تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب زمزمه‌های دلتنگی
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

هشت قطعه‌ی عاشقانه / دوم

گفته بودی نگاهم می‌کنی! گفته بودی دستی بر سر و رویم می‌کشی. گفته بودی بیایم تو را شفیع بارگاه قدسی بسازم. گفته بودی دردهای دلم را بازگویم و درمان بطلبم! و من آمده‌ام با کوله باری از حاجت و خواسته، با سبدی پر از نیاز، با دست‌هایی آغشته به راز، و این دست‌ها هم اکنون حمایل ضریح و پنجره‌ی نگاه توست و من خویشتن را به نگاه تو آویخته‌ام. اشارتی اگر از سر مهر، با من روا بداری؛ خرسندتر از آهو بچه‌ی صحرایی، به دامان شادمانی خواهم گریخت و غبار حریم تو را؛ آری گرد پاهای زوّار تو را، توتیای دیدگان مشتاق خویش خواهم ساخت!

و کبوتران، این حجم‌های سپید معصوم، آیینه نگاه منند، اکنون! کبوتران تو که بال می‌زنند، قلب من نیز به همراهی‌شان تپشی سخت را می‌آغازد و به سوی عالم معنا، به سوی نور وجود تو آقا! پرواز می‌کند. کبوتران تو روسپیدند؛ ولی قلب من از شرم گناهان، به سیاهی شب‌های تار می‌ماند! تو اما بخشنده‌ترینی. تو رو سیاهی مرا با آب‌های متبرک سقّاخانه خواهی خواهی شست. دستم را بگیر!

«یا علی بن موسی الرضا!»

 

برگرفته از کتاب « جرعه‌ای از جام ولا » نوشته‌ی جواد نعیمی

هشت قطعه‌ی عاشقانه / اول

دل که به زمزمه بسپاری و در فضای روحانی زیارت، به گشت و گذار حاجتهای خود بروی، سبک میشوی؛ سبکتر از قاصدکی که بهارآور است و مژده رسان. و ژالههای صمیمی دل را که از ابر دیدگان خویش، در فصل زیارت یار؛ به دامان دلدار نثار کنی، زنگ محبت را به صدا درآوردهای و زنگار دل را در روشنایی حرم، از سویدای روح و جان خویش بازشستهای.

و هنگامی که با سبزی پیوند می خوری و به فرشتگان خدا زنگ می‌زنی و در حریم ملکوتی رضای خداوند قدم بر می‌داری آمیزه‌ای از عطر و گلاب و نور، تو را در بر می‌گیرد و آن‌گاه است که آه تو، آهن را موم می‌کند و فصل‌های مغموم از کتاب زندگی تو، پاک می‌شوند.

و تو آن زمان که بر باره‌ی خلوص، جلوس می‌کنی؛ نور و روشنی درو می‌کنی، مِهر می‌کاری و محبت بر می‌داری و با زبان و دل و اندیشه‌ای عاری از هر زنگ و زنگار، به جان، در گوش جهان ندا سر می‌دهی که،

«السلام علیک یا غریب الغربا، السلام علیک یا معین الضعفاء...»

 

برگرفته از کتاب « جرعه‌ای از جام ولا » نوشته‌ی جواد نعیمی

آبروی دو عالم

گل نرگس آبروی دو عالم

خیالت کی می‌رود ز خیالم

جمالت جلوه الله

بیا جانا طی کن این شب هجران

بیا مهدی با ترنم باران

سحاب رحمت الله

نگاهم کن من فدای نگاهت

صدایم کن من فدای صدایت

حلالم کن ای چکیده رحمت

سلاله عصمت

تک سوار غریب

تو را جان قامت خم زهرا

تو را جان اشک چون یم مولا

مرانی از درت ما را

اباصالح! ای امام غریبم

تمامی دردم تو هستی طبیبم

تو را جان مادرت زهرا

نگاهم کن من فدای نگاهت

صدایم کن من فدای صدایت

حلالم کن ای چکیده رحمت

سلاله عصمت

تک سوار غریب

 

دریافت فایل صوتی این متن

ای ماه بیا که راه را گم کردیم!

ای ماه بیا که راه را گم کردیم

حتی سر چشمه‌ هم تیمم کردیم

ای وای قرار بود آدم باشیم!

اما سر راه میل گندم کردیم

 

فکر دل ناصبور می‌کردی کاش

تنگ است دلم ظهور می‌کردی کاش

بر پلک سپید پنجره گرد نشست

از کوچه ما عبور می‌کردی کاش

 

روز و شب پنجره‌ها مونس نجوای تواند

کوچه‌ها منتظران قد و بالای تواند

در و دیوار در اندیشه‌ی یاد تو اسیر

جاده‌ها ساکت و آرام پذیرای تواند

باغ با زمزمه‌ی نام تو سبز هست هنوز

سبزه‌ها خاک نشینان قدم‌های تواند

 

دریافت فایل صوتی این متن

 

قاصدک

قاصدک بابای من گم شده اونو ندیدی

کاش می‌شد می‌رفتی و تو قتلگاه می‌گردیدی

یاکریم بگو چرا بال و پر تو خونیه‌؟

مگه تو کجا بودی شاید که بابام رو دیدی؟

شاپرک نشین رو شونم، شونه‌هام درد می‌کنه

خبر از بابام بیار اگه رو نیزه پریدی

آی گل لاله که از تو باغ به من ناز می‌کنی

لخته لخته غنچه‌ی لاله‌ی گوشامو دیدی؟

گناهم چی بود حسودِ باغچه گل پریا؟

که رو سوسن تنم پیچک شلاق کشیدی

پروانه یه بوسه من بهت میدم امانتی

بده به بابام اگه به چاک لبهاش رسیدی

گل بابونه چشمام نمی‌بینه به من بگو

از کجا صدای قرآن بابامو شنیدی؟

 

برگرفته از مجموعه صوتی«یک جرعه عطش»

 

 

دریافت فایل صوتی این متن

 
  • تعداد صفحات :11
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...