آفتاب مهر - مطالب انتظار
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

ستاره درخشان

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

حضرت مهدی(عج) در میان چهارده معصوم چون ستاره‌ای درخشان نورافشانی می‌کنند.

 

گفتند که می‌آیی؛ این باورمان گشت باوری از سر یقین دیر یا زودش ما را متزلزل نمی‌کند که وعده خدا را حتمی می‌دانیم.

باشیم یا نباشیم او می‌آید با کوله بار انبیا بر دوش، رسالت الهی همراه، عصای قدرت در دست و قلبی مهربان در سینه...

در نماز منی، در نیایشم، قنوتم، سجده‌ام، آیت الکرسی‌ام، صلواتم؛ بی تو نیایش‌هایم کوتاه است همچون کوتاهی ارزش و بهای خودم. اما وقتی در نیایش‌ها تو را یاد می‌کنم و فرج تو را فریاد می‌زنم، نیایش‌هایم اوج می‌گیرد، بالا و بالا می‌رود ملکوت الهی را به تلاطم می‌آورد و کوبه اجابت را می‌کوبد که این نیایشی است که نام ولی ما در آن است بپزیریدش. شاید با پذیرش نیایشم که معطر به نام شماست خودم را هم بپذیرند...

 

مجموعه مقالات جمع‌آوری شده مرتبط با نیمه شعبان (بر اساس مطالب سایت رشد)

 

آفتاب مهر، 15 شعبان سالروز میلاد مسعود

رحمت عالم گستر و موعود عدالت محور، یکتا منجی جهان و یگانه حجت الهی دوران، نوید بخش امن و امان، حجت حی زمان، منجی عالم بشریت، یاور مستضعفان، امام رحمت، پیشوای هدایت و برپادارنده عدالت الهی، حافظ دین خدا، موعود نجات دهنده بشر و بر پادارنده عدل الهی امان زمین، امام زمان و حلقه اتصال زمین و آسمان، درّ ثمین ولایت، کهف حصین امامت، آرزوی بشر، آن ظلمت ستیز و خورشید سحر، قائم آل محمد و برپاکننده عدل و داد در هنگامه فراگیر شدن ظلم و جور، چشمه‌ی جوشان زندگی و الفت دهنده‌ی دل‌ها بر اساس رضایت و درستکاری،

امام حجت بن الحسن العسکری  عجل الله تعالی فرجه الشریف

را به تمامی منتظران قدوم آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می‌نماید.

   

من و جداشدن از درگهت! خدا نکند

حکایت عطار بصری رو شنیدید؟ همون مردی که فرصتی برایش مهیا میشه تا به دیدار امام زمان (عج) مشرف بشه اما در میان راه با شنیدن صدای رعد و برق یاد صابونهایی که تازه پخته می افته و از یاد امام غافل میشه به همین دلیل زمانی که او را به در خیمه حضرت می رسانند، حضرت او را نپذیرفته و می گویند: «بازش گردانید که او مردی صابونی است»...

حال تصور کنید که ما را به در خمیه حضرتش ببرند، آیا توان و لیاقت آن را داریم که اصلاً به آن‌جا برسیم؟ آیا حضرت ما را می‌پذیرند؟ یا مانند آن عطار برمان می‌گردانند؟ باز آن عطار آن قدر معرفت داشت که تا دم خیمه ببرندش، باز آن‌قدر لیاقت داشت که صدای حضرت را بشنود، آن‌قدر ظرفیت داشت که عیبش را به او بگویند، اما ما چی؟

من که آمادگی و تحملش را ندارم! من که خودم می‌دونم کی هستم، صدا بلند نشده می‌فهمم؛ می‌گویند بازگردانیدش که او جوانی گنهکار است، بازگردانیدش که او مردی اسیر پول و مال دنیاست، بازگردانیدش که او در بند تعریف و تمجید و خوشامد دیگران است، بازگردانیدش که او اگر از ما دم می‌زند به دنبال بزرگ جلوه دادن خود است...

مولا جان! من که هنوز  خانه دل از غبار غیر نشسته‌ام، هنوز محبت دنیا از دل نزوده‌ام، هنوز غیر تو را از صفحه دل پاک نکرده‌ام، چگونه لاف ارادت می‌زنم؟

مولا جان من را ببخش، از من در درگذر، می‌دانم با تمنای بیجا و ادعاهای گزاف تنها نمکی هستم بر زخم دیرینه دلت، اما آقا، بیا و اگر مرا نمی‌طلبی، لاقل در گرماگرم کوره مهرت خالصم کن، آبدیده‌ام کن، آقا جان! آقای من تنها دلخوشیم این است که لبخند رضایتی بر لبانتان بنشیند، که البته نمی‌دانم در این گفتار نیز قلبم با زبان یکرنگی می‌کند یا نه؟!

خسته شدم از این سنگدلی، خسته شدم، از بس دل به این و آن سپرده‌ام و غیر تو را پسندیده‌ام به تنگ آمده‌ام، از بس که اندیشه به دلفریبی‌های روزگار سپرده‌ام پوسیدم. چشمانم سوخت از دیدن آیه و واماندگی از دیدار تو یابن رسول الله. هزار بار گفته‌ام که پدر و مادر وجان و مال و فرزندم به فدایت اما یکبار هم اهلیت از خود نشان نداده‌ام...

من را از این همه خواسته‌های دلم نجات دهید. مرا با خودتان یکرنگ کنید، رابطه‌ام را با خودتان اصلاح کنید.  

الهام گرفته از تئاتر «تا یک دلی»

ما طالب ظهوریم!

ما را دلى است كه به دلدار سپرده‏ایم. به آن یار غایب كه حضورش در اندیشه و قلب و خون ما متجلى است.

   این آرزوى سبز ماست كه باران نگاهش را به حاصلخیز كردن مزرعه جان‏هاى‏مان فراخوانیم و در دریاى محبتش غرق شویم!

 طلعت زیباى دوست، طلیعه طالع ماست و هواى پریدن به كوى او، عشق مقدس و درون مایه گرانْ‏قَدر ما به شمار مى‏آید.

   اى كاش همین جمعه كه در پیش روى ماست، جمعه دیدار یار، باشد.!

 لب‏هاى احساس ما همواره با ترنّم نام و یاد آن محبوب دل‏ها متبرك مى‏شود و چهره جان‏مان از فروغ خوبى‏هایش با نشاط مى‏گردد.

   یاد او، بذر صفا و سادگى و صداقت و فرزانگى را در دل‏ها و اندیشه‏ها مى‏افشاند و به ثمردهى مى‏رساند.

   ظهور او، نشانه رحمت دیگرى از خداوند است و ماهمواره دعا مى‏كنیم كه لایق رحمت خدا باشیم.

   هر كس و هر چیز كه در انتظار طلوع سپیده و سرسبزى نباشد، بدون تردید، سهمى از حیات نیافته است!

   ولایت، سرچشمه همه زیبایى‏ها، زندگى‏ها و زایندگى‏هاست و ما به پاس برخوردارى از این نعمت گرانْ‏سنگ، خداى را شاكریم.

   راز رویش جوانه‏ها و جوشش چشمه‏ها، رمز مانایى جهان و پایدارى خاك و افلاك، در بركت وجود مبارك مولاست.

   یارب! ما را بر این عشق و آرمان، بر دلبستگى به امام زمان، همواره پایدار و جاویدان بدار!

   ما، پیوسته این دلبستگى خویش را به یاد مى‏آوریم و امیدواریم توفیق یابیم كه همیشه از منتظرانِ صالحِ مصلحِ جهان باشیم و بر این میثاق پایدار بمانیم.

 

                  برگرفته از کتاب «در پی محمل جانان» نوشته‌ی جواد نعیمی

 

آیا می‌دانید؟

آیا می‌دانید شمشیر مهدی(عج) تنها منحصر به ظالمان است؟

آیا می‌دانید او با زبان رحمت و منطق با مردم سخن خواهد گفت؟

آیا می‌دانید روز ظهور امام زمان(عج)، روز مرگ شیطان است؟

آیا می‌دانید شیطان ما را به وعده عذاب او فریب داده است؟

او می‌آید، اگر ما بخواهیم!!!

بعلت ناسپاسی بنی اسرائیل، حضرت موسی به اذن خداوند مأمور به سیصد سال غیبت گردید!

صد و سی سال از این مدت گذشت! همه مردم به اتفاق، چهل روز برای بازگشت موسی دست به دعا بلند کردند! از طرف خداوند ندا آمد: موسی به سوی مردم بازگرد! عرضه داشت: هنوز صد و هفتاد سال از غیبتم باقی مانده است!

ندا آمد: این مدت را به دعای مردم بخشیدم!

 

امام صادق علیه السلام فرمودند:

اگر شیعیان زمان غیبت مثل قوم موسی عمل نکنند، خداوند غیبت قائم ما را، تا آخرین وقت تعیین شده به عقب می‌اندازد.

 

 
  • تعداد صفحات :9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...