عید فطر با همهی شیرینی و فرخندگی، آدمی را بر سر دو راهی شوق و تاسف میگذارد. از یك سو شادمانیم كه در دورهی امتحان از عهده به در آمدیم و دستورات الهی را اطاعت كردیم و از سویی اندوهگین هستیم كه چرا چنین دورهای كه با رحمت و مدد الهی همراه بود، سپری شد. با رسیدن عید فطر، ماه رمضان رخت برمیبندد و چشمان ما تا سال بعد به انتظار آمدنش به راه خواهد بود.
اینك او را بدرود میگوییم؛ همچون كسی كه رفتنش برای ما دشوار است و ما را دچار اندوده میكند...
بدرود بر تویی كه از گرامی ترین اوقاتی بودی كه با ما همنشین شد ...
بدرود بر تو ای همنشینی كه تا هستی پر قدر منزلتی و چون جدا شوی، فراق تو دردناك است...
بدرود بر تو ای همدمی كه وقتی آمدی، آرامش برای دل های ما آوردی و شادمانمان كردی وچون سپری شدی ما را در وحشت تنهایی گذاشتی و درد فراق افزودی.
سلام بر تو ای مددكاری كه ما را در مقابله با شیطان یار بودی و ای رفیقی كه راه های نیكی كردن را پیش پای ما هموار نمودی.
بدرود بر تو كه چه بسیار گناهان ما را نابود كردی و چه بسا عیبها ی گوناگون ما را پوشاندی!
بدرود بر تو كه كه برای گناهان كاران چه طولانی بودی و در دلها ی مومنان چه پرشكوه بودی!
بدرود بر تو كه با بركت بسیار به ما روی آوردی و ما را از چركهای گناهان شستشو دادی!
بدرود بر تو كه دیروز چون با ما بودی، به سختی دلبستهات بودیم و فردا كه از میان ما خواهی رفت، از جان و دل آرزومندت هستیم.
[خدایا] پوزش ما را بپذیر كه در این ماه در در ادای حق تو كوتاهی كردیم و عمر ما را به ماه رمضان آینده برسان ...
خدایا، اكنون كه این ماه به پایان رسید و جامه ی زمان را به دور افكند، تو نیز جامه ی گناهان ما را درآور و به دور بیفكن و با رفتن این ماه، بدیهای ما رانیز ببر و ما را به سبب آن از نیكبختترین روزه داران و پرنصیبترین و بهرمندترین آنان قرار ده.
امید كه خداوند، عمر ما و دوستان مان را در اطاعت و بندگی خویش طولانی ساخته و ما را باز هم در رمضانی دیگر بر سفره ی عفو و بنده نوازی خویش بنشاند و از مهربانی های ویژه اش بهرمند كند.
آمین یا رب العالمین
آفتاب مهر، فرار رسیدن عید سعید فطر،
روز شادمانی مومنان و تقوی پیشگان را
به پیشگاه مقدس آقا امام زمان(عج)
و شیعیان راستین حضرتش تهنیت میگوید!
نخستین شهید محراب، مسجد کوفه را داغدار خود ساخت و تا ابد، جامهی سیاه عزا بر کعبهی مقدس پوشاند. هنوز هم غروب، رنگ غم و ماتم علی را دارد و شب، سیهپوش سوگ علی است.
علی علیه السلام شهید شد تا شاهد همیشگی قسط و عدل باشد.
امام علی علیه السلام، قربانی جهل و نفاق شد.محراب خونین کوفه، سندی جاویدان بر حقانیت عدل مجسم علوی و رسوایی و کینهی نهروانیان اشت.
علی علیه السلام، امید محرمان و یار ضعیفان و حامی حق و مجری عدل بود. سرانجام نیز کشتهی شرف و شهید عدالت گردید.
و اکنون علی علیه السلام چونان خورشیدی سرخ بر بستری از یادهای سبز و خاطرههای سبز افتاده است. او میخندد و ما همه گریه میکنیم...
برگرفته از کتابهای "جرعه از جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی و "قطعات" نوشتهی جواد محدثی
آفتاب مهر، فرارسیدن سالروز شهادت جانسوز امیر المومنین حضرت علی علیه السلام را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شیعیان راستین آن حضرت تسلیت عرض مینمایید
امام صادق (علیه السلام):
قَلْبُ شَهْرِ رَمَضانَ لَیلَةُ القَدْرِ.
شب قدر، قلب ماه رمضان است.
شب قدر، گستردهترین سفره رحمت و پر نعمتترین مائدهی لطف خداست.
شب قدر، شب گشودن سفره دل و ریختن اشک نیاز و فصل گریستن چون ابر در آستان آفریدگار غفار است.
در شب قدر، روبهروی آیینه محاسبه مینشینیم و چهرهی جان را بیغبار میبینیم و با باران اشک، دل را در سحر رحمت و مغفرت شستشو میدهیم.
شب قدر فرصتی است تا چهره دل را با آب توبه بشوییم و پاکتر گردیم و به فطرت بیعیب خویش برگردیم.
رمضان، موعود عروج است و شب قدر، میعاد بیداران و معراج شب زندهداران.
شب قدر، شب احیاء خویش با دم مسیحایی دعاست.
شب قدر، برای آن است که قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقمزنی، قدرت اراده و انتخاب را بیازمایی و خویشتن جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی.
حیف است اگر در شب قدر، قدر خود را نشناسیم!
و بیاییم در خلوت بیداران شب زندهدار، دستی به دعا و چشمی به امید، به سوی خدای غفار برداریم و در شبهای قدر و در نای نیاز، نجوای عارفانه سردهیم و در لحظات ناب دعا و نیایش، در صدر خواستههایمان از درگاه الهی، ظهور آن حاضری را بخواهیم که هر دم انبیاء و اولیاء الهی و همه موجودات این عالم خواستار تعجیل در ظهورش هستند:
«اللهم عجل لولیک الفرج»
میشنوی؟ صدای گسترش حریر بال ملایک میآید و زمین، آذینبندی آسمان را غبطه میخورد.
نسیم را نظاره کن! چگونه دست مهربان خودش را بر سرشاخههای درختان مدینه میکشد و در گوش سپیده دم، نجوا سر میدهد... شگفتا مگر چه افتاده است که این چنین دلشادیها اوج میپذیرد و کبوتر قلبها تا فضای روشن فجر و فلق پر میکشد؟
آنک آن شب زیبا فرارسیده است: نیمهی ماه خدا. و ماه خدا اکنون به جلوهگری میآید!
با میلاد امام حسن از خانهی فاطمه و علی پنجرهای رو به سوی حُسن ازلی گشوده شد!
نوگل باغ مصطفوی، حضرت حسن بن علی چونان غنچهای در باغستان توحید به بار نشست و در دامان پاک پدر و مراقبتهای باغبانه مادر بالنده شد...
سلام ما بر مولود نیمهی رمضان که در آستانه شبهای قدر برکتی مضاعف بر سفرهی افطار و سحر روزهداران میبخشد. و سلام ما بر تو ای امام بیدار دل بیدارگر، ای پیشوای مؤمنان، عزیز دل مجاهدان، ای نستوه و بیباک، ای گل سرخ پاک، ای مرد کریم، ای بزرگ پرچمدار آزادی و آزادگی و ای مددیار قیام و انقلاب بزرگی که تا پایان تاریخ، در تداوم است و محرومان و مستضعفان را به تلاش و حرکت و قیام علیه مستکبران جهان وا میدارد.
سلام بر تو... سلامی بیشماره... انبوه... تا بیکرانهها!
برگرفته از کتابهای "جرعهای از جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی و "قطعات" نوشتهی جواد محدثی
آفتاب مهر، پانزدهم رمضان، خجسته سالروز میلاد با سعادت ریحانهی رحمت،
کریم اهل بیت، امام حسن بن علی المجتبی علیه السلام
را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
و منتظران راستین حضرتش تبریک و تهنیت عرض مینماید.
خویشتن را در آستانه سعادت و نیک بختی یافت و آرزوی بزرگ زندگیاش را برآورده نگریست. موج شادی و شادمانی کران تا کران دل نا آرام او را گرفت و خانه و زندگی و دفتر بزرگ تجارت و مدیریت او را نیز در بر گرفت و در اندک زمانی این موج به امواجی تبدیل گردید که خانههای مکه و محفلهای مردم آن شهر و دیار را درنوردید.
واکنشها در برابر خبر شگفت انگیز پیوند محمد صلی الله علیه و آله و سلم و خدیجه علیها السلام متفاوت بود. در این میان عدهای در این شادی شریک شدند و عدهای به این دلیل که هم شان بودن و همسان بودن در زندگی مشترک را تنها به ارزشهای ظاهری و قدرت و ثروت میدانستند، در گوشه و کنار به عیب جویی از این بانوی کمال جو و روشن اندیش حجاز پرداختند که چگونه با چنین جمال و کمال، ثروت، امکانات و استقلال و مدیریت یک سازمان بزرگ اقتصادی، آماده ازدواج با جوان و جوانمردی میگردد که با همه آراستگی به ارزشهای والای انسانی، به هر حال جوانی یتیم است و از ثروت و امکانات مالی و مادی بهره چندانی ندارد.
به همین دلیل است که با رسیدن این زمزمههای نا آگاهانه و غرض ورزانه به گوش آن بانوی خردمند و با تدبیر، برای توجیه آنان و روشنگری درباره ی تصمیم خردمندانه و شایسته و تاریخ ساز خویش و دفاع از تکیه گاه دنیا و آخرتش، محمد صلی الله علیه و آله و سلم ضیافت بزرگی تشکیل میدهد و انبوهی از زنان و دختران را دعوت میکند و بر سر سفره شام، رو به آنان، ضمن سخنانی کوتاه و کوبنده و روشنگر میگوید:
"هانای گروه زنان و دختران! به من خبر رسیده است که عدهای از شما در مورد پیوندم با محمد به چون و چرا و خرده گیری پرداخته و یا عیب جویی کرده اید. من میخواهم از شما بپرسم که: آیا درسراسر مکّه و حجاز و در گستره ی جهان، انسانی والاتر و بالاتر از این جوان اندیشمند و پاک روش، از نظر آراستگی به ارزشهای انسانی و فضایل اخلاقی و رادی و جوانمردی و خرد و آزادمنشی سراغ دارید؟ هر کس در ازدواج خویش آرزوها و آرمانها و ملاک هایی دارد و من شیفته کمال و منش مترقی و اندیشه والا و کردار انسانی محمد هستم و در این راه، نه خرده گیری نا آگاهان میتواند مانع راه و انتخاب سنجیده و حساب شده ام گردد و نه حسادت حسودان و نه بد اندیشی و غرض ورزی مغرضان و به خواست خدا خویشتن را در زندگی پیروز و سر افراز و به آرزو بزرگ خویش رسیده مینگرم."(1)
در این هنگام بود که زنان و دختران سرشناس حجاز با شنیدن سخنان روشنگر حضرت خدیجه علیها السلام لب فرو بستند.
بر پایه این بینش آگاهانه بود که حضرت خدیجه علیها السلام تا پایان عمر از هیچ جانفشانی در راه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دریغ ننمود و ثمره این انتخاب نیز بانویی همچون حضرت فاطمه زهرا علیها السلام گردید. چنین انتخابی که بر پایه ی عقلانیت و تدبیر بوده میتواند ثمراتی چنین بزرگ در پی داشته باشد. اما به راستی معیارهای اصلی ما در ازدواجمان چه بوده و چه هست؟
پاورقیها:
1- متن سخنان حضرت خدیجه علیها السلام برگرفته از کتاب الانوار نوشته ابوالحسن بکرى عالم اهل تسنن میباشد.
برگرفته از کتاب «فروغ آسمان حجاز خدیجه علیها السلام » تالیف:علی کرمی فریدنی
جهت آشنایی بیشتر با زندگانی این بزرگ بانو به سایت حضرت خدیجه مراجعه نمایید
آفتاب مهر، دهم رمضان، سالروز وفات
مهربان یار و یاور رسول خدا صلی الله علیه و آله و حامی پاکباخته حریم نبوت
ام المؤمنین، حضرت خدیجه کبری علیها السلام
را به مومنین جهان تسلیت عرض مینماید