آفتاب مهر - مطالب مناسبت‌ها
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

تصور کن !

تصور کن شب است و باز غم داری / خیال راه رفتن در حرم داری

برای اینکه با دل هم قدم باشی / میایی تا اذان صبح آن شب در حرم باشی

تصور کن ببینی رفت و آمد نیست / دگر باب الجواد و صحن و گنبد نیست

دگر تعداد زائر بیش از حد نیست / ضریح نقره ای هم دور مرقد نیست

حرم را فرض کن بی صحن گوهرشاد یک لحظه / بدون آب سقاخانه و بی پنجره فولاد یک لحظه

تصور کن شبستانی نمی بینی / رواق و صحن و ایوانی نمی بینی / کنار در شبیه قبل دربانی نمی بینی

حرم لبریز زائر نیست / مسافر یا مجاور نیست / دگر دور و برش سینه زن و مداح و شاعر نیست

عَلَم ممنوع! ورود دسته هم ممنوع/

صدای نوحه و سینه زنی و ذکر و دم ممنوع/محرم پرچم مشکی زدن دور حرم ممنوع!

نباید فاطمیه پیراهن مشکی تنت باشد! نباید شال ماتم گردنت باشد

نباید از در و دیوار صحبت کرد/ نباید لحظه ای درمورد مسمار صحبت کرد

نباید از طناب دور گردن گفت/ نباید از چهل تن گفت/ نباید از زمین افتادن زن گفت

نباید از دوتا شش ماهه اینجا گفت / نباید از رباب و از دل زخمی زهرا(س) گفت

نباید گفت میخ در همان تیر سه پر شد بعد/ نباید گفت مادر دربدر شد بعد/ نباید گفت آبی خورد و شیرش بیشتر بعد

نباید جمله ای از کاروان و از ربابش گفت / نباید از نشستن زیر نور آفتابش گفت / نباید از مسیر شام و از بزم شرابش گفت

تصور کن!

مدینه در تمام سال اینطوری است / به روی قبرهایش سایه‌بان هم نیست

فقط یک گریه کن دارد/ که آن مهدی (عج) است...

علی زمانیان

 

 

در شب قدر دلم با غزلی همدم شد

در شب قدر دلم با غزلی همدم شد/بین ما فاصله‌ها واژه به واژه کم شد

بیت‌هایم همه قرآن روی سر آوردند/چارده مرتبه، آنگاه دلم محرم شد

ابتدا حرف دلم را به نگاهم دادم/بوسه می‌خواست لبم، گنبد خضرا خم شد

خم شد آهسته از اسرار ازل با من گفت/گفت: ایوان نجف بوسه گه عالم شد

بعد هم پشت همان پنجرۀ رویایی/چشم من محو ضریحی که نمی‌دیدم شد

خواستم گریه کنم بلکه بر این زخم عمیق/گریه مرهم بشود، خون جگر مرهم شد

گریه کردم،عطش آمد به سراغم، گفتم:/به فدای لب خشکت! همه جا زمزم شد

آنقدر دور حرم سینه زدم تا دیدم/کعبه شش گوشه شد، آنگاه دلم محرم شد

روی سجادۀ خود یاد لبت افتادم/تشنه‌ام بود، ولی آب برایم سم شد

زنده ماندم که سلامی به سلامی برسد/از محمد(ص) به محمد(ع) که میسر هم شد

من مسلمان شدۀ مذهب چشمی هستم/که درآن عاطفه با عشق و جنون توام شد

سال‌ها پیر شدم در قفس آغوشت/شکر کردم، در و دیوار قفس محکم شد

کاروان دل من بس که خراسان رفته است/تار و پود غزلم جادۀ ابریشم شد

سال‌ها شعر غریبانه در ابیات خودش/خون دل خورد که با دشمن خود همدم شد

داشتم کنج حرم جامعه را می‌خواندم/برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد

یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت/یک قدم مانده به او کار جهان درهم شد

بیت آخر نکند قافیه غافلگیرت/آی برخیز ز جا، قافیه یا قائم(عج) شد

 

شاعر: سید حمیدرضا برقعی

فضای این دل دیوانه...


فضای این دل دیوانه، گرفته بوی گل نرگس

دلم نشسته چو پروانه، در آرزوی گل نرگس

سزد ز غصه بمیرم من، ز درد و غربت و تنهایی

همیشه ذکر فرج دارم، ولی چرا تو نمی آیی؟

منم که زشت و سیه چهره، تو در نهایت زیبایی

منم فقیر ِ فقیرانم ، تو در نهایت دارایی

چه می شود بشود روزی، سراغ خیمه ی سبزِ تو

که روزیم بشود روزی، طعام ِ خیمه ی سبز تو

دوباره پای گنهکارم، به بزم عشق تو واگشته

سرم به زیر و شکسته دل، دو دیده پر ز حیا گشته

ز قطره قطره ی اشک ِ من، ببین که بوی تو می آید

دو دست خسته و لرزانم، به سمت و سوی تو می آید

مژده یاران گل درآمد

مژده یاران گل درآمد، عاشقان را رهبر آمد!

روح و ریحان پیامبر، اوج عشق و باور آمد!

سرزده از نو سپیده، مهر جان پرور رسیده

تهنیت بر خسته حالان، مهدی زهرا رسیده

در غم هجر جمالش کرده دلبر مبتلایش

گه به دنبالش مدینه، گه نجف گه کربلایش

هر کجایی رو نمودم، چهره ماهش ندیدم

مردم از بس که فراقِ، روی زیبایش کشیدم

ای گل باغ ولایت، یوسف زهرا کجایی؟

عاشقان در انتظارند، پس ز غیبت کی می آیی؟

 

آفتاب مهر فرارسیدن نیمه شعبان

خجسته سالروز ولادت یگانه منجی دوران

حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشزیف

را به تمام منتظرانش تبریک و تهنیت عرض می نمایند

پیام آور نیکی ها

پیام آور همه ی نیکی ها حضرت محمد مصطفی(ص) برانگیخته شد تا همه ی زنجیرها و سنگینی های زاید را از دوش و گرده ی بشر بر دارد و او را از اسارت بت ها و هر چه غیر خدایی است برهاند و به نور آباد هدایت و تقوا بخواند. او آمده است تا شمیم اخلاق و کردار نیکو را در جهان بگستراند و در سایه ی شکوفایی اندیشه و تعقل و مهار احساس های تابجا و هواها و هوس های آفت زا انسان را به فرهیختگی و کمال برساند، تا آدمی چونان نهالی آماده ی رشد در پهنة گیتی به نیکی پرورش یابد. پس آن گاه به درختی تناور و سایه گستر و ثمربخش تبدیل شود. درختی که همه ی اجزای ان از ریشه تا تنه و برگ و بار و سایه سارش قابل بهره وری و بهره رسانی باشد. هم چنان که پیامبر اکرم(ص) خود به تمامی خیر بود و برکت بود. فضیلت بود و رحمت بود. کرامت بودووالایی. حقیقت بود و زیبایی. شجاعت بود و دانایی و درود بر او باد كه تا بود، گنجینه ی همه ی نیکی ها بود و تا جهان هست هم چنان نام و یاد و راه برجسته اش بر سرزبان ها و در سویدای دل ها و جان ها جاری است و هر روز و همه روز پرفروغ تر و جاودانه تر می شود. و درودی دیگر بر هر تنابنده ای که بند بندگی خدای یگانه را بر گردن آویخته و جانش با مهر مصطفای خدا در آمیخته و در روشنای شرف دین مبین، همه ی بدی ها را از دل و اندیشه و عمل خویش به دور ریخته است! و سلام آخر، بر آخرین پیام آور حق و راستی و بر همه ی پیروان راستین آن عزیز بزرگوار باد.

   بار پروردگارا! ما را توان و توفیق ده که یاور و رهروی خوب آن محبوب باشیم و بر این پیمان، پایدار بمانیم. یا ارحم الراحمین!

برگرفته از مجموعه آثار جواد نعیمی

آفتاب مهر

 فرخنده ایام بعثت رسول مهر و خوبی و زیبایی و حق و جاودانگی

 را به تمامی مسلمانان، تبریک و تهنیت عرض می‌نماید.

 
  • تعداد صفحات :39
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو