان و زمین٬ مرد شکوهآفرین٬ یگانهی دوران٬ پارهی تن مؤمنان٬ حضرت صاحب العصر و الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ و چه نیکو از عهدهی این مهم برآمد و چه نیکوتر تابشی داشت در عرصههای گستردهی هستی.
در عصر حاکمیت جور و ستم، رسالتِ «هدایت امّت» را بر دوش کشید و جان را فدای روشنگری راه حق و ایمان ساخت.
امام یازدهم عالمی بیبدیل٬ عابدی بینظیر٬ زاهدی عارف٬ سخاوتمندی یگانه٬ ارشادگری سختکوش و نستوه و وارث همهی رنجهای پدر بود. پاسخهای استوار و قاطع و مستدل او در مقابله با افکار الحادی و شُبههای القایی و کفرآمیزیهای اغوایی٬ آبی بود که بر آتش کفر و نفاق ریخته میشد.
گل وجودش در باغ رسالت و امامت شکفت و از چشمه سار حکمتهای لَدنی سیراب شد و با تربیتهای ملکوتی به برگ و بار نشست و در بیست و هشت سالگی، پرپر گشت، با بادهای سَموم و مسموم عداوت و حسادت خلفا، با دست توطئه و با زهر جفا.
در سوگ غمش، سامرا را یکپارچه طوفان غم گرفت و اشکهای سوزان بر دامان محبّان، جاری شد.
سلام الهی بر آن حجت الهی باد!
برگرفته از کتابهای"قطعات" نوشتهی جواد محدّثی و "جرعهای از جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی
به نام خداوند بهار آفرین
با سلام و آرزوی سلامتی برای تمامی دوستداران و منتظران مهدی موعود عج و امید آنکه امسال سالی باشد که به زمستان ختم نشود! و با طلوع خورشید بهار آفرین آن یگانه خورشید عالم تاب و موعود تمامی روزگاران، بهار تا ابد میهمان دلهای ما باشد. و با عرض پوزش از تاخیرهای مکرر در به روز رسانی وبلاگ و عدم پاسخ به پیامهای محبت آمیز دوستان، انشاءالله با پیوستن دوست عزیزم آقای آزاد به تیم نویسندگی وبلاگ و پس از پایان تعطیلات نوروزی دوباره این وبلاگ جان دوبارهای بگیرد و بتواند قدمی هر چند کوچک در راه بلند رسالت خویش بردارد.
در ادامه متن شعری از استاد علامه شیخ محمد حسین غروی اصفحانی (مفتقر) به پیشگاه حضرتش و دوستداران آن عزیز تقدیم میگردد.