تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب زمزمه‌های دلتنگی
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

زمزمه های دلتنگی (صبح نزدیک) 3

بازآ که بی تو بر ندمد آفتاب صبح

 

خورشید را مگر تو گذاری به قاب صبح

 

ای فارق سپیده ایمان ز شام کفر

 

باشد غیاب روی تو ما را غیاب صبح

 

ای یادگار فاطمه، ای وارث حسین

 

ای از تبار روشنی، ای هم رکاب صبح

 

ای ساقی زلال صفا بی حضور تو

 

شد ساغر سپیده تهی از شراب صبح

 

ای آفتاب صادق حق جلوه‌ای که سوخت

 

در حسرت نگاه تو چشم پر آب صبح

 

ای مقتدای رویش گل‌های روشنی

 

بازآ که بی تو بر ندمد آفتاب صبح

زمزمه‌های دلتنگی (مهر نگار) 2

آقا بد کرده‌ام !

 

در این عمر خویش، در دارایی خویش بد کرده‌ام

 

عفوم کنید

 

بخاطر تمام گناه‌هایی که مرتکب شده‌ام و به سبب آنها به پیشگاه الهی از سر محبت بزرگ

خویش برایم استغفار کردید

 

بخاطر تمام لحظه‌هایی که ناظرم بودید و از من توقع تقوا و ورع و پاکی داشتید

 

و من به دام نفس اسیر لغزیدم و به پرتگاه رنجش و خشم و اندوه شما فرو افتادم

 

شرمنده‌ام آقا !

 

شرمندگی قلم ادیبانه‌ای نمی‌خواهد

 

تا حرارت شرم را که در جانم هست را به سینه کاغذ بکشد

 

در کتاب‌ها خوانده‌ام که شما ناظر عمل منید

 

خواندم که اگر افعال زشت ما نبود که به پیشگاه شما عرضه می‌ شود

 

هر آیینه ما به فوز ملاقات شما نائل می‌شدیم

 

خوانده‌ام که شما برای گناهان ما استغفار می‌کنید

 

و برای کارهای خوب ما خدا را شکر می‌کنید

 

و در عجب شده‌ام آقا از این همه عطوفت و مهر

 

از این پیوندی که به کرم، شما زده‌اید به جمعیت رعیت

 

آقا جان!

 

از خودم در خجالتم

 

شرمنده‌ام و سر افکنده

 

تیرهای رنج که به قلب شریفتان افکنده‌ام را به کرم چنان بگیرید که گویی نبوده است

 

گناهانی که کرده‌ام را به بزرگواری چنان بگیرید گه گویی نکرده‌ام

 

آقا!

 

می‌دانم که: "کذالک یبدل الله سیات حسنات"

 

کیمیاگری کنید مرا هم که در غلبه گناه به سیه‌ای تبدیل می شوم

 

به کیمیاگری خویش به حسنه‌ای از شیعیان آل محمد(ص) بدل کنید

 

دریافت فایل صوتی این متن (لینک غیر مستقیم)

 

زمزمه‌های دلتنگی (مهر نگار) 1

مهدی جان!

 

قربان روی دلگشایت

 

به تو پناه آورده‌ام از اندوه تو

 

به تو پناه آورده‌ام از رنجش تو

 

گناه رویم را سیاه کرده است و روشنایی عقل را در قلبم به بند کشیده است

 

خودم از عمل خود  از گناه خود در رنجم

 

و از اندوهی که به قلب رئوف تو وارد آورده‌ام سراپا شرمگین

 

شرمگینم از لحظاتی که مهربانی‌های ترا

 

و رحمت صداقت بار ترا فراموش کرده‌ام

 

و در مرداب لزج گناه غوطه خوردم

 

شرمنده‌ام که در حالی با تو حرف می‌زنم که ترا ناراحت و رنجیده کرده‌ام

 

شرمنده‌ام که با وجود انتصابم به تو

 

با این‌که گرداگردم می‌گویند این از محبین علی(ع) و خاندان علی(ع) است

 

مایه خجالت و سرافکندگی تو شده‌ام

 

می‌دانم که آقا شما دوست دارید شیعه پاک باشد

 

شیعه اهل ورع باشد

 

شیعه گناه نکند

 

می‌دانم گناه محبین شما چقدر در پیشگاه الهی شما را به استغفار می‌کشاند

 

برای همین است که پیش شما از خودم خیلی خجالت می‌کشم

 

دریافت فایل صوتی این متن (لینک غیر مستقیم)

زمزمه‌های دلتنگی - آرزوی من!

آرزوی من!

 

این رنج دیده جسم بی تعادل، محتاج ایستا نمودن توست

 

این ملتهب دل بی سکون، مهتاج آرامش توست

 

این سیه جان بی‌آبرو مهتاج مهر توست

 

پس ای مهر عالم!

 

بتاب بر جان خسته‌ام

 

بتاب بر قلب شکسته‌ام

 

بر دستان بسته‌ام

 

بر عهد گسسته‌ام

 

بتاب و ناپاکیم بزدای

 

برگرفته از مجموعه صوتی شوق شقایقها

 

دریافت فایل صوتی این متن (لینک غیر مستقیم)

زمزمه های دلتنگی (شوق شقایقها) 3

من کجا دوری ترا یافته‌ام

 

یا کجا به سوی تو شتافته‌ام

 

من کجا از غم نادیدنت افسوس خورده‌ام 

 

یا از این‌که هم غم تو نیستم رنج برده‌ام

 

من سر خویش گرفته‌ام و دنیای خودم را ساخته‌ام

 

و این تویی که از یاد من غافل نمی‌شوی، نه من

 

این تویی که خاطرت نگران من است، نه من

 

این تویی که دستانم را می‌گیری و از کوچه‌های تاریک دنیا می‌رهانی، نه من

 

خاک بر دهانم!

 

گویی که تو محتاج منی

 

وای بر من! وای بر من!

 

چه کرده‌ام در مقابل تو

 

و چه را جسته‌ام به جای تو

 

و که را خریدهام به عوض تو

 

وای بر من که هم قاصرم و هم مقصر

 

نانت خورده‌ام و دل نازنینت را شکسته‌ام...

 
  • تعداد صفحات :11
  • ...  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11