امشب شب یلداست، بلندترین شب سال، شب اول زمستون. یلدا به معنای تولد خورشید است. ایرانیان باستان بر این باور بودندکه در زمانهای بسیار دور تیرگی، ظلمت و سرما تمام دنیا را فراگرفته بود و در عمق یکی از همین شبهای ظلمانی و سرد در کوه البرز غاری وجود داشت که در میان این غار خورشید متولد شد و با تولد خورشید سلطنت تیرگی و سرما پایان گرفت و آغاز شد دوران روشنایی و نور و گرما.
این شبیه که همه به یاد دارن و اونرو فراموش نمیکنن. توی این شب همه دور هم جمع میشن و از خاطرات خوب و خوش گذشته حرف میزنند و خلاصه این شب رو به خوبی و خوشی میگذرونند. بعضیها هم این شبشان با دیگر شبها تفاوتی نداره و برخی هم این شب رو غصه دارن و نمیتونن خوشحال باشن (حالا به هر دلیل).
این شب با همهی طولانی بودن و بلندیش (هر چند فقط یک دقیقه طولانیتر از بقیه شبهاست)بالاخره میگذره و سرانجام سحر میرسه. شاید خیلیها دوست داشته باشند این شب طولانیتر بشه! بعضیها هم دوست دارن زودتر این شب بگذره، شاید برخی هم بیتفاوت باشن.
اما یک شبی هست که خیلی طولانی تر از این شبه، طولانیتر و سیاهتر و سردتر!
این شب با شب یلدا یه مشترکاتی داره اول اینکه خیلیها توی این شب مشغول تفریح و خوشگذرانی و استفاده از خوشیهای دنیا هستن و اصلا فکر فردا نیستن. دوم اینکه بعضیها خیلی دوست دارن که این شب طولانی بشه تا بتونن بیشتر خوش باشن و هر کاری هم از دستشون بر میآید برای طولانی کردن این شب انجام میدن غافل از اینکه هر چقدر هم این شب طول بکشه بالاخره سحر میآد و شب با تموم سردی و سیاهیش میره. ولی عده دیگهای توی این شب غصه دارن و تمام آرزوشون اینه که این شب هر چه زودتر بگذره و فردا چشمشون به جمال خورشید روشن بشه و چقدر برای این کار دعا میکنن.
البته شب ما با شب یلدا یه تفاوتهایی هم داره اول اینکه این شب بر خلاف شب و روز زمینی دیدنی نیست و به همین دلیل خیلیها نمیتونن متوجه این شب بشن. خیلیها هم متوجه شب بودن می شن ولی به علت طولانی بودن این اون رو از یاد میبرن هر چند نشونههایی از شب بودن وجود داره که واسهی اونایی که درک میکنن خیلی سخت و طاقت فرساست . دوم اینکه با اتمام شب یلدا زمستون شروع میشه ولی با اتمام شب ما بهار از راه میرسه. اما مهمترین فرق این شب با شبهای دیگه اینه که شبهای معمولی 12 ساعت بیشتر طول نمیکشن ولی این شب بیشتر از هزار و صد ساله که طول کشیده. بله درست حدس زدین این شب طولانی و ظلمانی شب دراز و طولانی غیبت اون خورشیدیه که همهی موجودات و ذرات عالم شب و روز در انتظار طلوع و نور افشانی اون به درگاه خدا دست به دعا برداشتن...
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَیهِ وَ قَرِّب بُعدَهُ وَ اَنجِر وَعدَهُ وَ اَوفِ عَهدَهُ.
بار الها بر او درود فرست و دوری او را نزدیک کن و وعدهاش را برسان و به عهدش وفا فرما
ای ریسمان صدر الهی!
ای رحمت واسعه حق!
ای ابر رحمت خدایی!
از پرده غیب برون آی و باران مهر ببار که عطشمان سخت طولانی شده، بیا و تاریکی را به نور نکوییهایت بشکاف،
بیا و زشتیها را به زلال خوبیهایت بشوی.
بیا تا خوبی معنا یابد و کرم رواج گیرد، صداقت مشتری یابد و احسان در خانه همهی مستمندان و نیازمندان را بکوبد.
م. دانش
همهی دلها، شیفتهی شورانگیزىِ یاد توست. بشر، شقایقهاى شادىاش را در شبستان شیدایى تو مىكاود و شایستهترین بندگان خدا، شبها و روزها، شرط تداوم حیات خویش را در آویختن به شاخه طوباى محبت تو مىدانند.
هر دلى كه سپید باشد، با یاد تو سبز مىشود و هر نگاهى كه سیاه نباشد، شكوفههاى سپید ایمان به نور و روشنى را در جهان، بالنده مىسازد.
اى برترین افق براى پرواز پرندگان آرزو! اى تجلى آبىترین آسمان امید! اى منتهاى خواستههاى برتر!
اى نهایت عشق بشر! اى آرمان همهی آینده نگران! اى زیباترین آیینهی بهاران! اى شكوهِ بارانِ شادمانى ما! اى ماه متبلور در دلها! اى عظمت رهبرىِ والا! اى قرص خورشید معنا! دنیا نیازمند نگاه و ظهور توست و قلب همهی انسانها، براى زیارت روى نیكوى تو مىتپد.
اى قلب عالم امكان! بیا و گَردِ گامهایت را بر زمین بتكان. باشد كه سرسبزى و مهر و نور و فروغ، سرتاسر این كره خاكى را فراگیرد و زندگى طراوتى دیگر یابد.
خاك رهگذار تو، توتیاى شفابخش دیدهها و دلهاى همگان است.
برگرفته از وبلاگ پردیس مهتاب
انتظار فرج، فلسفهی مقاومت است، نه عامل تسلیم.
غیبت، دورانِ انتظار جوشش دوبارهی غدیر عاشورایی در نینوای تاریخ است؛ در بستری از فراتِ ظهور و علقمه نور!
«عصر ظهور» رجعتِ دوبارهی بعثت در حرا، و امامت در غدیر است.
منتظران واقعی، سلاح بر دوشانِ شهادت طلباند، که استقامت مدال و نشانشان است و ایمان رهتوشهی حرکتشان و توکل تکیهگاه همیشگیشان.
منتظران چشم به راه سپیدهی تاریخاند. با بصیرت و جهاد ظلمتِ شب را میشکافند و رها از تعلقات، خود را برای شهادت در رکاب مولا آماده ساختهاند.
انتظار، درختی است که جز اقدام و اصلاح میوهای نمیدهد.
حضرت بقیة الله علیه السلام امام حاضر، ولی زمان، روح زندگی، کیمیای سعادت، چشمه ی حیات و کشتی نجات در روزگار ماست. شبها و روزها می گذرند، سالها از پی یکدیگر می آیند، عمرها به پایان می رسند نسل ها و قرن ها یکی پس از دیگری می آیند و می روند و جماعت انسانها در غفلتی سخت کشنده از این چشمه ی حیات که شناخت او و حرکت در مسر محبت و معرفتش، تنها راه وصول به سعادت مطلق است روزگار می گذرانند و همین غفلت بی توجهی نسبت به این «بزرگترین نعمت الهی» سر منشأ تمام ظلم ها، گرفتاری ها، نابسامانی ها و مشکلات فرا روی جامعه ی بشری است. به راستی غفلت تا کی؟! سوختن و ساختن تا چه وقت؟! آیا خداوند رئوف و مهربان راه گشایش و آسایش را به ما نشان نداده است؟ آیا راه آشتی وارتباط با خداوند تعالی و حجت او بسته است؟!
مسلما چنین نیست.
معمولاً آغاز ارتباط با سلام است.....
می شود با یک سلام آغاز کرد ......
سلام بر آل یاسین
سلام بر او که مایه ی امان زمین است
سلام بر مهدی منتظَر
و سلام برپیروانش