تبلیغات
آفتاب مهر - مطالب مقالات مهدوی
آفتاب مهر
مهدی جان! بر جان‌های خسته‌ی ما آفتاب مهر توست نور امید

امام غایب (عج) از نگاه هانری کُربَن

«به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهیه را میان خدا و خلق، برای همیشه، نگهداشته و بطور استمرار و پیوستگی ولایت را زنده و پا برجا میدارد. تنها مذهب تشیع است که نبوت را با حضرت محمد صلی الله علیه وآله و سلم ختم شده می‌دانند، ولی ولایت را که همان رابطه هدایت و تکمیل می‌باشد، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می‌داند. رابطه‌ای که از اتصال عالم انسانی به عالم الوهی کشف نماید، به واسطه دعوت‌های دینی قبل از موسی و دعوت موسی و عیسی و محمد صلوات الله علیهم و بعد از حضرت محمد، بواسطه ولایت و جانشینان وی (به عقیده شیعه) زنده بوده و هست و خواهد بود، او حقیقتی است زنده که هرگز نظر علمی نمی‌تواند او را خرافات شمرده؛ از لیست حقایق حذف نماید. آری تنها مذهب تشیع است که به زندگی این حقیقت، لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این حقیقت میان عالم انسانی و الوهی، برای همیشه، باقی و پا برجاست یعنی با اعتقاد به امام حی غایب»[1]

کربن، اعتقاد به مهدویت را در تفکر شیعه، عامل حیات و پویایی جوامع شیعی می‌دانست. وی در آثار خویش، خود را معنوی می‌دانست و در بحث از تشیع بزرگان عرفان همچون اسفراینی، علاءالدوله سمنانی و غیره، با تعقیب و اعتقاد راسخ آنان را شیعه می‌دانست. درباره تشیع خود کربن، از علامه طباطبایی چنین نقل شده است: در تهران جلسه داشتم با مهمان بزرگواری به نام «هانری کربن» که فرانسوی، مسلمان و امامیه بود. از زبان مترجمش اظهار داشت که مسلمانم و شیعه اثنی عشری هستم و به سرّ امامیه اعتقاد دارم. پرسیدم؛ آیا تبار و دودمان آقا در پاریس از طایفه‌ی امامیه‌اند؟ در جوابم گفت: خیر من با مطالعه کتب ادیان و مذاهب و ملل و نحل و تحقیقات شخصی خودم به دین اسلام رسیدم و مسلمان شدم و از اسلام به امامیه و مذهب جعفری که حتی به سرّ امامیه هم معترف و معتقدم.

پرسیدم: مرادش از سرّ امامیه چیست؟ در پاسخم گفت: وجود امام زمان، مهدی موعود (عج). به عقیده کربن، مفهوم ولایت در این دوران طولانی انتظار، همان هدایت ارشادی امام است که «اسرار» اصول عقاید را می‌آموزد. این مفهوم از سویی، شامل مفهوم معرفت است و از سوی دیگر، واجد معنای محبت؛ یعنی معرفتی که فی نفسه متمرکز و نیرومند است.

کربن در بخشی از کتاب تاریخ فلسفه اسلامی ضمن نقل روایتی مشهور از پیامبر اکرم (ص) که می‌گوید:

«اگر تنها یک روز به پایان جهان باقی مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانی خواهد کرد تا مردی از ذرّیه من که نامش نام من و کنیه‌اش کنیه من خواهد بود، ظهور کند. او زمین را از هماهنگی و عدل پر خواهد ساخت چنان که تا آن هنگام از خشونت وجور پرشده است.» به تفسیر این روایت پرداخته و می‌نویسد: روزی که چنین طولانی خواهد شد، زمان غیبت است و این حدیث صریح طنین خود را در همه قرون و در تمام مراتب شعور و ضمیر شیعه منعکس ساخته است.

کربن پس از اذعان به این نکته که امامان همه نور و حقیقت واحدی هستند که در دوازده شخص متمثل شده‌اند، می‌نویسد:

وقتی نسبت لاهوت و ناسوت را در شخص امامان در نظر بگیریم، می‌بینیم مسأله به هیچ روی شبیه به اتحاد اقنومی در طبیعت نیست، امامان، ظهورات و تجلیات الهی هستند، قاموس فنی زبان، کلمات (ظهور و مظهر) را پیوسته به مقابله با عمل آیینه باز می‌گرداند، پس بدین گونه امامان هم چون ظهورالهی، بی هیچ کم و بیش «اسماءالله » می‌باشند و به این عنوان از دو مهلکه تشبیه و تعطیل مصونند.[2]

 

منبع:وبلاگ موعود جهانی



[1] . نقل قول پروفسور هانری کربن - مستشرق فرانسوی - در ملاقات با علامه طباطبائی

[2] . هانری، کربن، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه اسدالله مبشری

نهال عاشورا در عصر ظهور

نهال عاشورا در عصر ظهور به ثمر می‌نشیند و یاران وفادار و فداكار امام حسین علیه السلام الگوی حسینى ‌بودن و زینبى ‌ماندن را به منتظران واقعى عرضه می‌کنند.

جریان امامت و ولایت ائمة اطهار علیهم السلام جداى از یك‌ دیگر نبوده، بلكه متناسب با شرایط و مقتضیات زمان، جلوه‌هاى گوناگونی به خود گرفته است. این جریان گاه در قیام سرخ گاه در نهضت فرهنگى و علمی، گاه در لباس اسارت و گاه در تبعید و هجرت، متبلور شده است؛ اما از آن‌جا که تمامی معصومین، یک نور واحد هستند (خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَارا)[1]، هدف واحدی را نیز دنبال مى‌کنند.

حفظ مكتب، هدایت امت، تبیین و اجراى حق و عدل و نیز ستیز با باطل، هدف مشترک تمام امامان علیهم السلام بود که هم‌چون رودخانه‌اى كه در مسیر خود، پیچ و تاب خاصى مى‌یابد، در هر زمان به شکلی بروز یافت تا همگان را حیات بخشد و سرانجام به اقیانوس حاكمیت عدل و امن الهى در زمان حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیانجامد...



[1] . فرازی از زیارت جامعة کبیره

لطفاً جهت مطالعه ادامه مقاله اینجا را کلیک فرمایید.

جایگاه حضرت مسیح علیه السلام در انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السلام

در قرآن و احادیث مربوط به امام عصر علیه السلام از حضرت عیسی بن مریم به عنوان یکی از یاران حضرت مهدی علیه السلام یاد شده است که در زمان ظهور آن حضرت، از آسمان فرود می‌آید و پشت سر آن حضرت قرار می‌گیرد و در نماز جماعت به ایشان اقتداء کرده و معاونت ایشان را بر عهده دارد.

روشن است به حکم این‌که آیین حضرت عیسی علیه السّلام مربوط به گذشته بوده، وظیفه دارد در این زمان از آیین موجود یعنی آیین اسلام که حضرت مهدی علیه السلام در راه جهانی سازی آن انقلاب می‌کنند، پیروی کند؛ بنابراین رهبر انقلاب جامعه اسلام، حضرت مهدی علیه السلام است و عیسی بن مریم علیه السّلام، این پیامبر اولوالعزم الهی در رکاب آن حضرت در راه جهانی سازی اسلامی و ارزش‌های قرآنی ایشان را یاری می‌نماید...

 

مجموعه مقالات جمع‌آوری شده ویژه ولادت حضرت عیسی علیه السلام

(بر اساس مطالب سایت‌های‌ رشد و راسخون)

 

 

آفتاب مهر، میلاد مسعود

پیام‌آور توحید و مهربانی، عبد برگزیده پروردگار و پیامبر بزرگ الهی،

نشانه روشن پروردگار و بشارت الهی،

حضرت عیسی بن مریم علیهما السلام

را بر تمامی موحدین جهان تهنیت عرض می‌نماید.

لطفاً جهت مطالعه ادامه مقاله اینجا را کلیک فرمایید.

مُهر نماز

زمان پیدایش مهر برای سجده در نماز 

«مُهر» عبارت است از قطعه‏اى کوچک از گِل به شکل مستطیل یا استوانه‏اى که نمازگزاران بر زمین نهند و به جاى خاک، پیشانى به هنگام سجده بر آن گذارند.[1]

در روایتی مشهور از پیامبر صلی الله علیه و آله که در منابع روایی اهل تسنن وارد شده نقل شده که:«و جعلت لی الارض مسجداً و طهوراً»[2] یعنی «زمین برای من سجده‌گاه و مایه پاکی و طهارت قرار داده شد.»

تا اینجا اختلاف چندانی بین فِرَق اسلامی نیست، تفاوت اینجا است که آیا کلمه «ارض» که به معنی «زمین» میباشد شامل فرش و یا لباسی که بر آن نهاده شود میباشد، تا سجده بر آن‌ها نیز صحیح باشد یا نه؟، پیروان اهل سنت معتقدند که بله، بر فرش و لباس نیز عنوان زمین صدق میکند و سجده بر آن‌ها جایز است. البته در صحیح بخاری بابی است که در آن روایاتی را ذکر کرده است که بعضی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله که به خاطر حرارت آفتاب نمی‌توانستند پیشانی را وقت نماز روی زمین مسجد بگذارند از حضرت اجازه خواستند که گوشه لباسشان را بین پیشانی و زمین قرار دهند تا از حرارت زمین در امان باشند؛ حضرت اجازه ندادند. برای همین مقداری از خاک را در مشت می‌گرفتند و قبل از سجده رفتن زیر پیشانی می‌ریختند.[3]

اما شیعه طبق تعالیم اهلبیت علیهم السلام معتقد است که لباس و فرش و مانند این‌ها از مصادیق روایت نبوی نیست، چون بر این‌ها عنوان زمین صدق نمی‌کند و باید بر زمین و چیزهای غیر خوراکی که از زمین می‌روید (مانند چوب و برگ درخت) سجده کرد. حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می‌فرماید: «السُّجُودُ لَا یَجُوزُ إِلَّا عَلَی الْأَرْضِ أَوْ عَلَی مَا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ إِلَّا مَا أُکِلَ أَوْ لُبِسَ»[4]

بنا بر روایات ائمه اهل البیت علیهم السلام و بعضی از روایات اهل سنت نمی‌توان در سجده، پیشانی را بر هر شیء گذاشت بلکه باید بر اشیاء مخصوص نهاد.

این اشیاء مخصوص که در روایات بیان شده‌اند عبارتند از: خاک، سنگ، کلوخ، گیاهانی که خوراکی و پوشیدنی نیستند مثل برگ درخت، پوست میوه‌هایی که معمولا خورده نمی‌شوند و ... اما بر اشیایی که از نفت و فلزات و پشم و مو و پوست و گوشت حیوانات تشکیل شده نمی‌توان سجده کرد (نمی‌توان در سجده پیشانی را بر فرش بافته شده از این مواد نهاد).



پی نوشت ها:

[1][1] لغت نامه دهخدا، واژه مُهر.

[2][2] صحیح بخاری، 1/91 کتاب تیمم، حدیث 2.

[3][3] مسند احمد:3/327، حدیث جابر، سنن بیهقی:1/439 و کنز العمال7/465، شماره حدیث 19810و سنن بیهقی:1/105.

[4][4] وسائل الشیعه، ج5،  باب أنه لا یجوز السجود بالجبهه.

 

جهت دریافت ادامه این مقاله لطفاً اینجا را کلیک فرمایید

طلوع خورشید از مغرب - بخش دوم

گرچه تفاوت‌های جدی در مضمون روایات شیعه و سنی[i] اعتماد به آن‌ها را کم می کند، این نکته در همه روایات وجود دارد که طلوع خورشید از مغرب نشانه‌ای برای قیامت است.

تا این جا نتیجه چنین شد که مفاد احادیثی که در آن‌ها به طلوع خورشید مغربی اشاره شده، بیان نشانه‌های قیامت (اشراط الساعه) است و تصریحی به ظهور مهدی ندارد. اما به علت این که این موضوع، نشانه ظهور مهدی علیه السلام قلمداد شده، آمیختگی علائم ظهور با نشانه‌های قیامت است و آن چه درباره‌ی نشانه‌های برپایی قیامت گفته شده، فراوان بر نشانه ظهور قائم علیه السلام حمل می‌شود. اختلاف مضمون برخی روایات شیعه با اهل سنت در شمارش این نشانه‌ها نیز دلیل دیگر این آمیختگی است. مطلب دیگری که گویا باعث شده طلوع خورشید از مغرب را نشانه ظهور بدانند، آن است که شیخ مفید در ردیف ده‌ها علامتی که برای ظهور قائم علیه السلام بیان کرده طلوع خورشید از سمت مغرب را نیز آورده است، اما باید توجه داشت که وی این مطلب را به عنوان روایت نیاورده بلکه در ردیف نشانه‌ها ذکر کرده و سرانجام هم می‌گوید خداوند آگاه تر است.[ii] روایتی هم که او و شاگردش شیخ طوسی در این زمینه آورده‌اند، گذشته از آن که ابهام‌هایی دارد،[iii] تنها از حتمی بودن برخی حوادث سخن می‌گوید و حتمی بودن بدان معناست که قضای الهی بر وقوع آنها تعلق گرفته و الزاماً مربوط به ظهور قائم نیست؛ به خصوص که در این روایت، طلوع خورشید از مغرب و قیام مهدی در کنار هم ذکر شده‌اند و معنا ندارد که آن دو نشانه‌ی ظهور باشند.


 

لطفاً جهت مطالعه ادامه مقاله اینجا را کلیک فرمایید.

 
  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...