تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب مناسبت‌ها
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

برنامه‌ریزی

چگونه عمری هدفمند داشته باشم؟!

چگونه از فرصت محدود این دنیا به نحو احسن استفاده کنم؟!

چه کارهایی را در برنامه‌ریزی زمان خود بگنجانم؟!

اکثر ما در زندگی از نداشتن برنامه و روال کاری مشخص برای خود افسوس می‌خوریم و دغدغه ذهنیمان این است که ای کاش با یک برنامه مدون، طول شبانه روز و به تبع آن هفته، ماه و حتی سال خود را منظم و دقیق کنیم و اینکه اصلا در برنامه کاری ما چه کارهایی باید بگنجد و اولویت داشته باشد.

وقتی به متون دینی مراجعه می‌کنیم، در می‌یابیم كه بزرگان ما با تدبیر برای چنین کاری برنامه‌ریزی کرده و برای این دغدغه راه حل نشان داده‌اند و میزان و حد بهره‌مندی از دنیا را برای ما مشخص کرده‌اند.

در همین رابطه، حضرت موسی بن جعفر، امام کاظم علیه السلام می‌فرمایند:

«بكوشید كه وقت شما چهار بخش گردد:

1- ساعتى براى مناجات با خدا

2- بخشى براى گذران زندگى و معاش (تأمین اسباب و وسایل زندگی)

3- ساعتى براى همنشینى با برادران و افراد مطمئنى كه شما را از عیوبتان آگاه ساخته و در دل خیرخواه شما هستند.

4- ساعتى را نیز که در آن براى لذت‌های حلال خویش خلوت نمایید؛ كه در پرتو این ساعت است كه بر آن سه بخش دیگر توان مى‏یابید.

... براى خودبهره‏اى از دنیا مقرر دارید و از این طریق براى انجام امور دینى و مذهبى یارى طلبید. زیرا در روایت است كه: از ما نیست كسى كه ... دین‏ را براى دنیایش ترك گوید.»(1)(2)

آری، امام كاظم علیه السلام با تقسیم زمان به فعالیت‌هایی كه باید به صورت متوازن به آنها پرداخته شود، آنرا در چهار دسته عبادت، كار، اصلاح خویشتن و آسایش و تفریح تقسیم نموده‌اند. همچنین با این تقسیم‌بندی، گویی راه را به ما نشان داده و مشخص نموده‌اند كه همه فعالیت‌هایی كه در زندگی انجام می‌دهیم باید در قالب یكی از این چهار دسته قرار گیرد.

همچنین ایشان در ادامه به ما می آموزد كه این توازن در برنامه‌ریزی، تضمین‌کننده بهره‌مندی از دنیا و نعمات آن در جهت تکامل مداوم در مسیر بندگی خداوند می‌باشد.

 

 برگرفته از کتاب تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله و سلم، تالیف: ابن شعبه حرانى‏ (ره)  – سایت رشد

 

آفتاب مهر هفتم صفر،

سالروز ولادت اسوه علم و حلم و صبر،

پیشوای هفتم شیعیان،

امام موسی ابن جعفر الکاظم علیه السلام

را گرامی می‌ دارد.

پاورقی‌ها:

1ـ تحف العقول، صفحه 410

2ـ متن فوق برگرفته از ترجمه فارسی این کتاب توسط آقای بهراد جعفری‏ می‌باشد.

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء 8

ثَعلَبیّه     زمان : سه شنبه 22 ذی الحجه 60 هجری

حضرت شبانه وارد این منزلگاه شد وخبر شهادت مسلم بن عقیل وهانب بن عروه را به وی دادند پس از آن حضرت فرمودند : « اِنّا لِلّه وَ اِنّااِلَیهِ راجِعون ... » همه از خدائیم وبه سوی او بازمی گردیم ، پس از اینها زندگی سودی ندارد . آنگاه اشک به صورتش جاری شد وهمراهان نیز گریه کردند . نوشته اند : امام حسین علیه السلام  با یارانش اتمام حجت کرد . امام گروهی که به طمع مال ومقام دنیا با امام آمده بودند ، پس از این خبر ، از حضرت جدا شدند . سخن امام حسین علیه السلام با مردی از اهل کوفه در این منزلگاه : به خدا سوگند که اگر تو را در مدینه ملاقات می کردم ، اثر جبرئیل را در خانه ما ، ونزول او برای وحی به جدم را ، به تو نشان می دادم . ای برادر ! عموم مردم دانش را از ما برگرفتند ...

امانت‌هایی الهی

در دیدگاه اسلامی، تک‌تک اعضا و جوارح آدمی، امانت و ودیعه‌ای الهی است که خداوند در اختیار بشر قرار داده تا با بهره‌گیری صحیح از آنها، در مسیر کمال خویش قرار گیرد. لذا نه ‌تنها آدمی در طول زندگی، وامدار پروردگار خویش است، بلکه باید با بهره‌گیری صحیح از اعضا و جوارح خود، حقوقی را که خداوند به گردن او نهاده به جای آورد. این دیدگاه بدیع، در کلام امام سجاد علیه السلام و در قالب روایتی زیبا به عنوان «رساله حقوق» جلوه نموده است. آن حضرت در بخشی از این رساله، به بازگویی و شمارش حقوق اعضای بدن انسان می‌پردازد:

«و اما حق زبان، آن است كه آن را از زشت‌گویى بازدارى و به گفتار نیك و ادب عادت دهى. از گشودن زبان جز به هنگام نیاز و (برای) بدست آوردن منفعت دین و دنیا، خوددارى کنی و از پرگویى و بیهوده‌گویى ـ كه جز زیان در بر ندارد ـ دورى كنى و بدانى که زبان، گواه عقل و اندیشه توست و خوش‌زبانى تو، نمود زیبایى و آراستگى به زیور عقل، می‌باشد...

و اما حق گوش، عبارتست از بازداشتن آن از شنیدن غیبت و هر چیزى كه شنیدنش ناروا و حرام است؛ پاکیزه داشتن آن براى سخنانى كه دل را سرشار از خیر و خوبى مى‌كند؛ و اخلاق كریمه و بزرگوارى را به انسان مى‌آموزد؛ زیرا که گوش، دریچه ورود كلمات و سخنان به دل است و از طریق آن، اقسام مفاهیم خیر و شر، به جان‌ها مى‌رسد...

اما حق چشم تو، آن است كه آن را از هر ناروا بپوشانى و با استفاده از چشم، عبرت آموزى و جز بدین منظور، آن را به كار نگیرى و از هرزه‌نگرى و بیهوده نگاه كردن پروا كنى؛ زیرا با چشم یا باید بر دانش خود بیفزایى و یا بینش خود را افزون كنى، چرا كه چشم، وسیله عبرت‌آموزى است.

و اما حق پاهایت آن است كه با آنها به سوى آنچه كه بر تو روا نیست نروى؛ و آنها را مركب گردش و حركت در راهى كه موجب استخفاف و سبكى رهرو است قرار ندهى؛ چرا كه باید به وسیله آنها در مسیر دین گام بردارى و پیشى بگیرى و بر این دو پا، بر صراط بایستى؛ پس مراقب باش كه تو را نلغزاند و در آتش نیفكند...

و اما حق دست تو این است كه آن را به ناروا دراز نكنى؛ كه با این كار، عقاب آخرت را براى خود تدارك دیده‌اى و در دنیا نیز زبان ملامت گران را به روى خود گشوده‌اى و هیچ گاه دست خود را از واجبات باز ندارى؛ بلكه احترام نهادن به دست‌ها، این است كه آن را حتى از بسیارى از آنچه كه حلال است (مثل موارد شبهه و مكروهات)، باز داشته و بسیارى از آنچه را که واجب نیست (مثل مستحبات)، به جاى آوری. در نتیجه به عقل و شرافت این دنیا شهره مى‌گردى؛ ضمن این كه ثواب اخروى را نیز براى خود تضمین نموده‌اى.

و اما حق شكم، این است كه حتى به اندازه كم هم آن را ظرف حرام قرار ندهى و نسبت به حلال هم میانه‌رو باشى و از حد تقویت جسم، به مرحله پرخورى و خلاف مروت تجاوز نكنى؛ و به ‌هنگام گرسنگى و تشنگى، مراقب باشى كه پرخورى و سیرى فراوان موجب كسالت، تنبلى، ضعف، سستى و دور ماندن از همه خیرات و خوبى‌هاست و افراط در نوشیدن هم موجب مستى و خروج از اعتدال و جهالت و بى‌مروتى است.

و اما حَق غریزه شهوت، عبارت از نگهدارى آن از محرمات و یارى نمودن آن با چشم‌پوشى از نامحرم -كه این بهترین یاور است- و زیاد یاد مرگ نمودن و تهدید و تحذیر نفس از عذاب الهى می باشد.»(1)

آری، بر اساس نگرش امام سجاد علیه السلام آدمی مالک مطلق اعضا و جوارح خویش نیست، بلکه این اعضا، امانت الهی در دست اوست. لذا نه تنها که نباید آنها را در هر مسیری به‌کار گیرد، بلکه باید بکوشد تا با استفاده صحیح از اعضا و جوارح خویش، حقوق امانت‌داری خویش را بجای آورد.

 

برگرفته از سیری در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام، تالیف: آیت الله میر سید محمد – سایت رشد

 

آفتاب مهر فرارسیدن سالروز شهادت

سید ساجدان و زینت عابدان،

پیشوای چهارم شیعیان،

حضرت امام علی بن الحسین علیه السلام

را به تمامی مسلمانان، تسلیت عرض می‌نماید.

 

پاورقی:

1- تحف العقول، صفحه 255

آقای ادب و قدردانی

رسم قدرشناسی و قدردانی رسم حسینی است. این فضیلت اوست كه خوبان را بنـوازد، خـوبی‌هـا را بسـتاید و عمل عاشقانه وصادقانه را ارج بگذارد.

در میدانی كه عطش، جرعه جرعه رمـق‌هـا را نوشـیده، این حسین علیه السلام است كه با همه زخم‌ها و داغ‌هـا، در قهقهـه دشمن و اشك و آه حرم، پاسداشت فـداكاری دوستان و پاكبازان را فراموش نمی‌كند.

از ابتدای میـدان تـا قلـب خـونین میدان رزم، بـه شـتاب مـی‌آیـد و خـود را بـه بـالین صـحابه می‌رساند تا به تبسم و نـوازش، تـا دیـدار محبـوب بدرقـه‌شـان كنـد. مگر چه حلاوتی بالاتر از این است که آدمی در آخرین لحظه‌های عمرش سر در دامن مولای خویش گذارد و لبخند رضایت امامش را ببیند؟

آفتاب مهر، فرارسیدن عاشورای سرور شهیدان

مظلوم دشت کربلا

حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایشان

را به همه مسلمانان جهان، تسلیت عرض می‌نماید.



ادامه مطلب

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء 23

کربلا     زمان : جمعه دهم محرم الحرام 61 هجری

امام علیه السلام  با یارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنین سخن گفت: «... خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر وشکیبایی را پیشه خود سازید.» حضرت علیه السلام زهیر بن قیس را فرمانده راست سپاه، و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمه ها نزدیک می شد، ولی حضرت تیری نینداخت چون می فرمود: «دوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشم» عمر بن سعد تیر را بر کمان نهاده و به سوی یاران امام انداخت و گفت: گواه باشید که اول کسی بودم که به سوی لشکر حسین تیر انداختم! سپس سپاهیان عمر بن سعد تیر بر کمان نهاده و از هر طرف یاران حسین علیه السلام  را نشانه رفتند. امام علیه السلام فرمود: «یاران من ! بپاخیزید و به سوی مرگ (شهادت ) بشتابید، خدا شما را بیامرزد» در حمله اول بالغ بر چهار تن شهید شدند و سپس یاران باقی مانده هر کدام به نوبت به تنهایی به میدان رزم شتافته و به شهادت می رسیدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بنی هاشم رسید و آنها نیز شربت شهادت را نوشیدند. امام حسین علیه السلام که یکه وتنها مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا می کرد. حضرت علیه السلام برای وداع آخرین به سوی خیام آمد، آنگاه در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نمایانی کرد. دشمن از هر طرف وی را محاصره نمود، ناگاه تیری سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالی که یکصد و چند نشانه تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین گشت و روح مبارکش به ملکوت اعلی پیوست. اما شیون زنان، کودکان و حتی فرشتگان الهی بلند شد.

 وسَیَعلَمُ الَّذینَ ظَلَموا اَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ

 
  • تعداد صفحات :38
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...