سلام بر محّرم٬ کتاب مرجع دلها و احساسها٬ کتاب مقدس عاطفه و ایمان٬ کتابی که با حروف درشت در کربلا نوشته شد و در همهی زمینها و زمانها انتشار یافت.
محّرم٬ کتاب خون و شهادت٬ کتاب شور و شعور٬ کتاب عشق و شیدایی٬ کتاب غلبهی نور بر ظلمت و پیروزی خون بر شمشیر است.
هر واژه از کتاب محّرم٬ شمشیر آختهای را میماند که بر فرق ستم و ستمکاران جهان فرود میآید و پلیدیها و پلیدان را به زبالهدانی تاریخ میسپارد.
پدید آورندهی کتاب محّرم٬ سیّد و سالار همهی ناشران «عقیده و جهاد» است. مردی است که در تاریکخانهی تاریخ٬ قیام کرد و رنگ روشن سرخ را بر ساحت زمانه پاشید و همهی رنگهای یزیدی را پاک رسوا کرد.
و عاشورا حماسیترین صفحهی این کتابِ عشقستان است که همه ساله با حروف زرّین٬ تجدید چاپ میشود. عطف این کتاب بزرگ٬ عاطفهها را به هم پیوند میزند و احساسهای حماسی را بر میانگیزد و مظلومیّت گلها را فریاد میکند و در کتابخانهی بزرگ هستی٬ ماندگارترین کتاب میشود.
حالیا که دوباره این کتاب عظیم گشوده میشود٬ خاطرات عاشورایی یاران آفتاب را مرور کنیم٬ بر گلزخمهای محرم آفرینان٬ بوسهی ارادت و اخلاص نثار نماییم. واژهنامهی نورانی جهاد و شهادت٬ معنویت و ایثار را برگشاییم و عاشورا این دایرةالمعارف عرفان٬ ایمان٬ معنا٬ شور و شعور انقلابی٬ خدا باوری و دین یاوری را با دیدهی دل مطالعه کنیم و یاد و نام پدید آورندگان حماسهی روز دهم را ارج نهیم.
برگرفته از کتاب" جرعه ای از جام ولا" نوشته جواد نعیمی
گاهی در پیچ و خم افکار و اعمال روزمره، مسایل مهمی را به فراموشی می سپاریم. بعضی وقتها هم وجود نعمتی برای ما چنان عادی قلمداد می شود که هرگز بدان فکر نمی کنیم و قدر و قیمت آن را هنگامی در می یابیم که دیگر دیر شده است.
به راستی موفقیت های خود را مدیون چه کسانی هستیم؟ با نگاهی گذرا بر گذشته خود، درخواهیم یافت که موفقیت های خود را مدیون کسانی هستیم که بسیاری از آنها را به فراموشی سپرده ایم. کسانی که با وجود سختی ها و مشکلات فراوان و بدون کوچکترین چشم داشتی، راه را برای پیشرفت ما هموار نمودند؛ ولی ما کمتر به آنها و فداکاری های آنها فکر کرده ایم. گرچه بی انصافی و ناسپاسی در همه جا و در خصوص همه کس، زشت و ناپسند است، اما در این میانه کسانی هستند که باید بیشتر از دیگران قدرشان را بشناسیم و نباید بگذاریم که دل مشغولیها و گرفتاریهای روزمره، شرایطی را برایمان فراهم کند که آنان را به فراموش بسپاریم ... آری! پدر و مادر.
با سلام و عرض پوزش از تاخیرهای مکرر
و عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ماه محرم
بدلیل اینکه تا مدتهای مدیدی امکان به روز رسانی وبلاگ وجود ندارد و در طراحی سایت آفتاب مهر هم به دلایل مختلف تاخیر بوجود آمده فعلا به قرار دادن لینک سالهای گذشته در مورد محرم اکتفا می کنیم تا اینکه به امید خدا تا پایان سال بتوانیم سایت را راه اندازی نماییم.
واقعا عید چیست و عید بودن به چه معناست ؟ لازم است كه ابتدا معناى عید را چنانكه بزرگان در کتب خویش (1) بیان نمودهاند، بدانیم. عید روز توجه خاص خدا بر بندگان خود و فراخواندن آنها در پیشگاه پروردگار و روز پوشانیدن جامه محبت او بر دلهاست. روز عید، روز عمل و خوشحالى از قبول آن و روز اجابت درخواست بندگان از جانب پروردگار است. این روز، روز بخشیدن جوائز و نوشتن امان نامه براى بندگان میباشد و زمان تهیه آنچیزی است كه در منزلى كه انسان در پیش دارد، به كار او مىآید.
روز عید، روزى است كه خداوند درهاى احسان خود را به روى همه مىگشاید و كرم و بخشش خویش را آشکار میکند. حال که خداوند كریم و بخشنده سفره عطا و بخشش گسترده، چه خوبست كه هم نیكوكاران و هم گنهکاران با اعتراف (به نیاز و تقصیر خویش) و حیاء و شرمسارى و امید بر سر این سفره جمع شوند که یقینا در این صورت آنان از لطف و احسان خدا بىبهره نخواهند ماند .(2)
حال که به در خانه خدای خود آمدهایم، با او چه بگوییم و او را چگونه بخوانیم ؟
چه چیزی بهتر از هم نوائی با مولای مهربانمان، در آنجا که از سوز دل خدایش را میخواند و با او نجوا میکند.
حال از آستان خدایمان چه بخواهیم؟ چه زیباست که اینگونه دست نیاز به درگاهش دراز کنیم که :
" خداوندا، ما در روز عید فطر به سویت توبه مىكنیم؛ (روزی) كه آن را براى اهل ایمان، روز عید و شادى قرار دادى و براى اهل دین خود، روز اجتماع و همیارى تعیین کردی. توبه (میکنیم) از گناهانى كه مرتكب شدهایم و از كارهاى ناپسندى كه انجام دادهایم (و) یا نیّتهاى بدى كه در دل داشتهایم؛ توبهاى خالص از هر گونه شك و دودلی. "
امام علی (ع) فرموند: این عید، برای کسی است که خدا روزهاش را پذیرفته و نمازش را پاداش داده است.(3)
پس خداوندا این توبه را از ما بپذیر و از ما راضى شو و ما را بر این توبه ثابت و پایدار بدار
پاورقیها:
1- این معنا را سید بن طاووس در کتاب " اقبال" ذکر میکند .
2- برگرفته از کتاب " اسرار الصلوة"، تألیف: مرحوم آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی(ره)
3- نهج البلاغه کلمات قصار - 42
برگرفته از سایت رشد
امام حسن (علیه السلام):
صَاحِبِ النَّاسَ مِثْلَ مَا تُحِبُّ أنْ یُصَاحِبُوكَ بِهِ.
با مردم چنان رفتار کن که دوست داری با تو آنگونه رفتار کنند.
میشنوی؟ صدای گسترش حریر بال ملایک میآید و زمین، آذینبندی آسمان را غبطه میخورد. نسیم را نظاره کن! چگونه دست مهربان خودش را بر سرشاخههای درختان مدینه میکشد و در گوش سپیده دم، نجوا سر میدهد... شگفتا مگر چه افتاده است که این چنین دلشادیها اوج میپذیرد و کبوتر قلبها تا فضای روشن فجر و فلق پر میکشد؟
آنک آن شب زیبا فرارسیده است: نیمهی ماه خدا. و ماه خدا اکنون به جلوهگری میآید!
نوگل باغ مصطفوی، حضرت حسن بن علی علیه السلام چونان غنچهای در باغستان توحید به بار نشست و در دامان پاک پدر و مراقبتهای باغبانه مادر بالنده شد...
و سلام ما بر تو ای امام بیدار دل بیدارگر، ای پیشوای مؤمنان، عزیز دل مجاهدان، ای نستوه و بیباک، ای گل سرخ پاک، ای مرد کریم، ای بزرگ پرچمدار آزادی و آزادگی و ای مددیار قیام و انقلاب بزرگی که تا پایان تاریخ، در تداوم است و محرومان و مستضعفان را به تلاش و حرکت و قیام علیه مستکبران جهان وا میدارد.
سلام بر تو... سلامی بیشماره... انبوه... تا بیکرانهها!
برگرفته از کتاب "جرعهای از جام ولا" نوشتهی جواد نعیمی