از شب نیمه شعبان دقایقی چند بیشتر باقی نمانده بود، دقایقی که آرام آرام میگذشت و برای آنها که منتظر بودند بقدر سالها بود ...
سرانجام شب به دقیقه آخرین رسید و ثانیهشماری شروع شد. ثانیهها هم با کندی یکی پس از دیگری گذشتند، ناگاه نورانیت و روشنی خاصی، همه را به تولّد نوزاد بشارت داد. نوزاد به دنیا آمد و موعود عالم بشریت، جهان را به وجود خود مزین و روشن ساخت. در این هنگام مادرش، نرجس، غرق در افتخار و مباهات گشت، بانگ تکبیر و تحمید، توأم با فریادهای شادی و تهنیت و هلهله طنین انداز شد.
آری! این افتخار، مخصوص دودمان نبوت است که موعود نجات دهنده بشر از ظلم و ستم و آن کس که برای تأسیس نظام جهانی قیام میکند، از آن خاندان با عظمت است...
دریافت مجموعه مناسبتنامه نیمه شعبان سایت رشد
آفتاب مهر، 15 شعبان، سالروز میلاد مسعود رحمت عالم گستر و موعود عدالت محور، یکتا منجی جهان و یگانه حجت الهی دوران، یاور مستضعفان، حافظ دین خدا، حلقه اتصال زمین و آسمان، درّ ثمین ولایت، کهف حصین امامت، امان و آرزوی بشر، آن ظلمت ستیز و خورشید سحر، امام رحمت، پیشوای هدایت و برپادارنده عدالت الهی، امام حجت بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف را به تمامی منتظران قدوم آن حضرت تبریک و تهنیت میگوید.
سلام بر صدای شکفتن گلها، سلام بر اجتماع عظیم پونهها، سلام بر تغزل صحرا و بهار و دریا، سلام بر سید اولیا علیه السلام، شهید والا مقام کربلا، سلام بر شقایق سرخ روییده در نینوا. سلام بر نور دیدهی بندگان خدا، سلام بر حماسه آفرین بزرگ عاشورا... دیگر باره و صدها باره از ما به تو سلام، از ما به تو درود. ای خون پاک خدا! ای روح و روان ما! ای حسین شهید!
یا ابوالفضل! تو فصل بزرگی و نوری، تو حماسیترین صفحات کتاب عشقستان را در عاشورا نگاشتی. دستهای جدا افتاده از پیکرهات سندهای رذالت دشمن بودند. خون تو، رنگ یزید را رسوا ساخت. تو وفادارترین به ناشر عقیده و جهاد. ارادهی تو، چونان شمشیر آختهای بود که بر فرق خفتگان ستم فرود آمد. همت تو، پای پایمردی را بلندتر کرد و مشک آبی که بر دوش کشیدی، عطش مردمان را برای توسل به ساحت خورشیدیات روزافزون ساخت.
سلام بر وارث خون خدا٬ آن امام والا٬ مردی که زجر همهی غلها و زنجیرها را به جان خرید تا بندهای بندگی ستمگران را از دست و پای بندگان خدا بگسلد. مردی که صدای رسای انقلاب حسینی بود و با سرایش اشک در رثای آن پیشوا٬ راه سرخش را فرا راه انسانها گسترد و رخ اسلام انقلابی را در آیینهی تاریخ تابناکتر ساخت. سلام بر آن سید و سالار٬ سلامی بر آن مرهم زخمهای خسته دلان٬ آن رسول اعتلا و قدرت ایمان٬ سلامی به وسعت هزاران...
آفتاب مهر،فرارسیدن سالروز میلاد سه نور آسمانی
حضرت امام حسین بن علی علیه السلام ، حضرت امام علی بن الحسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل بن علی علیه السلام
را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و منتظران راستین حضرتش تبریک عرض مینماید
(1)یكی از راههای شناسایی پیامبران این است كه پیامبری كه نبوت وی با دلایل قطعی ثابت شده است، به نبوت پیامبر آینده تصریح كند و تصریح وی به حدی برسد كه همه گونه تردید و شك را در هنگام تطبیق و شناسایی از بین ببرد. نبوت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم علاوه بر این كه با دلایل قطعی و روشن، ثابت گردیده است، در كتابهای پیامبران پیشین نیز، برنبوت وی تصریح و نام و خصوصیات او در كتب عهدین (تورات و انجیل)، مشخص شده است. از همین روست كه به عنوان نمونه، خداوند در آیه 6 سوره صف با كمال صراحت از حضرت عیسی نقل می كند كه: «من به آمدن پیامبری كه نام او احمد است، بشارت می دهم».(2) روزی كه این آیه و نظایر آن نازل شد و پیامبر آنها را برای مردم خواند، در جزیره العرب، گروههایی از یهودیان و مسیحیان زندگی میكردند و اگر چنین بشارتی در این كتابها وجود نداشت، دانشمندان این دو آیین، آن را دستاویز قرار داده و سر و صدایی به راه میانداختند؛ ولی به داوری تاریخ صحیح، نه تنها آنان در برابر این تصریحها لب فروبستند، بلكه حتی گروهی منصف نیز به صفوف مسلمانان پیوستند.
آفتاب مهر، 27 رجب،
سالروز بعثت موعود انبیاء الهی، خاتم پیامبران
حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم
را به تمامی مسلمانان جهان تبریک عرض مینماید
برای مشاهده ادامه مقاله لطفاً اینجا را کلیک نمایید
به نام خدای بخشاینده مهربان
از محمد پیامبر خدا به نجاشی أصحم پادشاه حبشه؛
تو با ما در آشتی هستی! اکنون من آفریدگار را نزد تو ستایش میکنم: خداوند مالک و مقتدر که از هر عیب و نقص و تباهی، پاک و مبرا است. خداوندی که همگان را در پرتو عنایت خود از هر آسیبی نگاه میدارد و بر همه موجودات غالب و فرمانروا و همه چیز در دست قدرت او است.
گواهی میدهم که عیسی پسر مریم، روح خدا و کلمه اوست که خداوند روح او را به مریمعذرای پاک القا نمود و مریم بر او باردار شد ...
اینک من تو را به خداوند یگانه و اطاعت از فرمان او دعوت میکنم و (تو را دعوت میکنم به) اینکه از من که فرستاده او هستم، پیروی کنی و به آنچه بر من نازل شده است، ایمان آوری ...
(بخشی از نامه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به نجاشی، پادشاه مسیحی سرزمین حبشه)(1)
آفتاب مهر، 17 ربیع الأول، سالروز میلاد خجسته
منادی ایمان و خاتم پیغامبران،
حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم)
و سلاله مطهرش،
امام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام)
را به تمامی مسلمانان جهان تبریک عرض مینماید
امشب هیایویی است در بیشهزار کلام، غوغایی است در فراسوی همهی نبشتهها، تعزیهای بر پاست در حریر نگاه، غلغلهای است در وادی حیرت، خونچکانی بال پروانگان تنها منظر دیدههای بی پناه است. بالش خواب ستارگان، از رویای مصایب سرشار است. زیر چشم دلها، کبود ابتلای غم است.
هر کس این روزها بتواند با عالم بالا تماس تلفنی داشته باشد، اشک خونرنگ ملایک را بر پیشانی مهتاب نظاره خواهد کرد و گیسوان پریشان آفتاب را به روشنی خواهد دید. زلف سیاه اندوه از لب دیوار حیات پیداست!...
هر کس بتواند ماهوارهی دلش را به فضای ملکوت بفرستد، تیغ برهنهی لشکر مصیبت را در جای جای جهان، حس خواهد کرد.
هر کس بتواند زیر سایهی تاکستان عرش قدم بزند، گامهایش در خاک تسلیت فرو خواهد رفت.
هر کس بتواند قد و قامت سفره نشینان مائدههای آسمانی را برانداز کند، دل غمینی آنان را به وضوح درخواهد یافت.
حالیا، دهان اندوه، همهی شادیها را بلعیده است. دل عالم گرفته است از فراق؛ غم غربت چنگ انداخته است به ضریح جانها. انگار، گوش ملایک را هم کشیدهاند تا نگاهشان را از زمین بر نچینند و ببینند چه زورقی بر دنیای اندوه، روان است!
واقعا هم که چه نوری پرپر میزند در سینه سار یادها! چه چلچلههایی از سرزمین خاطرهها به سینههای سوزان کوچ میکنند و چه پرستوهایی به پرسه، ماهتاب میروند!
نینوای جان من امروز ساز فغان کوک کرده است. دلم به وسعت بیکرانهی دریا، از اندوه، انبوه شده است. جوانهی مصیبت چقدر تکثیر میشود امشب! چقدر از آسمان، باران ارغوانی غصه میبارد! چقدر محبوب امشب از لب دیوارها نگاهها میگریزد! چه شهابهای مبارکی بر سینهی آفتابین زمان، خطی از بارش اشک فراق ترسیم میکنند! چقدر نوحهگران ناحیهی ایمان، مویه میکنند!
نوانای غمبار یاران، چه چنگی بر دلها میکشد! و چه رنگین کمانهایی، قوس غصهها را به اقصی نقاط جهان نشان میدهند!
در التهاب سپیده و فلق، جای پای کوچ نورها پیداست!
اکنون در فصل غروب خورشید، در هنگامهی غربتی هستیم که دل در چنگ مصیبت گرفتار آمده. نالههای نای فلک، از هجران آفتاب، به گوش ملک میرسد. جهان با گذار آن ستوده، طعام تلخکامی میچشد و ما، عبور مصطفای سرسبزی و بالندگی را، که هیبت کل جهان بود، از پیش دیده میگذرانیم؛ اما همهی «او» را در سویدای دل مینشانیم و ما، در خویش میشکنیم. برپای نمیتوانیم ایستادن! خم میشویم از نگرانی بار مصیبت.
کم نیست غمنالههای فراق در هجر خورشید، در وداع با دو ستارهی پر نور! آخر، این ماییم که در پی کسب جواز رضایت حق، از دستهای پر برکت رضای آل محمدیم.
هجرت سرداران نور، سالار مردان آفتابین، ستارگان سه گانه، سروران سپید اندیشه، در جالیز جانهای ما بذر اندوه میپاشد. سنگ مصیبت بر سینههایمان میکوبد. نیلبک قلبمان را به نجوای جدایی وا میدارد. و هنگامی که واژههایمان از پرواز میمانند، بال عقدههایمان گشوده میشود و های های کلام، چشمهای ما را به همنوایی با خود میخوانند...
و من هم مثل شما از شیشهی دیدگانم، گلاب اشک میفشانم در سالسوگ رحلت خورشید آخرین و هر دو سفیر نازنین، آن کوچندگان حریم عشق، آن قافله سالاران وادی ایمان، و دل به رویش آیینههای نگاهشان میدوزم در محشر...
و با بلوغ عاطفه در رگهای قلمم همگام میشوم تا برای شما در این مصایب دشوار، نسخهی صبوری بنویسم و از شما تقاضا کنم که برای من و برای خویشن بالهایی آرزو کنید برای پریدن به ساحت قدس مصطفی و مجتبی و رضا!« صلوات الله و سلامه علیهم » و برای نوشیدن نور ناب نوازش آنان!