آفتاب مهر - مطالب خرداد 1388
آفتاب مهر


مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید


نظرسنجی

  • اگر مقدر الهی بر این باشد که در این جمعه امام زمان (عج) ظهور بنمایند، شما به عنوان یک شیعه چقدر خود را برای این موضوع آماده می‌بینید؟







  • کوثر نغمه و نور

    زیباترین گل وجود، «فاطمه» سلام الله علیه، بر شاخسار نبوت شکفته است.

    میلاد فاطمه سلام الله علیه ، اذان عشق در گوش هستی است،

    میلاد فاطمه سلام الله علیه «روز مادر» است، چرا که او به «مادری» آبرو بخشید.

    «روز زن» است، چرا که او «زن» را به جایگاه و پایگاه خود در نظام ارزشی جهان آگاه ساخت.

    میلاد فاطمه سلام الله علیه، روز فوران «کوثر» خیر و خجستگی در «غدیر» نبوت و حرای «رسالت» است.

    ای دختر آفتاب! این روزها به نام و یاد تو جشنی فرخنده داریم: جشن میلاد نور، جشن فواره‌ی عظیم کوثر، جشن جاری شدن دریایی از لطافت و رحمت، جشن حضور مداوم تو در تمامی تاریخ، جشن جاودانه شدن ریشه‌ها و اندیشه‌های توحیدی.

    خوش آمدی به جهان ای بانو!

    ای یادگار رسول! با تو عشق تفسیر می‌شود و بهار طربناک در می‌رسد، ای بهار گلزار مصطفوی! ای روح سبز دین نبی! ای همسر پاک علی! ای مادر تمام نیکی‌ها! دامان مبارک تو، گلزاری است که شکوفه‌هایی همچون حسن، حسین و زینب از آن بر می‌دمند.

    ای فاطمه سلام الله علیه! ای تمامی نور! ای زهرای مرضیه! می‌بینی که هر چه داریم از سر دولت توست!

    ای گل خوشبوی بوستان محمدی! ای شبچراغ راه انسان! ای فروغ آیین احمدی! ای نسیم رحمت حق! ای نهایت نور! ای کوثر! ای خیر کثیر! خجسته باد قدوم پاک تو بر دامن گیتی! و این سُرور، بر همه مبارک باد!

     

    برگرفته از کتاب‌های"جرعه‌ای از جام ولا" نوشته‌ی جواد نعیمی و "قطعات" نوشته‌ی جواد محدثی

    گریه نکن علی جان!

    ... وای گریه نکن علی جان؛ من گریه‌ام برای توست، تو چرا گریه می‌کنی؟. تو مظلوم‌ترین مظلوم عالمی، گریه بر تو رواتر است. من آن‌چه کرده‌ام برای دفاع از حقوق مغضوب تو بود. من می‌دانستم که رفتنی‌ام، پدر مرا مطمئن کرده بود ولی هم می‌دانستم و می‌دانم که پس از رفتنم بر تو چه خواهد رفت. و این جگر مرا آتش می‌زد و مرا به تلاطم وا می‌داشت.

    پس تو گریه نکن علی جان! عالم باید برای این همه مظلومیت تو گریه کند.

    اکنون اول خلاصی من است، ابتدای راحتی من است اما آغاز مصیبت توست.

    پس تو گریه نکن و جگر مرا در این گاه رفتن، بیش از این مسوزان!

    تو را و کودکانمان را به خدا می‌سپارم علی جان! سلام مرا تا قیامت به فرزندان آینده‌مان برسان.

    راستی علی جان! پسر عمو! تو هم می‌بینی آن‌چه را که من می‌بینم؟

    این جبرئیل است که به من سلام می‌کند و تهنیت می‌گوید.

    - و علیک السلام.

    و این میکائیل است که سلام می‌کند و خیر مقدم می‌گوید.

    - و علیک السلام.

    این‌ها فرشتگان خدایند، این‌ها فرشتگان خداوندند که از سوی خدا به استقبال آمده‌اند.

    چه شکوهی! چه غوغایی! چه عظمتی!

    - و علیکم السلام.

    این اما علی جان به خدا عزرائیل است که بر من سلام می‌کند.

    - و علیکم السلام یا "قابض الارواح". بگیر جان مرا ولی با مدارا.

    «خدای من! مولای من! به سوی تو می‌آیم، نه به سوی آتش»

    «سلام بابا! سلام به وعده‌های راستین تو! سلام به لبخند شیرین تو! سلام به چشم‌های روشن تو!»

     

    برگرفته از کتاب "کشتی پهلو گرفته" نوشته سید مهدی شجاعی

    خوابم برد اما...

    تا شاهدی بماند از بی گناهی...

    من بی گناه کشته شدم

    مادر مرا به دوش تحمل کشید تا پشت در

    اما باد خزان برگ و برش را به باد داد.

    هر صبح مادر با شوق نام مرا برای برادران و خواهرانم می‌گفت

    و آن‌ها در خیالشان هم بازی من می‌شدند

    مرا از آغوش هم می‌ربودند و برایم لالایی می‌گفتم تا خوابم ببرد

    خوابم برد

    اما نه در کشاکش شوق خواهرکانم

    و نه در سایه شور برادرانم

    خوابم برد اما...