آفتاب مهر - مطالب مناسبت‌ها
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

فریاد بر بیداد

«اى ابوذر ! تو به خاطر خدا (بر آنها) غضب کردى پس به آن کس که برایش غضب کردى، امیدوار باش. آن گروه از تو بر دنیایشان ترسیدند و تو از آنها بر دینت! بنابر این، آنچه را که آنها به خاطر از دست دادنش در وحشتند، به خودشان واگذار و براى آن چه که به خاطر از دست رفتنش مى ترسى، از آنها فرار کن!» (1)

ابوذر از طایفه «بنى غفار» از طوایف معروف عرب است. او در آغاز ، در اطراف مکه دامدارى داشت و از گوشه و کنار، خبر مبعوث شدن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را شنید و نشانه هایى از عظمت او را دریافت. لذا با عشق و علاقه تمام رو به مکه آورد. ابوذر از یاران رسول خداست که بعد از جنگ بدر و اُحُد و خندق به آن حضرت پیوست و هر چه داشت در راه خدا داد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) او را «صدیق امت» و در زهد، شبیه «عیسى بن مریم» معرفى کرد.

ابوذر در مدینه همواره ملازم رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و در خدمت آن حضرت بود. پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز ابوذر اندکی تردید در دفاع از حق غصب شده علی (علیه السلام) به خود راه نداد و همواره همراه و پیرو جانشین راستین رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) باقی ماند.

هنگامى که خلافت به «عثمان» رسید و او بیت المال را به دامادش «مروان» که فردی منحرف و دنیاپرست بود سپرد، ابوذر زبان به اعتراض گشود و در کوچه‌ها آیه «کسانی که طلا و نقره را گنجینه می‌سازند...»(2) را که تعریضى به عثمان و اطرافیانش در زمینه غارت بیت المال مسلمین بود، با صداى بلند مى خواند و آنان را به باد انتقاد مى گرفت. عثمان کسى را به نزد ابوذر فرستاد و به او توصیه کرد که دست از این کار بردارد. اما ابوذر گفت آیا عثمان مرا از خواندن قرآن نهى مى کند؟ به خدا قسم رضاى خدا را بر خشم عثمان مقدّم مى دارم. درنتیجه اعتراضات ابوذر، خلیفه حکم به بیرون راندن او از مدینه نمود و او را به شام تبعید کرد.

ولى ابوذر در شام نیز آرام ننشست؛ هنگامى که کاخ سلطنتى معاویه و اسراف و تبذیر دستگاه بنى امیه را در کنار خانه هاى محقّر مردم محروم شام مشاهده کرد، به پاخاست و فریاد زد و به معاویه گفت: اگر این کاخ را از بیت المال ساخته اى، خیانت است و اگر از مال شخصى تو ست، اسراف است. به خدا سوگند آنچه در شام مى بینم، نه در کتاب خداست نه در سنت پیامبر او. من مى بینم حق دارد خاموش مى شود و باطل زنده مى گردد؛ راست گویان تکذیب مى شوند و حکومت، از تقوا تهى مى گردد. این سخنان و مانند آن بر معاویه گران آمد. لذا به عثمان نوشت: اگر ابوذر در شام بماند، شام را فاسد خواهد کرد. به دنبال آن عثمان دستور داد تا او را به وضع فجیع و ناگوارى به مدینه بازگردانند.

ابوذر این بار هم در مدینه ساکت ننشست و سرانجام، عثمان از انتقادهاى ابوذر بر خلاف کارى هاى بى حسابش به تنگ آمد. لذا با اطرافیانش مشورت کرد و آنان نظر دادند تا او را از مدینه تبعید کند. سرانجام او را به نقطه بسیار بد آب و هوایى در اطراف مدینه به نام «ربذه»(3) تبعید کردند که در آن سرزمین بى آب و علف، جان سپرد؛ در حالیکه حتى کفنى براى دفن شدن نداشت.

آری، او همان کسی بود که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد او فرمود: «آسمان سایه نیفکنده و زمین بر دوش خود حمل نکرده کسى را که راستگوتر از ابوذر باشد؛ تنها زندگى مى کند و تنها مى میرد و تنها در قیامت مبعوث مى شود و تنها وارد بهشت مى شود.»(4)

زندگى ابوذر یکى از پر ماجراترین زندگى صحابه است که مى تواند الگویى براى همه مجاهدان راه حق در سراسر تاریخ باشد. زندگى او برگرفته از زندگى مولایش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امیر المؤمنین علیه السلام است؛ او در شرایط بسیار سختى قرار گرفت ولى هرگز در «امر به معروف» و «نهى از منکر» و «مبارزه با فساد» در برابر ظالمان و طاغیان کوتاه نیامد.

 

برگرفته از کتاب پیام امام، تألیف: آیت الله مکارم شیرازی - سایت رشد

 

پاورقی‌ها:

1- مطلع سخنان امیرمؤمنان على علیه السلام در بدرقه ابوذر به سفر بی بازگشتش به سرزمین ربذه، نهج البلاغه، خطبه 130

2-... و الَّذین یكنزون الذَّهب و الفضَّة و لا ینفقونها قی‏ سبیل الله فبشّرهم بعذاب ألیم (سوره توبه، آیه 34)

3- در «معجم البلدان» آمده است که «ربذه» از قراى اطراف «مدینه» است که سه روز (حدود 150 کیلومتر) با آن فاصله دارد.

4- ما اظلَّت الخضراء و لا أقلَّت الغبراء على ذی لهجه أصدق من أبی ذرٍ یعیِش وحده و یموت وحده و یبعث وحده و یدخل الجنَّة وحده  ( بحار الانوار، جلد 22، صفحه 398)

 

آفتاب مهر، فرارسیدن ایام آخر ماه ذی حجه،  سالروز وفات

یار و صحابی صدیق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

ابوذر غفاری رحمه الله را گرامی می دارد.

 

 

 

 

 

خورشید ری

ارتباط خویشاوندی با نیکان و شایستگان، به ویژه اگر با پیامبر و آل پیامبر علیهم السلام باشد، از ارزش‌هاى مقبول همگان است. البته ارزش خویشاوندی با اهل بیت علیهم السلام، زمانى است که دارنده‌اش از آن بهره گیرد؛ وگرنه یک ضد ارزش خواهد بود؛ همانند علمى که اگر به آن عمل نشود و هدایت صاحب علم را تضمین نکند، ارزشى براى او ندارد.

حضرت عبدالعظیم فرزند عبدالله بن علی، نسبش با چهار واسطه به امام حسن مجتبى علیه السلام مى‌رسد و این شرافت، با حرکت ایشان در مسیر امامان معصوم و پیروى از آنان صد چندان شده است.

آقا بزرگ تهرانى نوشته است: «حضرت عبدالعظیم حسنى، امام رضا و امام جواد علیهما السلام را درک کرده و ایمان و اعتقاداتش را بر امام هادى علیه السلام عرضه داشته و در زمان ایشان وفات کرده است؛ چرا که از امام هادى علیه السلام نقل شده که به بعضى از مردم رى فرمود: «...اگر قبر عبد العظیم را زیارت مى­کردى، چونان کسى بودى که امام حسین علیه السلام را زیارت کرده است.»(1) (2)

ائمه علیهم السلام در تعالیم خود به ما فرموده­اند: «منزلت افراد در نزد ما را، به اندازه روایاتى که از ما نقل می کنند، بشناسید.»(3) و یا در روایتى مى‌خوانیم: «منزلت شیعیان ما را به اندازه روایتى که از ما نقل مى­کنند و درکى که از ما دارند، بشناسید.»(4)

در ارزشمندى و فهم حضرت عبد العظیم،  همین بس که امام، دیگران را به وى ارجاع مى­دهد و توصیه مى‌کند تا از او فراگیرند و بیاموزند.

در این رابطه ابوحماد رازى گوید:"در سامرا به خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم و سؤالاتى درباره حلال و حرام پرسیدم و ایشان پاسخ دادند. در هنگام خداحافظی، حضرت به من فرمود: «اى حمّاد! هر زمان که در منطقه­ات چیزى از امور دینى بر تو مشکل شد، درباره آن از عبدالعظیم حسنى بپرس و سلام مرا نیز به او برسان.»(5)

نشر حدیث، ارزشى است که عبدالعظیم در رى هم بدان اشتغال داشت و حتى در زمان اختفاى خویش، بدان همت مى‌گمارد. در برخى روایات، راوى متذکر مى­شود که این حدیث را از عبدالعظیم حسنى در رى شنیده است.(6)

مصاحبت با چند امام که در شرایط مختلف مى‌زیسته‌اند و همراهى با آنان که هر کدام دوران حساس و سختى را سپری کرده‌اند، بسیار ارزش‌ساز است. مصاحبت آن بزرگوار ویژگی‌هایی داشته است که وى را ممتاز مى‌سازد: گاه مصاحبت از نزدیک و یا مداوم نیست؛ اما مصاحبت عبدالعظیم حسنى با امامان ‌علیهم السلام از نزدیک و پیوسته بوده است. گاه این مصاحبت تنها با یک امام است که این نیز بسیار ارزشمند است؛ ولى روشن است که همراهى با چند امام، بیشتر بازگو کننده عظمت و ارزشمندى آن صحابى است. مصاحبت‌ها گاه صرفا یک همراهی فیزیکى است؛ ولى گاه مصاحبتى همراه با آموزش و فراگیرى است. حضرت عبدالعظیم نه صرفا در کنار امام است، بلکه در این مصاحبت از امام مى‌آموزد و فرا مى‌گیرد. همین ویژگى، مصاحبت وى را ارزشمند مى‌سازد.

از سوی دیگر، اطاعت و پذیرش حضرت عبدالعظیم حسنى نیز ارزش مصاحبت وى با امامان را مى­افزاید. بنگرید که چگونه امام هادی علیه السلام او را این گونه مى‌ستاید: «درود بر تو‌ای ابا القاسم که تو از دوستان حقیقی ما هستى».(7) و یا پس از عرضه دین و اعتقادات خود به امام هادی علیه السلام، ایشان این گونه وى را تأیید مى‌کند: «تو همان دینى که پسندیده خداست، از ما فرا گرفته‌اى».(8) و در ادامه امام علیه السلام او را چنین دعا می‌کند: «خداوند تو را با گفتار ثابت و استوار در دنیا و آخرت تثبیت کند».(9)

عبدالعظیم حسنی سال‌های پایانی عمر خود را در هجرت، فرار و آوارگى به سر برد. این سال‌ها نمادی بر حضور، انجام وظیفه و احساس مسئولیت اجتماعى و هوشیاری سیاسى و قدرت مخالفت وى با حکومت است.

در بعد عبادی نیز او چهره‌ای خاص و مثال زدنی دارد. نجاشى مى‌نویسد: «...عبدالعظیم در حال فرار از سلطان به رى آمد و در سرداب خانه مردى از شیعه در کوچه موالى ساکن شد. او در همان سرداب، به عبادت خدا مى‌پرداخت؛ روز را روزه مى­گرفت و شب را به عبادت مى‌گذراند ... پیوسته در همان سرداب بود و خبر ورود او به شیعیان یکى پس از دیگرى مى‌رسید؛ تا آن‌که اکثر شیعیان با او آشنا شدند.»(10)

روزهای پایانی عمر پربرکت حضرت عبدالعظیم با بیماری او همراه بود تا آن که دیده از جهان فروبست و پیکر مطهرش را به باغ عبدالجبار بردند و نزدیک درخت سیبی به خاک سپردند. قبر ایشان در شهرری، از همان روز محل رفت و آمد دوستداران فضیلت و دلباختگان خاندان پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم گردیده است.

 

 برگرفته از مقاله «خورشید ری»، تألیف: مهدى حسینیان قمى – سایت رشد

 

پاورقی‌ها:

1-...فقال علیه السلام: أما إنک لو زرت قبر عبد العظیم عندکم لکنت کمن زار الحسین علیه السلام (کامل الزیارات، صفحه 324؛ ثواب الاعمال، صفحه 99؛ وسائل الشیعه، جلد 14، صفحه 575)

2- ادرک عصر امام الرضا علیه السلام و الجواد علیه السلام و عرض ایمانه على الامام الهادى علیه السلام و توفى فى ایامه؛ لأنّه ینقل عنه أنّه قال لبعض اهل الرىّ: لو کنت زرت قبره، لکنت کمن زار قبرالحسین علیه السلام؛ (رجال نجاشى، صفحه 248)

3- قال الصادق علیه السلام: إعرفوا منازل الرجال منا على قدر روایتهم عنّا (رجال الکشی، صفحه 3؛ وسائل الشیعه، جلد 27، صفحه 149)

4- قال الصادق علیه السلام: إعرفوا منازل شیعتنا على قدر روایتهم عنا و فهمهم منا (غیبت نعمانی، صفحه 22)

5- أبو حمّاد الرازى یقول: دخلت على علی بن محمّد علیه السلام بسرّ من رأی. فسألته عن أشیاء من الحلال و الحرام. فأجابنى فیها. فلمّا ودّعته، قال لی: یا حمّاد! إذا اشکل علیک من أمر دینک بناحیتک، فسل عنه عبدالعظیم بن عبدالله الحسنى و اقرأه منّی السلام. (مستدرک الوسائل، جلد 17، صفحه 321)

6- به عنوان نمونه مراجعه کنید به کتاب أمالی طوسی، صفحه 494

7- مرحبا بک یا أبا القاسم! أنت ولینا حقّا ... (أمالى صدوق، صفحه 419؛ کفایة الأثر، صفحه 286)

8- یا أباالقاسم! هذا و الله دین اللّه الذى ارتضاه لعباده (همان)

9- ...ثبتک اللّه بالقول الثابت فی الحیاة الدنیا و فی الآخرة (همان)

10- ...کان عبدالعظیم ورد الرى هاربا من السلطان و سکن سربا فی دار رجل من الشیعة فی سکة الموالى و کان (فکان) یعبد الله فی ذلک السرب و یصوم نهاره و یقوم لیله ... فلم یزل یأوی إلى ذلک السرب و یقع خبره إلى الواحد بعد الواحد من شیعة آل محمّد (علیهم السلام) حتّى عرفه أکثرهم. (رجال نجاشى، صفحه 248، عنوان 653)

 

آفتاب مهر، فرارسیدن 15 ماه شوال، سالروز وفات

 

یاور دین، محدث امین و پیرو راستین ائمه علیهم السلام

 

حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام

 

را به تمامی مسلمانان، تعزیت می‌گوید.

 

شب های بی قراری

شب‌های بی‌قراری، قرار بی قراران است!

«بارخدایا! ای آن‌که به اشک‌ها رحم می‌کنی! ای کسی که گرفتاری‌ها را رفع می‌کنی!

معبود من! مرا از چنگال این قوم ظالم نجات ده! به من ضرر و زیان رسیده است و تو مهربان‌ترین مهربانانی!

مولای من! می‌بینی سرگردانی‌ام را در کارم! آیا می‌بینی که دلم سوزان است و قلبم آتش گرفته؟!

خدای من! گشایشی، فرجی در کارم قرار ده!

بارالها! مژده و بشارتی به من ده و دلم را شاد گردان!»[1]

این تعابیر عادی نیست! نشان از آن است که گوینده‌اش در اوج درد و گرفتاری است!

آری! امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز حاجت‌ها دارند و امیدها به اجابت! مشکل دارند و پی حل‌آنند! اینان فرازهایی است از دردِ دلِ دردمندِ عالَم! سوزِ دلِ آن سوخته دل!

شب‌های قدر، شب‌های بی قراری، است! در این میانه اما، حکایتی دیرین و بغضی فروخفته از سالیانی غربت!

نه! روا نیست! این‌گونه زیستن را روا نیست!؟! این نیست غیرت و مردانگی؟! این نیست رسم بندگی و ارادت به ارباب؟! پس کجاست وفای باوفایان؟!

شب‌های قدر به یاد خود باشی و صاحب این شب‌ها را از یاد بری! حاجت‌هایت برای اجابت به امضای امام عصر علیه السلام رسد اما، در این میان یک دعا برای او نباشد!

نباید از یاد برد منتظَری که خود منتظِر است!

باشد که در این شب‌های بی‌قراری، آن‌گاه که دلی به لرزه درآید و اشکی از چشمی بر گونه‌ای جاری شود آن گاه دست نیاز به سوی آن بی‌نیاز، بلند نماید و آمرزشی طلب نماید و در همان لحظه دعایی از لبانی برای آن «پرده نشین غیبت» خارج شود و به هدف اجابت نشیند آن‌گاه، لبخندی از شادی، بر لبان آن «سفرکرده» نشیند!

برگرفته از مقدمه کتاب «شب‌های بی قراری» نوشته دکتر سید محمد بنی هاشمی



1. گزیده‌ای از دعای عبرات

ماه خوب خدا

 

دعاهای ماه مبارک رمضان:

فایلهای صوتی                  فایلهای متنی

 

 

دعایی در مورد امام زمان(عج) در ماه رمضان(فارسی) + دعای فرج

 

کلیپ رمضان ویژه موبایل

 

مجموعه مقالات جمع‌آوری شده مرتبط با ماه مبارک رمضان

 (بر اساس مطالب سایت رشد)

 

آفتاب مهر، حلول ماه مبارک رمضان،

ماه خدا، ماه ضیافت الهی و بهار تلاوت و تدبر در قرآن

ماه نزول قرآن و عید تشنگان رحمت رحمان، ماه رحمت و آمرزش

ماه تقرب هرچه بیشتر به خدا، ماه پاکیزگی از آلودگی‌های اخلاقی و رهایی از گناهان

هنگامه رویش جان انسان و هنگامه جلا بخشیدن آئینه جان و هنگامه آزادی انسان

را به تمامی مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می‌نماید

سلسله مسابقات اینترنتی کتابخوانی فاطمیه 1433 ه.ق

سلسله مسابقات کتابخوانی اینترنتی فاطمیه 1433 ه.ق بر روی پایگاه اینترنتی کتابخوانی برگزار می‌شود و شرکت برای عموم هموطنان آزاد می‌باشد.

کتاب‌های برگزیده این دوره از مسابقات عبارتند از:

1. بانوی من زهرا، نوشته‌ی دکتر نادر فضلی

2. کشتی پهلو گرفته، نوشته‌ی سید مهدی شجاعی

3.تا ابد اندوه، نوشته‌ی سید مجتبی موسوی راد

4. کوثر معجزه پیغمبر (ص)،نوشته‌ی سید محمد ضیاء آبادی

5. زهرای بتول راز پنهان رسول (ص)، نوشته‌ی سید محمد ضیاء آبادی

6. بوی بهشت، نوشته‌ی سعید آل رسول

7. شهادت مادرم زهرا(س) افسانه نیست،

8. روز شمار فاطمیه، نوشته‌ی عدنان درخشان

9. فاطمه زهرا(س)، بانوی بهشت، نوشته‌ی محمدحسن مومنی

*زمان شروع مسابقه: از تاریخ 5/12/1390

* پایان مهلت ارسال پاسخ: 15/03/1391

* اعلام اسامی برندگان: 29/03/1391

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در این مسابقات به سایت کتابخوانی به آدرس WWW.ketabkhani.com مراجعه نمایید

 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو