تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب احسان محمدعلی
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

دلم گرفته از این جمعه‌ها که تکراری‌ست

دلم گرفته از این جمعه‌ها که تکراری‌ست

و سهم روز و شبم بی شما گرفتاری‌ست

گناه پشت گناه و...... گناه پشت گناه

گناه: نقل و نباتی که بینمان جاری‌ست

جهان و خلق جهان جمله دست دوم شد

ببین بدون تو عالم شبیه سمساری‌ست

به نوکران شما طعنه می‌زند هرکس

که: بیخیال شوید،انتظار سر کاری‌ست

در این زمانه پستی که نقل لبهامان

دروغ و غیبت و فحاّشی و رباخواری‌ست

چقدر ندبه بخوانم برای آمدنت اگرچه

این همه ندبه فقط ریاکاری‌ست

ولی به صورت من یک نگاه کن آقا

لبم ترک زده ....مثل لبان سیگاری‌ست

و دکتران همه،ما را جوابمان کردند

فقط ظهور تو آقا علاج بیماری‌ست

غروب جمعه شد و بی تو باز هم،ای وای

دلم گرفته از این جمعه‌ها که تکراری ست

مجتبی خرسندی

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء 10

بَطنُ العَقَبه     زمان : جمعه 25 ذی الحجه 60 هجری

از سخنان امام حسین علیه السلام  در این منزلگاه : بنی امیه مرا رها نکنند تا جان مرا بگیرند . هرگاه چنین کنند ، خدا بر آنان کسانی مسلط خواهد کرد که آنها را ذلیل وخوار خواهد ساخت .

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء 9

زُباله     زمان : چهارشنبه 23 ذی الحجه 60 هجری

حضرت علیه السلام  در این منزلگاه چنین فرمودند : شیعیان کوفه ما را بی یارویاور گذاشته اند . هر کس از شما بخواهد ، می تواند بازگردد واز سوی ما حقی بر گردنش نیست . امام حسین علیه السلام  در جواب مردی که از آیه «یَومَ نَدعوا کُلَّ اُناس ٍ بَأِمامِهِم» پرسیده بود، فرمود : پیشوایی مردم را به راه راست دعوت کرد وگروهی اجابت کردند ، وپیشوایی مردم را به گمراهی دعوت کرد وگروهی اجابت کردند . گروه اول در بهشت وگروه دوم در دوزخ خواهند بود .

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء 8

ثَعلَبیّه     زمان : سه شنبه 22 ذی الحجه 60 هجری

حضرت شبانه وارد این منزلگاه شد وخبر شهادت مسلم بن عقیل وهانب بن عروه را به وی دادند پس از آن حضرت فرمودند : « اِنّا لِلّه وَ اِنّااِلَیهِ راجِعون ... » همه از خدائیم وبه سوی او بازمی گردیم ، پس از اینها زندگی سودی ندارد . آنگاه اشک به صورتش جاری شد وهمراهان نیز گریه کردند . نوشته اند : امام حسین علیه السلام  با یارانش اتمام حجت کرد . امام گروهی که به طمع مال ومقام دنیا با امام آمده بودند ، پس از این خبر ، از حضرت جدا شدند . سخن امام حسین علیه السلام با مردی از اهل کوفه در این منزلگاه : به خدا سوگند که اگر تو را در مدینه ملاقات می کردم ، اثر جبرئیل را در خانه ما ، ونزول او برای وحی به جدم را ، به تو نشان می دادم . ای برادر ! عموم مردم دانش را از ما برگرفتند ...

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء 7

زَرُود     زمان : دوشنبه 21 ذی الحجه 60 هجری :

زهیر بن قین که دارای عقیده عثمانی بود ، در آن سال مراسم حج را بجای آورده وبه کوفه باز می گشت . ناخوشایندترین چیز نزد او فرود آمدن در یک محل با حسین علیه السلام  بود . هر دو در این منزلگاه به ناچار فرود آمدند . در حالی که زهیر با همراهانش مشغول غذا خوردن بود ، حضرت از طریق نماینده ای ،زهیر را به خیمه اش دعوت کرد ، اما او تأملی کرد . همسرش به او گفت : «سبحان الله پسر رسول خدا ترا می خواند وتو اجابت نمی کنی ! » زهیر با اکراه به سوی حضرت رفت . اما هنگام مراجعت از خیمه آن حضرت ، آثار خوشحالی از چهره اش نمایان شد وبه همراهان گفت : « من به حسین ملحق خواهم شد ، هر کس میل دارد در یاری فرزند پیامبر شرکت کند ، با ما بیاید وهر کس با ما نیست با او وداع می کنم » لذا همسرش نیز او را رها نکرد وتا واقعه عاشوراوشهادت زهیر ، همراه کاروان حسینی بود. امام حسینعلیه السلام  بعد از شهادت زهیر فرمود : ای زهیر ! خدا تو را از لطف ورحمت خویش دور مدارد وقاتلان تو را همانند لعنت شدگان مسخ شده به بوزینه و خوک لعنت نماید.

 
  • تعداد صفحات :78
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...