تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب مناسبت‌ها
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

آقای ادب و قدردانی

رسم قدرشناسی و قدردانی رسم حسینی است. این فضیلت اوست كه خوبان را بنـوازد، خـوبی‌هـا را بسـتاید و عمل عاشقانه وصادقانه را ارج بگذارد.

در میدانی كه عطش، جرعه جرعه رمـق‌هـا را نوشـیده، این حسین علیه السلام است كه با همه زخم‌ها و داغ‌هـا، در قهقهـه دشمن و اشك و آه حرم، پاسداشت فـداكاری دوستان و پاكبازان را فراموش نمی‌كند.

از ابتدای میـدان تـا قلـب خـونین میدان رزم، بـه شـتاب مـی‌آیـد و خـود را بـه بـالین صـحابه می‌رساند تا به تبسم و نـوازش، تـا دیـدار محبـوب بدرقـه‌شـان كنـد. مگر چه حلاوتی بالاتر از این است که آدمی در آخرین لحظه‌های عمرش سر در دامن مولای خویش گذارد و لبخند رضایت امامش را ببیند؟

آفتاب مهر، فرارسیدن عاشورای سرور شهیدان

مظلوم دشت کربلا

حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایشان

را به همه مسلمانان جهان، تسلیت عرض می‌نماید.



ادامه مطلب

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء 23

کربلا     زمان : جمعه دهم محرم الحرام 61 هجری

امام علیه السلام  با یارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنین سخن گفت: «... خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر وشکیبایی را پیشه خود سازید.» حضرت علیه السلام زهیر بن قیس را فرمانده راست سپاه، و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش عباس سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمه ها نزدیک می شد، ولی حضرت تیری نینداخت چون می فرمود: «دوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشم» عمر بن سعد تیر را بر کمان نهاده و به سوی یاران امام انداخت و گفت: گواه باشید که اول کسی بودم که به سوی لشکر حسین تیر انداختم! سپس سپاهیان عمر بن سعد تیر بر کمان نهاده و از هر طرف یاران حسین علیه السلام  را نشانه رفتند. امام علیه السلام فرمود: «یاران من ! بپاخیزید و به سوی مرگ (شهادت ) بشتابید، خدا شما را بیامرزد» در حمله اول بالغ بر چهار تن شهید شدند و سپس یاران باقی مانده هر کدام به نوبت به تنهایی به میدان رزم شتافته و به شهادت می رسیدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بنی هاشم رسید و آنها نیز شربت شهادت را نوشیدند. امام حسین علیه السلام که یکه وتنها مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا می کرد. حضرت علیه السلام برای وداع آخرین به سوی خیام آمد، آنگاه در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نمایانی کرد. دشمن از هر طرف وی را محاصره نمود، ناگاه تیری سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالی که یکصد و چند نشانه تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین گشت و روح مبارکش به ملکوت اعلی پیوست. اما شیون زنان، کودکان و حتی فرشتگان الهی بلند شد.

 وسَیَعلَمُ الَّذینَ ظَلَموا اَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ

کم کم زمان واقعه نزدیک می‌شود

 

کم کم زمان واقعه نزدیک می‌شود

دنیا به چشم قافله تاریک می‌شود

إنّی أعوذُ بِکَ مِــنَ الکَربُ وَ البَلاء

تیری به دست حرمله شلیک می‌شود

تا می رسد به گوش عمو بانگ العطش

آشفته سوی علقمه تحریک میشود

دستان پر توان تو ای ساقی حرم!

از تن جدا و فدای «أخیک»  می‌شود

فردا که نینوا سر و پا شور محشر است

این حق و باطل است که تفکیک می‌شود

نه ! نه ! طلوع مکن ای صبح ! درگذر

دارد زمان واقعه نزدیک می‌شود

 

حنظله ربانی

از مدینه تا کربلا همراه با سیدالشهداء 22

کربلا     زمان : پنج شنبه نهم محرم الحرام 61 هجری

شمر خود را به خیام امام علیه السلام رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس و دیگر فرزندان ام البنین، می گوید: «برای شما از عبیدالله امان نامه گرفتم» آنها متفقاً گفتند: «خدا تو را و امان نامه تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد؟» امام حسین علیه السلام توسط حضرت عباس از دشمن یک شب را برای نماز، راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن مهلت می گیرد. حفر خندق در اطراف خیام برای مقابله با شبیخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطی دشمن با خیام از سه طرف- که فقط از یک قسمت ارتباط برقرار باشد – و یاران امام در آنجا مستقر بودند. این تدبیر امام علیه السلام برای اصحاب بسیار سودمند بود، گروهی از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام علیه السلام می پیوندند. 

سخن امام علیه السلام خطاب به دشمن: وای بر شما ! چه زیانی می برید اگر صدای مرا بشنوید ؟! من شما را به یک راه راست می خوانم، اما شما از همه فرامین من سرباز می زنید، چرا که شکمهای شما از مال حرام پر شده و بر دلهای شما مهر شقاوت زده شده است.


برادران وفا

عصر تاسوعا، شمر به جهت خویشاوندی امان نامه‌ای برای عباس بن علی علیهما السلام و سه برادر او آورد که با پاسخ قاطع حضرت عباس علیه السلام در رد آن مواجه شد و برگشت. 1

در عمل نیز فردای آن روز یعنی عاشورا، عباس بن علی علیهما السلام و برادرانش در نهایت رشادت و فداکاری جان خود را فدای امام حسین علیه السلام نمودند. به گفته مورخان، آن‏گاه كه یاران امام حسین علیه السلام و گروهى از خاندان آن بزرگوار به شهادت رسیدند، عباس علیه السلام برادران خویش را به ترتیب سن فرا خواند و بدان‏ها دستور داد و گفت: «به میدان كارزار بشتابید».

اولین آن ها عبدالله بن علی بود. وى نزدیك هشت سال پس از برادر خود عباس علیه السلام، قدم به عرصه وجود گذاشت. روز عاشورا عباس علیه السلام عبدالله را خواست و بدو فرمود: «برادر! به میدان نبرد بشتاب، تا تو را در راه خدا كشته ببینم.» عبدالله در برابر عباس علیه السلام به میدان شتافت و با شمشیر خود كارزار مى‏كرد و میان دشمن به جولان مى‏پرداخت و رجز می‌خواند: «من فرزند آن دلاورمرد بخشنده‏ام. او على نیكو خصال و نیك‏كردار است. شمشیر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم دردآور است و هر روز ترس و بیم ایجاد میكند».2

وی پس رشادت‌های بسیار در اثر ضربتى شمشیر که بر سرش وارد شد به شهادت رسید....


آفتاب مهر، فرا رسیدن

تاسوعای حسینی

روز بزرگداشت ساقی مظلوم کربلا و جلوه گاه ادب و ایثار،

حضرت عباس بن علی علیهما السلام

را به تمامی ارادتمندان آن حضرت، تسلیت عرض می‌نماید.

ادامه مطلب

 
  • تعداد صفحات :39
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...