گرچه تفاوتهای جدی در مضمون روایات شیعه و سنی[i] اعتماد به آنها را کم می کند، این نکته در همه روایات وجود دارد که طلوع خورشید از مغرب نشانهای برای قیامت است.
تا این جا نتیجه چنین شد که مفاد احادیثی که در آنها به طلوع خورشید مغربی اشاره شده، بیان نشانههای قیامت (اشراط الساعه) است و تصریحی به ظهور مهدی ندارد. اما به علت این که این موضوع، نشانه ظهور مهدی علیه السلام قلمداد شده، آمیختگی علائم ظهور با نشانههای قیامت است و آن چه دربارهی نشانههای برپایی قیامت گفته شده، فراوان بر نشانه ظهور قائم علیه السلام حمل میشود. اختلاف مضمون برخی روایات شیعه با اهل سنت در شمارش این نشانهها نیز دلیل دیگر این آمیختگی است. مطلب دیگری که گویا باعث شده طلوع خورشید از مغرب را نشانه ظهور بدانند، آن است که شیخ مفید در ردیف دهها علامتی که برای ظهور قائم علیه السلام بیان کرده طلوع خورشید از سمت مغرب را نیز آورده است، اما باید توجه داشت که وی این مطلب را به عنوان روایت نیاورده بلکه در ردیف نشانهها ذکر کرده و سرانجام هم میگوید خداوند آگاه تر است.[ii] روایتی هم که او و شاگردش شیخ طوسی در این زمینه آوردهاند، گذشته از آن که ابهامهایی دارد،[iii] تنها از حتمی بودن برخی حوادث سخن میگوید و حتمی بودن بدان معناست که قضای الهی بر وقوع آنها تعلق گرفته و الزاماً مربوط به ظهور قائم نیست؛ به خصوص که در این روایت، طلوع خورشید از مغرب و قیام مهدی در کنار هم ذکر شدهاند و معنا ندارد که آن دو نشانهی ظهور باشند.
لطفاً جهت مطالعه ادامه مقاله اینجا را کلیک فرمایید.
یکی از نشانههایی که برای ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و آله شمرده میشود، طلوع خورشید از سمت مغرب است.
روایات مربوط به این نشانه، بیشتر در منابع اهل سنت آمده و آن چه در کتابهای شیعه وجود دارد، همان مضمون را تکرار کرده است. بخش عمده این احادیث، ذیل آیه 158 سورهی انعام وارد شده و در آنها طلوع خورشید، کنایه یا نشانهای برای برپایی قیامت گرفته شده است. بخش دیگر روایت که مستقل از تفسیر آن آیه ذکر میشود نیز طلوع خورشید از مغرب را نشانه قیامت میداند. در این میان، تنها چند خبر وجود دارد که ظهور مهدی را با این موضوع مرتبط میکند که به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
لطفاً جهت مطالعه ادامه مقاله اینجا را کلیک فرمایید.
یكی از مسائل آسیب زا در حوزه خانواده و استحاله فرهنگی زنان در جامعه ما رشد افكار فمینیستی در بین زنان، بالاخص دختران جوان است. باید آن مدینه فاضلهای كه دختران در ذهن خودشان در جایگاه زن در مكتب فمینیستی ساختهاند را با تبلیغات اصولی و صحیح خنثی نماییم. جا دارد كه یك نقد جدی پیرامون مسئله فمینیست از منظر زنان آمریكا صورت پذیرد. در حال حاضر منابع بسیار خوبی در دسترس است كه نمایانگر اعلام عدم رضایت و اعتراض شدید زنان فرهیخته غرب نسبت به آثار سوء تفكرات فمینیستی در جامعه است. خانم دایان پاسنو نویسنده كتاب فمینیسم راز زنانگی یا اشتباه مدیر مؤسسه مطالعات خانواده در آمریكا مینویسد: من به آنچه فمینیستها ارائه میدهند اعتراض دارم. سعادت و شادمانی حقیقی انسان جز از طریق ارتباط با خداوند میسر نیست. امروز روز نبرد زنان مؤمن است. اگر خدا را بخوانید، به شما پاسخ خواهد داد…
و در جای دیگر كتاب خود مینویسد: اگر برای كسب شأن به نهضت فمینیسم متوسل شوید جز ناامیدی بهرهای دیگر نخواهید برد. او بر این باور است كه فمینیسم، ارزشهای اخلاقی ما را از بین برده است.
برای مشاهده ادامه مقاله لطفاً اینجا را کلیک نمایید
بسیارى از بایدها و شاخصهاى بایسته اى كه باور به دین را زندگى عصر انتظار مى نمایانند، در روایات اسلامى ، بیان شده است از این چشم انداز، درقسمت قبل به شاخصه انتظار فرج پرداختیم و در ادامه به بقیه موارد مى پردازیم :
2.نگهداشت ایمان دینى
در روایتهاى بسیارى از امتحان دینداران در دوره غیبت سخن گفته شده است . ایمان و دیندارى ، در بوته آزمایش گذاشته مى شود و مردمان به اصالت ایمان و استوارى در نگهداشتن دین خود، سنجیده مى شوند. آزمایشهاى دینى ، براى همه ایمان آورندگان در همه زمانها، قانون الهى است :
(( اءحسب الناس اءن یتركوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون .)) (24)
اما این قانون ، در روزگار غیبت به دو جهت ، مورد تاءكید است :
آن كه امام (ع ) از نظرها پنهان است و منتظران ، منتظر اویند و چون این امر، به درازا مى كشد، افكار و دعوتهاى باطل ، در میان مسلمانان پدید مى آید و گروهى گمراه مى شوند:
امام صادق (ع ) مى فرمایند: (( ان لصاحب هذا الامر غیبتین احدیهما تطول حتى یقول بعضهم : مات ، و بعضهم یقول : قتل ، و بعضهم یقول : ذهب ، فلایبقى على اءمره من اءصحابه الا نفر یسیر. )) (25)
به راستى مهدى (ع )، دو غیبت دارد. دوم آن ، به اندازه اى به درازا مى كشد كه گروهى مى پندارند: وى ، مرده است و گروهى مى پندارند: كشته شده و گروهى مى پندارند: (ظهور او) گذشته است . پس بر پیروى از او، كسى باقى نماند، مگر مردمانى اندك .
برای مشاهده ادامه مقاله لطفاً اینجا را کلیک نمایید
دكتر بهروز لك: من هم دیدگاهی دارم كه عرض میكنم. یكی از بحثهایی كه میتوانیم درباره زن و مهدویت در عصر غیبت داشته باشیم، توجه به این نکته است که نظام اعتقادی، همواره به صورت شبکهای و نظام است و نمیشود بخشی از آن را گرفت و بخش دیگر را نادیده گرفت. در واقع، آنچیزی که میخواهم بگویم، این است كه زن و مهدویت را اگر مستقلاً هم مورد توجه قرار بدهیم، نمیتوانیم آن را در خلا مورد بررسی قرار دهیم. زن، بخشی از نظام خلقت و اجتماع انسانی است، مرد هم بخشی از این نظام است و یک رابطه تعاملی در بین آنها وجود دارد و اگر خداوند در قرآن میفرماید که (یا ایها الذین آمنو استجیبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما یحییكم ) به این معناست كه انسانها همه باید به سوی آن حیات، قدم بردارند و حرکت کنند؛ آن حیات هم در واقع اجابت خدا است. اگر این کانون نظام توحیدی ماست، هر کدام از زن و مرد به عنوان عناصر اجتماعی باید جایگاهی پیدا کنند که در تعامل با یکدیگر باشند. پس اگر ما مسئله زن و مهدویت را مورد مطالعه قرار بدهیم باید به این توجه کنیم که در این امر، زن و مرد جدای از هم نیستند و یک نوع تعامل و مکملیت نسبت به هم دارند.
برای مشاهده ادامه مقاله لطفاً اینجا را کلیک نمایید